
به گزارش خبرنگار ما، چندي قبل زن سالمندي سراسيمه به اداره پليس رفت و از دو مرد به اتهام سرقت طلاهايش شكايت كرد. شاكي در توضيح ماجرا گفت: ساعتي قبل در حوالي بازار منتظر تاكسي بودم كه پرايدي به عنوان مسافركش كنارم توقف كرد. بعد از گفتن مقصد سوار خودرو شدم و به راه افتاديم. هنوز مسافت زيادي را طي نكرده بوديم كه راننده مرد ميانسالي را كه كارتن كوچكي دستش بود به عنوان مسافر سوار كرد. مرد مسافر لحظاتي بعد از اينكه سوار خودرو شد با راننده شروع به حرف زدن كرد و خودش را مرد خيري معرفي كرد. او گفت كه مرد پولداري است و به خانوادههاي كمدرآمد و بيسرپرست كمك ميكند و از من و راننده خواست اگر خانوادههاي نيازمندي را ميشناسيم به او معرفي كنيم تا كمكشان كند. پس از اين، مرد خير جعبهاي را كه داخل آن چند لباس و مقداري خوراكي بود به من داد و گفت به دست افراد فقير كه ميشناسم، برسانم. دقايقي بعد او درباره عيار انگشتر و گردنبند طلايم سؤالي كرد و خواست به او بدهم تا به من بگويد عيار آن چقدر است. او با حرفهايش اطمينان مرا به دست آورد و من هم طلاهايم را به او دادم. بعد از اينكه كمي آن را بررسي كرد دوباره داخل همان جعبه گذاشت و به من داد. وي ادامه داد: وقتي به مقصد رسيدم از خودرو پياده شدم و خودرو پرايد هم به سرعت از محل دور شد كه در جعبه را باز كردم تا طلاهايم را بردارم كه متوجه شدم ته جعبه سوراخ است و طلاهاي گرانقيمتم داخل خودرو پرايد افتاده است. همانجا فهميدم كه راننده و مرد مسافر مرا فريب دادند و به اين بهانه طلاهايم را سرقت كردند.
آغاز تحقيقات با دستور بازپرس
بعد از طرح اين شكايت پرونده به دستور قاضي هاشميان بازپرس دادسراي ناحيه 34 در اختيار تيم زبدهاي از كارآگاهان پليس آگاهي قرار گرفت.
در حالي كه كارآگاهان تحقيقات تخصصي خود را براي رديابي سارقان آغاز كرده بودند با چندين شكايت مشابه روبهرو شدند كه حكايت از آن داشت متهمان سارقان حرفهاي هستند كه با همين شيوه طلاهاي تعداد زيادي زنهاي سالمند را سرقت كردهاند.
يكي ديگر از شاكيان كه زني 65 ساله بود، گفت: روز حادثه براي خريد به بازار تهران رفته بودم. پس از خريد در راه برگشت به خانهام بودم كه سوار خودرو پرايدي كه دو سرنشين داشت شدم. مردي كه ادعا ميكرد مسافر است با راننده درباره كمك به افراد نيازمند حرف ميزد و به من گفت كه پولدار است و به خانوادههاي فقير كمك ميكند.
مرد فريبكار مدعي بود مديرعامل مؤسسه خيريهاي است
او خودش را مديرعامل مؤسسه خيريه معرفي كرد و كارتي هم كه مربوط به مؤسسه خيريه بود به من داد و خواست افراد فقير را از طريق تلفن همين كارت به او معرفي كنم. خيلي خوشحال بودم از اينكه با مرد خيري آشنا شده بودم و از اين طريق ميتوانستم به خانوادههاي فقيري كه ميشناختم كمك كنم. او با حرفهايش اعتماد مرا جلب كرد و گفت كه بستهاي را به من ميدهد تا به افراد فقير بدهم. پس از كمي حرف زدن از زيبايي گردنبند و دستبند طلايم حرف زد كه به او گفتم جواهراتم سرويس گرانقيمتي است. مرد مسافر از من خواست طلاهايم را ببيند و عيار آن را به من بگويد. او همچنين گفت كه قصد دارد براي همسرش شبيه اين سرويس طلا را بخرد. من كه به حرفهاي او اعتماد كرده بودم طلاهايم را در اختيارش قرار دادم و او هم بعد از كمي نگاه كردن طلاهايم را داخل كارتني گذاشت و گفت كه لوازم داخل كارتن را به افراد فقير بدهم. وي ادامه داد: خيلي خوشحال بودم تا اينكه در مقصد پياده شدم. وقتي خواستم طلاهايم را از داخل كارتن بردارم متوجه شدم كه ته كارتن سوراخ است و طلاهايم داخل خودرو آنها افتاده است.
جعبه سوراخ حقه مردان فريبكار
نخستين تحقيقات مأموران پليس نشان داد سارقان در پوشش افراد خير و كمك به خانوادههاي فقير زنان سالمند را طعمه قرار داده و بعد از قرار دادن اجناس كم ارزش داخل جعبهاي سوراخ از آنها ميخواهند تا اجناس را به افراد نيازمند برسانند و بعد جواهرات زنان را به بهانه يادداشت شماره عيار آن ميگيرند و نقشه خود را عملي ميكنند. همچنين بررسيهاي پليس نشان داد كارتهاي چاپ شده مؤسسات خيريه تقلبي بوده و اصلاً چنين خيريههايي ثبت نشده است. در گام بعدي كارآگاهان دريافتند كه يكي از شاكيان شماره پلاك خودروي سارقان را يادداشت كرده است. مأموران پليس پس از بررسي شماره پلاك خودرو متوجه شدند پلاك يادداشت شده جعلي بوده اما در تحقيقات تخصصي و بررسي سوابق مجرمان سابقهدار به دو برادر به نامهاي فريبرز و شهروز مظنون شدند و آنها را تحت تعقيب نامحسوس قرار دادند.
دستگيري متهمان در ايستگاه آخر
سرانجام كارآگاهان 20دي ماه دو متهم را هنگامي كه زن سالمندي را براي اجراي نقشهشان سوار خودروي پرايد كرده بودند، بازداشت كردند. دو متهم ابتدا با تناقضگويي قصد فريب پليس را داشتند اما وقتي با مدارك و دلايل روبهرو شدند به جرم خود با همدستي دو برادر ديگرشان و دامادشان اعتراف كردند. سپس مأموران پليس دو برادر ديگر و داماد متهمان را كه اعضاي اين باند بودند دستگير كردند. متهمان همگي به 17 فقره سرقت طلا از زنان سالمند اعتراف كردند. سردسته باند درباره شيوه سرقت گفت: مدتي قبل در زندان بودم كه با دو متهم كه به همين شيوه از زنان سرقت ميكردند، آشنا شدم. وقتي از زندان آزاد شدم به همراه سه برادر ديگرم و شوهرخواهرم اين باند را تشكيل داديم.
ما تعدادي كارت تقلبي مؤسسه خيريه را چاپ كرديم و براي اينكه شناسايي نشويم در تيمهاي دو نفري طعمههاي خود را سوار خودرو كرده و بعد با نشان دادن كارت مؤسسه خيريه، خودمان را به عنوان افراد خير معرفي ميكرديم و بعد از جلب اعتماد طلاهاي آنها را به بهانه يادداشت عيار آن سرقت ميكرديم. متهمان به دستور قاضي هاشميان براي تحقيقات بيشتر در اختيار كارآگاهان پليس آگاهي قرار گرفتند.