برگزاري رزمايش قدرتمندانه سپاه در منطقه عمومي تنگه هرمز و خليج فارس كه با آزمايش موشكها و دستاوردهاي جديد صنايع دفاعي كشور همراه است، در عين تمرين آمادگي نيروهاي عملكننده در عرصه زمين، دريا و هوا، واجد پيامهاي ويژهاي است كه از منظر ناظران داخلي، منطقهاي و بينالمللي مغفول نمانده و نخواهد ماند.
در ميان نقاط قوت و ظرفيتهاي نظام جمهوري اسلامي ايران قدرت دفاعي و امنيتي ايران به مرحلهاي رسيده است كه بدون بهرهگيري از سلاحهاي نامتعارف و صرفاً با اتكا به توانمندي نيروهاي داخلي و آمادگي نظامي آنها، نه تنها ايران را به توان بازدارندگي رسانيده است، بلكه به عنوان مهمترين عامل در گسترش حوزه نفوذ و عقبه راهبردي گفتمان مقاومت اسلامي مطرح و سبب شده است تا صدها كيلومتر فراتر از مرزهاي جغرافيايي تجلي يابد.
نگراني از واكنشهاي احتمالي ايران سبب شده است كه روز گذشته جان كري، وزير خارجه امريكا در جلسه استماع كميته روابط خارجي سناي اين كشور در توضيح چرايي ورود امريكا به فرآيند مذاكرات بگويد، ما اين جرئت را به خودمان دادهايم كه بپذيريم كه بتوان به جاي جنگ يا اينكه از ابتدا تهديداتي انجام دهيم كه به «تقابل» منجر شود، با ديپلماسي ايران را از شر گزينه دستيابي به سلاح هستهاي خلاص كنيم.
در عرصه منطقهاي نيز هفته گذشته نخستوزير رژيم صهيونيستي در جريان توديع و معارفه رئيس ستاد مشترك ارتش اين رژيم گفت: ايران شش جبهه عليه اسرائيل گشوده است، اين جبههها شامل لبنان، سوريه، غزه، صحراي سينا، حركت ايران به سمت سلاحهاي هستهاي و تلاش براي انجام حملات تروريستي است. نشريه جروزالم پست ضمن گزارش اين ادعا مينويسد: هيئتي كه در روزهاي اخير بعد از ديدار با مقامات عربي با نتانياهو ديدار كرده است، گفته كه مقامات عربي نيز در نگرانيهاي اسرائيل سهيم هستند و متذكر شده ايران و عواملش بر چهار مركز تاريخي جهان عرب يعني بيروت، دمشق، بغداد و صنعا مسلط شدهاند.
اما نشريه نشنال اينترست در مطلبي به قلم جيمز روبينز، كارشناس شوراي روابط خارجي امريكا از منظري ديگر به اين پديده نگاه كرده و با اشاره به پشتوانه مردمي اين اقتدار كه روز 22 بهمن مصداق بارز آن بود، از شكلدهي دوباره نقشه خاورميانه و نظام اعتقادي آن حكايت ميكند. فارغ از آنكه بيگانگان در اذعان به توانمندي ايران در اين عرصه از چه منظري نظير: ايرانهراسي، شيعههراسي، اسلامهراسي يا اعتراف به اقتدار ايران نگاه ميكنند، واقعيت اين است كه در تحليلهاي خود چند نكته اساسي را نميتوانند ناديده بگيرند:
1- توانمندي نظامي و امنيتي ايران و رسيدن ايران به توان بازدارندگي با اتكا به سلاحهاي متعارف، در عين فشارها و تحريمهاي نظام سلطه عليه ايران صورت گرفته است؛ تحريمهايي كه از منظر طراحان آن بايد به تضعيف، تحقير و ناتواني ايران ميانجاميد، نه آنكه به جايي برسد كه بزرگترين نگراني وزير امور خارجه امريكا در سنا «تقابل» احتمالي ايران باشد.
2- اين وضعيت در عين تثبيت جايگاه و موقعيت ايران در سطح منطقه و جهان معاصر راهبردهاي نظام سلطه و پادوهاي منطقهاي آنها را نيز بر هم ريخته، به گونهاي كه آنها را دچار خلأ استراتژيك كرده است. روزنامه واشنگتن پست در همين زمينه با اذعان به وسعت برتر ايران در تحولات منطقه مينويسد: نيروهاي مردمي همسو با ايران، قدرت امريكا را در عراق به تحليل بردهاند و شايد روزي برسد كه همانها، ما را كاملاً از عراق بيرون كنند.
نقطه ثقل مبارزه با داعش در عراق نيروهاي مردمي هستند كه مانند بازوي قوي ايران عمل ميكنند. اين برتري مشهود، همه استراتژي امريكا در عراق را به تحليل ميبرد.
3- روند فوق در عين اثبات ضعف و ناتواني دشمنان نظام اسلامي در عين حال بيانگر اقتدار و ابهت ايران اسلامي و مهمتر از آن نفوذ و جايگاه رهبري انقلاب در جهان معاصر است و اين نكته است كه اين روزها دوستان انقلاب اسلامي در منطقه بر آن تاكيد كرده و دشمنان بر آن اذعان دارند.
4- اقتدار دفاعي و امنيتي ايران همواره به عنوان پشتوانه دستگاه ديپلماسي تسهيلكننده مراودات و تعاملات بينالمللي ايران بوده و است و به تناسب بهرهگيري نمايندگان دستگاه ديپلماسي از اين ظرفيت، توانستهاند مطالبات بحق ايران را در تعاملات جهاني دنبال كنند.
شايد فراز و فرود اين وضعيت را در مواضع وزير خارجه دولت يازدهم از روزهاي آغازين مذاكرات تاكنون بتوان به روشني ديد. ايستادگي تيم در روند مذاكرات اخير در قبال مطالبات نابحق طرف امريكايي به خوبي نشانگر بهرهگيري و اتكا به اين ظرفيت است.
5- به رغم تبليغات منفي دستگاههاي رسانهاي غرب و سردمداران آنها در تبليغ ايرانهراسي و شيعههراسي در منطقه، متأثر از اقتدار دفاعي ايران، ايران در حرف و عمل ثابت كرده نه تنها تهديدي عليه همسايگان نيست بلكه همواره ظرفيت خود را در دفاع از كيان جهان اسلام به ويژه اهل سنت به كار گرفته است. سابقه روشن حمايت ايران از مقاومت فلسطين و كمكهاي عملي و تسليحاتي به گروههاي مقاومت، فارغ از ايدئولوژي آنها و به رغم شعارهاي توخالي بخشي از حاميان ظاهري مقاومت نمايانگر اين است كه اقتدار ايران در خدمت جهان اسلام و مبارزه واقعي با صهيونيستهاست.
6- تقويت گفتمان مقاومت در سطح منطقه و جهان اسلام به ويژه در ماههاي اخير و به رغم اقدامات گروههاي تكفيري در ارائه تصويري مشوه از اسلام، نمايانگر ورود جهان اسلام به مرحله جديدي از تحولات است. اين تحولات ميتواند گامي جديد در شكلگيري مرحله نويني از بيداري اسلامي در جهان باشد كه البته آسيبهاي مرحله پيشين را از نظر دور نخواهد داشت.