كار از حرفهاي در گوشي يا احتمالات گذشته، اما باز هم گوش آقاي رئيس براي پاسخگويي بدهكار نيست! شايد هم برنامه جديدي دارد كه خودش را به اين راه و آن راه ميزند و زمان ميخرد. اما بازي با زمان هم نميتواند هميشه نتيجه دهد و دست آخر، روسياهي ميماند به زغال، مسئلهاي كه كفاشيان كمترين توجهي به آن ندارد!
حسابهاي مالي فدراسيون شفاف نيست. اين مسئله بارها و بارها بيان شده و هر بار كفاشيان به شكلي از زير بار پاسخگويي به آن طفره رفته يا حتي به صراحت آن را رد كرده است. اما بعد از آنكه اسناد و مداركي توسط برخي اعضاي مجمع وحتي برخي رسانهها در خصوص اين مسئله منتشر شد، ديگر نميتوان خيلي به تكذيبهاي همراه با خنده آقاي رئيس اكتفا كرد. خصوصاً بعد از آنكه او خيلي صريح اعلام كرد هيچ پولي به حساب مقدس نميرود و مدارك نشان از آن داشت كه همه پولها به حساب اين فرد واريز ميشود، ديگر نميتوان روي اين جوابهاي سرسري خيلي حساب كرد و طبق خواسته اعضاي مجمع، بايد حسابهاي مالي فدراسيون به صورت شفاف بررسي شود تا ابهامات موجود و ظن و گمانها برطرف شود.
كفاشيان هم البته مثل هميشه دلايل خاص خودش را دارد و نميتوان گفت همه آنها رد شده است اما بعد از آنكه مشخص شد برخي حساب كتابها باهم نميخواند و دست مسئولان فدراسيون در اين راستا رو شد كه آنچه ميگويند واقعيت نيست يا حداقل همه واقعيت نيست، حالا كمترين انتظاري كه ميرود اين است كه كفاشيان خود را از اتهاماتي كه به او وارد ميشود، مبرا كند. خصوصاً كه اعضاي شاكي مجمع كه حرف از بيقانونيها و عدمشفافيت مالي اين فدراسيون ميزنند معتقدند آقاي رئيس به دنبال خريدن زمان است تا اولاً حريفان خود را به طرق مختلف از ميدان به در كند و دوم اينكه با رسيدن به يك كرسي بينالمللي در كنفدراسيون فوتبال آسيا اين پرونده را مختومه كند.
بعد از بركناري نفراتي چون نبي و آيتاللهي و... تصور ميشد تغييراتي اساسي در نوع نگرش و تفكرات مرد اول فدراسيون فوتبال صورت گرفته اما حالا مخالفان حتي صداقت رئيس در اين خصوص را هم زير سؤال ميبرند و مدعي هستند كه اين تغييرات نه براي اصلاح كار كه تنها سياهكاري براي پاك كردن صورت مسئله بوده و كفاشيان هم در اين رابطه سكوت اختيار كرده و اگر هم پاسخي داده، آن چيزي نيست كه بتواند افكار عمومي را برابر انبوه اتهاماتي كه به او وارد شده است، قانع كند. خصوصاً كه شخص مورد اعتماد او كه شايد بزرگترين گاف كفاشيان بود و همه مسائل را به هم ريخت براي پاسخگويي به برخي ابهامات به كميسيون اصل نود هم احضار شده اما هنوز نتوانسته اين دعوت را اجابت كند، چراكه به ايران بازنگشته كه بخواهد خود را از اتهاماتي راكه به او وارد شده است، مبرا كند و همين مسئله كار كفاشيان را سختتر ميكند.
مردي كه يك بار پاي ميز بازجويي نشسته و خوب ميداند اگر مرتبه اول رفتار بازجو با او خيلي تند نبوده، اين بار شايد شرايط فرق كند اگر نتواند اتهاماتي را كه به او وارد شده با دليل و مدرك رد كند؛ چراكه مبارزه با فساد در فوتبال به صورت جدي در دستور كار مجلس قرار گرفته و او به عنوان بزرگتر و همهكاره فوتبال طي چند سال اخير مورد اتهام قرار گرفته و نميتواند از پاسخگويي به اين اتهامات شانه خالي كند. ضمن اينكه اگر در خوشبينانهترين حالت اين اتهامات تنها پروندهسازي باشد براي خراب كردن رئيس فدراسيون، باز هم او موظف است براي روشن شدن افكار عمومي هم كه شده قدمي جدي و محكم در اين راستا براي شفافسازي مسائل مالي بردارد.
تمام اميد كفاشيان اين روزها شايد نايبرئيسي در كنفدراسيون فوتبال آسيا باشد اما اين عنوان چطور ميتواند نجاتبخش باشد براي مردي كه سالهاست صندلي رياست فوتبال كشورش را در اختيار داشته اما نتوانسته بهرغم كارهايي كه انجام داده و نميتوان منكر آن شد، چهره موجهي از خود به جاي بگذارد و تلاشي هم براي تغيير اين شرايط نگرانكننده نميكند! البته تعجبي هم نميشود كرد، چراكه خود كرده را تدبير نيست و اوضاع امروز، نتيجه رفتار و تصميمات خود كفاشيان است نه هيچ شخص ديگري!