
عبدالفتـــاح السيسي رئيسجمهور مصر پيشنهاد كرده است ارتش مشترك عربي تشكيل شود. مصر در اجراي اين پيشنهاد جدي است و در كانون تحركات سياسي و ديپلماتيك اين كشور به خصوص در خاورميانه قرار گرفته است. گفته ميشود يكي از اهداف سفر اخير عبد الفتاح السيسي به عربستان گفتوگو و تبادل نظر درباره اين پيشنهاد بوده است. نبيل العربي دبيركل مصري اتحاديه عرب نيز بررسي اين پيشنهاد را در دستور كار اين اتحاديه قرار داده است. دولت قاهره تنها به اين تلاشها بسنده نكرده و كوشيده است از توان اقناع بخشي الازهر نيز در اين زمينه استفاده كند و در اين راستا شيخ الازهر در سخناني لزوم تشكيل ارتش مشترك عربي را ضروري دانسته است. مصر براي توجيه حقوقي و سياسي طرح تشكيل ارتش مشترك عربي به مفاد اساسنامه اتحاديه عرب يا موافقتنامههاي قضايي ميان كشورهاي عربي براي همكاري در خصوص مظنونين به حملات تروريستي نيز متوسل شده است. حال با وجود يك چنين تحركات گستردهاي، اين سؤال مطرح ميشود كه چه عواملي دولت مصر را به فكر پيشنهاد تشكيل ارتش مشترك عربي انداخته است و چه هدف يا اهدافي را در اين خصوص دنبال ميكند؟
اهداف
فعلاً تنها چيزي كه در اين زمينه مشخص است و تا حدودي ميتواند به روشن شدن اين هدف يا اهداف كمك كند اين است كه اين پيشنهاد بلافاصله بعد از انتشار فيلم مربوط به بريدن سر 21 كارگرمسيحي مصري به دست داعش در ليبي و متعاقب آن حمله هوايي مصر به اهداف ضد داعش در اين كشور مطرح شد. از اين ديد بخشي از اهداف پيشنهاد تشكيل ارتش مشترك عربي ميتواند ايجاد پشتوانه عربي براي حملات بعدي مصر به ليبي براي ساقط كردن اسلام گراها اعم از اخوانيها و داعشيها باشد كه هر كدام دولت مورد نظر خود را در مناطق تحت كنترل خود به موازات دولت رسمي ليبي تشكيل دادهاند. بر اين اساس به نظر ميرسد دولت مصر از اين نگران است كه در كشورهاي همسايه مصر كه همانند اين كشور در معرض موج خيزش موسوم به بهار عربي قرار گرفتند اگر اسلام گراها بتوانند موقعيت خود را در قدرت حفظ و تثبيت كنند در آن صورت كار بر دولت قاهره براي ادامه سياست سركوب و مشت آهنين عليه مخالفان خود و در رأس آن اخوانالمسلمين بسيار دشوار خواهد شد به خصوص آنكه امريكا دوباره به سمت استفاده از اخوانالمسلمين در معادلات منطقه از جمله در برابر داعش متمايل شده است و در اين راستا عربستان را نيز به عنوان يكي از دشمنان سرسخت اخوانالمسلمين با خود همراه كرده است. از اين ديد مصر تغييرمعادله قدرت در ليبي را به نحوي كه به روي كار آمدن ليبرالها يا نظامياني چون خليفه حفتر بينجامد كاملاً به نفع خود ميداند.
اما از ديگر اهدافي كه به نظر ميرسد مصر از طرح پيشنهاد تشكيل ارتش مشترك عربي دنبال ميكند ايجاد بديلي براي ائتلاف به اصطلاح ضد داعش است كه امريكا در آن نقش محوري دارد و مديريت ائتلاف را در كنترل و انحصار خود دارد. مصر از همان ابتدا با ائتلاف ضد داعش با احتياط برخورد كرده و اهداف تأسيسي اين ائتلاف را به گونهاي بازتعريف كرده كه به اقدامات اين كشور در سركوب اخوانالمسلمين نيز توجيه و رسميت ببخشد. حال آنكه اين رويكرد تعارضي را در ديدگاه مصر و امريكا ايجاد كرده است زيرا امريكا براي مقابله با چالشهاي خود ناچار شده است به حاميان و همپيمانان منطقهاي اخوانالمسلمين از جمله تركيه و قطر نيز روي خوشي نشان دهد و از قابليتها و ظرفيتهاي آنها نيز بهرهمند شود.
موانع و چالشهاي مصر
به طور كلي ميتوان گفت مصر با چند مانع و چالش در اين عرصه مواجه است. نخست اينكه اتحاديههاي نظامي زماني تشكيل ميشوند كه در خصوص وجود تهديد مشترك اتفاق نظر وجود داشته باشد و همه اعضا تقريباً به طور يكسان در برابر تهديد قرار گيرند يا اينكه دستكم شكاف در ديدگاههاي اعضاي پيمان و اتحاديه در حال تشكيل خيلي عريض و گسترده نباشد. از اين ديد شكاف در ديدگاههاي كشورهاي عربي در ارزيابي از تهديد و گستره آن زياد است. براي مثال همچنانكه در جريان نشست اتحاديه عرب در قبال حمله نظامي ارتش مصر به ليبي مشاهده شد برخي از كشورها مثل قطر از حق تحفظ استفاده كرد و از امضاي بيانيه اتحاديه عرب در حمايت از اقدام مصر در حمله به ليبي خودداري كرد كه اين مسئله زمينه بروز دور جديد از تنش بين دو كشور را فراهم كرد. عربستان نيز كه نقش اساسي در ساقط كردن حكومت مرسي و اخوانالمسلمين و روي كار آوردن دولت السيسي داشت اكنون به دلايل مختلف از جمله روي كار آمدن تيم سياسي و امنيتي جديد در پي درگذشت ملك عبدالله، افزايش روزافزون خطر داعش، احساس نياز به جنبش اصلاح (شاخه يمني اخوان) براي برقراري موازنه در برابر حوثيها و همچنين تغييري كه در رويكرد امريكا در تمايل مجدد به استفاده از اخوانيها در معادلات منطقه ايجاد شده است، همچون گذشته نميتواند با رويكرد دولت السيسي در برقراري ارتباط اين هماني بين اخوانالمسلمين و تروريسم همراه و همگام شود. از اين ديد عربستان بيشتر در پي آن است كه از وزن و قدرت مصر براي مقابله با انقلاب يمن به رهبري حوثيها و مشاركت در پروژه جديد استقرار دولت عبدربه در جنوب يمن استفاده كند اما قاهره تاكنون تمايلي براي همراهي با رويكرد عربستان در اين خصوص از خود نشان نداده است. از طرف ديگر هر چند مصر در تلاش است براي توجيه حقوقي الزام تشكيل ارتش مشترك عربي به بند مربوط به اساسنامه اتحاديه عرب در اين زمينه متوسل شود اما واقعيت اين است كه اين بند از اتحاديه عرب به مقابله با دشمن صهيونيستي مربوط ميشد كما اينكه خود اتحاديه عرب نيز براي مقابله با اين رژيم تشكيل شد اما در خصوص هدف اعلامي از تشكيل ارتش مشترك عربي مقابله با خطر اسرائيل هيچ جايگاهي ندارد.
نتيجهگيري
از آنچه گفته شد مشخص ميشود كه طرح پيشنهاد تشكيل ارتش مشترك عربي از سوي مصر با فضاي ناشي از انتشار فيلم مربوط به بريدن سر 21 كارگر مسيحي مصري در ليبي كه زمينه و توجيه لازم را براي حمله نظامي مصر فراهم كرد، كاملاً در ارتباط بوده است و در اين راستا مصر براي ايجاد اطمينان از تحولات كشورهاي همسايه همچون ليبي مايل به دخالت در اين كشور براي كمك به فراگير و سراسري كردن دولت منتخب ليبي و از بين بردن دولتهاي نزديك به اخوان و داعش در مناطق تحت تصرف آنها در ليبي است. همچنين به نظر ميرسد دولت السيسي و ارتش اين كشور در پي ايجاد مرجعيتي جدا از ائتلاف ضد داعش براي مقابله با تروريسم در منطقه است. با اين حال مصر براي عملياتي كردن طرح پيشنهادي خود با چالشهاي متعددي روبهرو است كه امكان برطرف كردن آن بعيد به نظر ميرسد. جدا از اين يكي از خلأهاي اساسي براي توجيه و مشروعيت بخشيدن به تشكيل ارتش مشترك عربي مقابله با تهديد دشمن صهيونيستي است.