شيخ تميم بن حمد آل ثاني، امير قطر، سه ماه پيش بود كه براي شركت در مراسم تدفين ملك عبدالله بن عبدالعزيز، پادشاه قبلي عربستان، به رياض رفته بود و حالا دوباره به رياض رفت تا با ملك سلمان بن عبدالعزيز، پادشاه جديد عربستان، ديدار كند. معلوم است كه اين دو سفر تفاوتهاي اساسي با هم دارند چون وجوه سياسي سفر اول در حدي نبود كه بتوان آن را در حد تبادل نظر در مسائل منطقهاي ارزيابي كرد اما اين سفر دومي به همين منظور انجام شده و به همين جهت، وزن سياسي آن به مراتب بيشتر از قبل است به خصوص اينكه محمد بن نايف، جانشين وليعهد عربستان، چند روز قبل از اين به دوحه رفته بود تا با شيخ تميم بر سر مسائل منطقهاي گفتوگو كند. از جهت ديگر، شيخ تميم در حالي عازم رياض شد كه طي يكي دو روز اخير تحرك قابل توجهي از شيوخ كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس ديده شد و رفتن شيخ تميم به رياض در اين مجموعه از تحرك منطقهاي قرار ميگيرد.
معلوم است كه مهمترين وجه از حضور شيخ تميم در رياض به رابطه نه چندان دوستانه قطر و عربستان مربوط ميشود چراكه دوحه جداي از اختلافات ريشهاي ارضي و تباري با آل سعود، بر سر تحولات جهان عرب مواضع به شدت مخالف رياض داشته و همين امر بر تنش در روابط دو كشور افزوده بود. دوحه در حالي از جريان اخوان المسلمين در مصر و شركاي آن در ديگر كشورهاي عربي حمايت ميكرد كه عربستان اين جريان را دشمن تاريخي خود ميداند و تمام تلاش خود را به كار بست تا به كمك نظاميان مصري، حكومت اخوانالمسلمين در اين كشور را سرنگون كه البته موفق هم شد. ژنرال عبدالفتاح السيسي نشان داد شخص مناسبي براي اين كار است و چنان خشونتي عليه اخوانالمسلمين به كار بست كه براي رهبران اخوان قابل تصور نبود.
عربستان با فشارهاي سياسي و اقتصادي دوحه را مجبور به تجديد نظر در سياستهايش كرد تا در نشست شوراي همكاري خليج فارس در رياض توافقنامهاي را براي حل اختلافهايش با عربستان امضا كند. قطر بعد از اين توافقنامه تعدادي از رهبران اخواني را از كشور خود اخراج كرد و حتي نماينده ويژهاي به قاهره فرستاد تا زمينه آشتي با ژنرال السيسي را فراهم كرده باشد.
با اين وجود، دوحه موضع اصلي حمايت از اخوان را هرگز ترك نكرد و ملك عبدالله تا آخرين لحظه نسبت به سياست دوحه شك و ترديد داشت. مرگ ملك عبدالله دوحه را ترغيب كرد تا تحرك جديدي بر سر موضع اصلي خود داشته باشد به اين نحو كه به شايعات مربوط به حمايت نسبي پادشاه جديد عربستان از اخوان مصري دامن ميزد.
اين شايعات كار خود را كرد به نحوي كه ژنرال السيسي با سردي از حلقه جديد قدرت در عربستان استقبال كرد و سفير عربستان هم به نشانه اعتراض در همايش روابط مصر و عربستان در نمايشگاه كتاب قاهره شركت نكرد. ملك سلمان لازم بود تا در اين ابتداي كار سياست منطقهاي خود را به شيوخ همسايه گوشزد كند و فراخواندن مقامهاي كويت و امارات به رياض در اين جهت انجام شد. فراخواندن شيخ قطر يك مورد خاص در ميان شيوخ همسايه است و به نظر ميرسد كه ملك سلمان لازم ديده همان سياست گوشمالي پادشاه قبلي را در قبال شيخ قطري در دستور كار قرار بدهد به خصوص اينكه قطر بعد از مرگ ملك عبدالله اين تصور را پيدا كرده كه سياست منطقهاي عربستان فروپاشيده است.
حالا ملك سلمان شيخ جوان قطري را احضار كرده تا اين تذكر را به او بدهد كه مرگ ملك عبدالله تغييري در سياست منطقهاي عربستان ايجاد نكرده و شيخ جوان نميتواند اين اتفاق را فرصتي براي گلآلود كردن اوضاع بداند. از سوي ديگر، شيخ تميم كه تجربه فشار و تهديدهاي قبلي عربستان را دارد، حاضر به تكرار آن وضعيت نيست و به همين جهت به رياض رفته تا با آشتيجويي خيال ملك سلمان را از سوي خود راحت كند. اين دو وجه احضار و آشتيجويي به طور مسلم راه به نوعي مصالحهميبرد همانند اتفاقي كه بعد توافقنامه رياض پيش آمد اما همين مصالحه هم نميتواند مانع جاهطلبيهاي شيخ جوان و شك و ترديدهاي پادشاه پير سعودي باشد و به همين جهت، تنش بين قطر و عربستان چيزي نيست كه با امضاي توافقنامه و يكي دو سفر از بين برود و روابط دو كشور دوستانه بشود.