
به گزارش خبرنگار ما، چندي قبل پسر جواني به اداره پليس رفت و از دو پسر زورگير شكايت كرد. شاكي گفت: من دانشجو هستم و لحظاتي قبل در پارك باغ فردوس منتظر يكي از همكلاسيهايم بودم كه دو پسر موتور سوار وارد پارك شدند. همان لحظه تلفن همراهم زنگ خورد و گوشي را از داخل جيبم بيرون آوردم تا به تماس پاسخ دهم كه موتورسيكلتي كنارم توقف كرد و تركنشين آن قمه بزرگي زير گلويم گذاشت و خواست تلفن همراهم را به او بدهم. ابتدا مقاومت كردم اما وقتي خواست با قمه ضربه بزند تسليم شدم و گوشيام را به آنها دادم. زورگيران علاوه بر تلفن همراهم، عينك و 300هزار تومان پول نقدي را كه همراهم بود هم سرقت كردند.
آنها سپس به سراغ پسر ديگري كه با تلفن همراهش در حال حرف زدن بود رفتند و تلفن او را هم به زور گرفتند و گريختند. با طرح اين شكايت پرونده به دستور قاضي عموزاد، بازپرس دادسراي ناحيه 34 در اختيار كارآگاهان پايگاه يكم پليس آگاهي قرار گرفت.
شكايتهاي مشابه
كارآگاهان بعد از تحقيق دريافتند متهمان بعد از زورگيري هيچ ردي از خود به جاي نگذاشتهاند. در حالي كه بررسيها ادامه داشت، مأموران با چند شكايت مشابه روبهرو شدند كه نشان ميداد دو زورگير به همين شيوه در حوالي پارك باغ فيض، از شهروندان زورگيري كرده و گريختهاند.
زورگيري قبل از خوردن ساندويچ
يكي از شاكيان كه پسر 25 سالهاي به نام محمد بود گفت: شب حادثه به پارك باغ فيض رفتم و از اغذيهفروشي يك ساندويچ سفارش دادم.
داخل پارك منتظر آماده شدن سفارشم بودم كه دو پسر قويهيكل با موتورسيكلت وارد پارك شدند. آنها بعد از چند بار دور زدن نزديك آمدند و يكي از آنها خواهش كرد تلفن همراه را به او بدهم تا با پدرش حرف بزند. وقتي تلفن گرانقيمتم را به او دادم، ناگهان تركنشين قمهاي از داخل لباسش بيرون آورد و به گردنم گذاشت و خواست لوازم گرانقيمتم را به آنها بدهم. من از ترس 25 هزار تومان پول نقد، ساعت مچي گرانقيمتم و هدفون گوشيام كه 800هزار تومان ارزش داشت به او دادم. آنها پس از اين با موتور سيكلت به سرعت از پارك خارج شدند.
در حالي كه هر روز به تعداد شاكيان پرونده اضافه ميشد، افسر پرونده موفق به شناسايي دو پسر زورگير شد. تحقيقات او نشان داد يكي از متهمان كه شهباز نام دارد در مغازه پدرش در محله دربند كار ميكرد. او بعد از مشاجره با پدرش با همدستي پسري به نام حامد شروع به سرقت كرده است.
پايان خط
سرانجام كارآگاهان دو متهم را همراه مالخر در مخفيگاهشان دستگير كردند. دو متهم در بازجوييها به 40 فقره زورگيري اعتراف كردند و گفتند كه لوازم سرقتي را به مبلغ ناچيزي فروختهاند.
اقرار به سرقت
شهباز گفت: خانواده من پولدار هستند و پدرم در دربند مغازه بزرگي دارد. مدتي بود در مغازه پدرم مشغول كار بودم. پدرم هر ماه مبلغي را به عنوان دستمزد به من ميداد اما اين مبلغ ناچيز بود و كفاف خرج مرا نميداد. به پدرم گفتم كه دستمزد مرا بيشتر كند اما قبول نكرد. خيلي به او التماس كردم و گفتم كه خرجم زياد است اما فايدهاي نداشت تا اينكه در قهوهخانه با حامد دوست شدم. پس از اين ما دو نفر با هم نقشه زورگيري را طراحي كرديم و از يك ماه قبل تا الان از 40 شهروند زورگيري و با پول آن خوشگذراني كرديم. وي در پايان با اظهار پشيماني گفت: اما اين خوشگذراني دوامي نداشت و كاش در مغازه پدرم ميماندم و اكنون روانه زندان نميشدم. دو متهم ديگر هم حرفهاي شهباز را تأييد كردند. سه متهم به دستور قاضي عموزاد براي تحقيقات بيشتر و شناسايي شاكيان در اختيار كارآگاهان پليس آگاهي قرار گرفتند.