کد خبر: 704641
تاریخ انتشار: ۲۹ بهمن ۱۳۹۳ - ۱۷:۱۴
نظري و درآمدي بر يكي از شاخص‌ترين كاستي‌هاي فرهنگي ايران امروز
محمدرضا كائيني

1ـ سالياني قبل، در محفلي از جناب حجت‌الاسلام سيد حميد روحاني شنيدم كه روزي امام خميني در ايام تبعيد در نجف اشرف با تلخكامي به اطرافيان خود گفته بودند: تاريخ جنبش‌هاي ديني و ملي اين سرزمين، غالباً توسط دشمنان نوشته و آن را تحريف و هدف مبارزين را قلب كرده‌اند، نمي‌دانم آيا تاريخ نهضت ما هم توسط اين عده نوشته خواهد شد يا فرد يا افرادي خواهند بود كه واقعيت‌هاي نهضت اسلامي مردم را بنويسند؟ (نقل به مضمون)

اينك پس از گذشت نزديك به نيم قرن از اظهار اين كلام، به‌عينه شاهد هستيم كه نگراني بنيانگذار جمهوري اسلامي در آن دوره، كاملاً بجا و واقع‌بينانه بوده است، چه اينكه هم اينك يكي از چالش‌هاي مهم فرهنگي در برابر نظام جمهوري اسلامي، همانا معضل تاريخ‌نگاري انقلاب است و اگر سير قضيه به همين ترتيب و با بي‌توجهي متوليان و مسئولان امر ادامه يابد، عواقب زيانباري گريبان جمهوري اسلامي را خواهد گرفت. امروزه مخالفان نظام و البته ازسر دقت و محاسبه دريافته‌اند كه اگر بتوانند جايگاه تاريخ نگاري و يا به عبارت ديگر «تاريخ سازي»براي انقلاب را تصاحب كنند، خود را در مواجهه با نظام گام‌ها به پيش انداخته و بسياري از سنگرها را تصرف كرده‌اند.

2ـ امروز تاريخ‌نگاري انقلاب توسط مخالفان آن جدي‌تر گرفته شده است تا دوستان آن!دراين روزگار شاهديم كه ده‌ها شبكه ماهواره‌اي و سايت اينترنتي با شيوه‌هاي كاملاً حرفه‌اي و هدفمند و البته با سانسورهاي بسيار نامرئي و هنرمندانه، تاريخ ما را براي ما باز مي‌نويسند و براي مردمي كه خود، آن تاريخ را آفريده‌اند شعبده و نتيجه كار و محتواي رفتارشان را، جادوگرانه تحريف مي‌كنند و صدالبته بخشي از نسل دوم و سوم انقلاب هم كه آن دوره را نديده‌اند، كم و بيش تحت تأثير يافته‌ها و بافته‌هاي آنانند و پيامك‌ها و كامنت‌هاي خود را ازروي آنها بازنويسي مي‌كنند!

از اين سو معمولاً دوستان انقلاب، نه تنها تاريخ‌نگاري را جدي نگرفته‌اند، بلكه آن را امري تفنني و عرصه‌اي براي عرضه فضائل و مناقب و گاه براي توجيه كرده خويش انگاشته‌اند. در پاسخ به اين قلم، ممكن است عده‌اي برآشوبند كه: ده‌ها كتاب تاريخي نگاشته و صدها جلد خاطرات منتشر شده‌است و به يك چوب راندن تمامي آنها به صواب نتواند بود، ليك بايد سوگمندانه اذعان كرد كه تاريخ‌نگاري‌هاي ما از وقايع انقلاب معمولاً كليشه‌اي ـ اگر نگوييم رونويسي ـ و بدون تعمق در رويدادها و عاري از كشف يافته‌هاي جديد درباره اين رخداد بزرگ تاريخي‌اند و اغلب از سر رفع تكليف تدارك شده‌اند. اين رويكرد كه چند مؤسسه تاريخ‌نگاري بودجه‌اي را از مافوق خود دريافت مي‌دارند و خود را ملزم كه به هر نحو ممكن آن را در موعد مقرر صرف و به سرعت تبديل به كتاب كنند، موجب گشته كه آثار توليد شده در اين حوزه، معمولاً بي‌محتوا و حاوي اشكالات بنيادين تاريخي و حتي نقصان‌ها‌ي نگارشي و ويرايشي بوده و در نتيجه براي عموم مردم، به‌ويژه نسل جوان جذابيت و تأثيري نيافريند.

3ـ يكي از عرصه‌هاي تاريخ‌نگاري، تدوين خاطرات است كه معمولاً به دو شكل مكتوب و شفاهي انجام مي‌شود. با تجربيات موجود درباره خاطره‌نگاري‌هاي رجال انقلاب درسه دهه اخير، بايد بايد به صراحت اذعان داشت كه در ميان اين طيف، كساني كه از خود در اين باره رغبت نشان داده و خاطرات خود را با رعايت تمامي بايسته‌ها و استانداردهاي خاطره‌نگاري عرضه كرده‌اند، بسيار معدودند و اكثرنمونه‌هاي عرضه شده، عاري از جامعيت كه نخستين شرط تاريخ‌نگاري دقيق و علمي است، هستند. شايد يكي از مهم‌ترين دلايل آن اين باشد كه معمولاً اينگونه چهره‌ها در مقام نگاشتن، حوصله كمتري به خرج مي‌دهند؛ مضافاً بر اينكه بسياري از آنان دستي به كتابت ندارند و نمي‌توانند به شكلي بايسته، به ثبت مشاهدات خود بپردازند. از اين گذشته، غالباً با رودربايستي‌ها و ملاحظات غير ضرور درگيرند و همچنان در شعاع حوادث و افراد تاريخ‌ساز قرار دارند و ازاين روي نمي‌توانند رويدادها را به تمام جزئيات و حواشي آن روايت كنند.

داستان در عرصه تاريخ‌نگاري شفاهي، بس غم‌انگيزتر است. معمولاً اينگونه خاطره‌نگاري‌ها به‌رغم كميت و تعداد فراوانش، معمولاً به گونه‌اي غيرحرفه‌اي و بي‌توجه به نقاط عطف تاريخ انقلاب و زندگي روايتگر و نيز در مواردي، با بي‌اطلاعي ِ محض ِمصاحبه‌كننده تهيه شده‌اند. مخاطب ِآگاه و آشنا در مطالعه برخي از اينگونه آثار، احساس مي‌كند ميكروفوني به روايتگر سپرده شده تا هرچه را كه دل تنگش مي‌خواهد بگويد و سپس مطالب اخذ شده، عنوان‌گذاري و سريعاً تبديل به كتاب شود، بي‌آنكه نقاط اصلي و چالش‌برانگيز زندگي راوي واكاوي و روشن شده باشند. اين سير تراژيك هنگامي كامل مي‌شود كه اثر مذكور از لحاظ فصل‌بندي، ويرايش، الحاق ضمائم، عكس‌ها و اسناد هم زننده و حتي پس‌زننده باشد! در بسياري از كتب خاطرات، حتي ابتدايي‌ترين تصاوير مربوط به راوي يا برهه‌هاي مهم زندگي او وجود ندارند. جالب اينجاست كه اين تصاوير و اسناد در آرشيو برخي از مطبوعات يا مؤسسات تاريخي، به‌سادگي قابل دسترسي هستند و كافي است كه راوي يا محقق محترم براي به دست آوردن آنها، به خود اندكي زحمت مي‌دادند. راقم اين سطور بارها با ارائه تصاوير تاريخي بسياري از رجال انقلاب به آنها، ايشان را شگفت‌زده كرده، در حالي كه خود بر اين باور است كه كار مهمي انجام نداده و اين تصاوير به‌راحتي در اختيار هر كسي كه اندكي تلاش كند، قرار مي‌گيرند. 4ـ اما در آن سوي ماجرا، يعني حال و روز مخاطبين اين آثار، وضعيتي بس تأسف‌بارتر و حتي فجيع‌تر درجريان است. گذشته از آنكه در اين روزها كمتر كسي حوصله مطالعه دارد، معمولاً مطالعات تاريخي مردم به‌ويژه جوانان، منحصر به طرحياتي است كه در vayber، tangoo و layn تحت عنوان پيام كوتاه دست به دست مي‌شوند. اين پيام‌ها كه به نظر مي‌رسد از سوي مركز يا مراكزي خاص توليد و در سطح گسترده منتشر مي‌شوند، بازه زماني گسترده‌اي از تاريخ، يعني از دوره خلقت حضرت آدم ابوالبشر تا كنون را در برمي‌گيرند، از نظر استناد تاريخي، خيال‌پردازانه و پوچ هستند، لكن از لحاظ ساختار، موجز و در عين حال گويا و طنزآلودند، از اين روي براي مخاطبان ِ بدنه جامعه جذابند و به‌سرعت در شبكه‌هاي مجازي به چرخش در مي‌آيند. به نظر مي‌رسد سامان‌دهندگان اين‌گونه پيامك‌ها به‌خوبي به نقطه ضعف مردم كه عدم مطالعه تاريخ است، آگاهند و سعي مي‌كنند با به هم بافتن يك سلسله اباطيل، به افكار مخاطبان دست‌اندازي كنند و سمت و سو بدهند. نگارنده تقصير اين معضل بزرگ را بيش از پيش، متوجه برخي مؤسسات مدعي تاريخ‌نگاري و نيز كاركرد رسانه ملي مي‌داند. اين نهادها به دليل عملكرد ضعيف و نزديك به هيچ ِ خود، شرايطي را پديد آورده‌اند كه فلان شبكه محدود اجتماعي يا بهمان كانال سخيف تلويزيوني، به عنوان رقيب براي آنان عرض اندام ‌كند. ندانم‌كاري اين دستگاه‌ها كار را به جايي رسانده است كه جريان سلطنت‌طلب كه در دو دهه آغازين تأسيس نظام سر در گريبان بي‌خويشي و فراموشي فرو برده بود، فضا را مساعد ديده و «شعبان جعفري» و «پرويز ثابتي»و... را به عنوان مفاخر ملي علم كرده است! و محتمل با تداوم اين وضعيت و در گام‌هاي بعدي، نوبت به «پروين آجودان قزي» و «ملكه اعتضادي» و همكاران آنها خواهد رسيد! به عبارت ديگر آنان تا حدي از شرايط موجود به وجد آمده‌اند، كه آزادانه به تطهير مهره‌هاي درجه دهم خود مشغول شده و كتاب‌هاي خويش را با نيم و حتي يك سوم قيمت بازار، آزادانه و با امنيت كامل در پياده‌روهاي شهر عرضه مي‌كنند!

5- وختام سخن اينكه مولاي متقيان (ع) در يكي از جنگ‌ها به اصحاب خويش فرمود: اگر شما در سنگر خود به خواب رفتيد، دشمن را به خواب رفته نينگاريد، كه او بيدار است و منتظر خفتن شما! امروزه مخالفان ديروز و امروز انقلاب در سايه غفلت مسئولان امر و كمك‌هاي كلان و البته حساب شده دشمنان خارجي، به جست و خيز درعرصه تاريخ نگاري انقلاب مشغولند و تا متوليان فرهنگي ما به خواب رفته‌اند، يا به خواب رفته مي‌نمايند، حكايت همچنان باقي است...

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها