کد خبر: 703923
تاریخ انتشار: ۲۷ بهمن ۱۳۹۳ - ۰۸:۴۸
تاجر فرش مظنون به قتل، اظهاراتش را تغيير داد
تاجر فرشي كه متهم است در جريان خريد زمين 5ميلياردي، مردي سرمايه‌دار را به قتل رسانده سناريوي تازه‌اي را مطرح كرد. نخستين گزارش خبرنگار ما درباره حادثه هفتم بهمن‌ماه به چاپ رسيد.
به گزارش خبرنگار ما، روز جمعه 21 آذرماه امسال مردي به مأموران پليس تهران خبر داد كه پدرش ناپديد شده است. او گفت: پدرم كه سلمان نام دارد مرد سرمايه‌داري است. صبح امروز، قبل از ترك خانه گفت كه  براي فروش يك‌ قطعه از زمين‌هايش با مردي به نام شهروز در سعادت‌آباد قرار ملاقات دارد و مي‌خواهد زمين را به مبلغ 5 ميلياردتومان به او بفروشد. ساعتي بعد اما وقتي با شماره همراه پدرم تماس گرفتم، گوشي او خاموش بود و كسي هم از او خبر نداشت.

   آغاز تجسس‌ها
 همزمان با طرح شكايت، تيمي از كارآگاهان زبده اداره يازدهم پليس آگاهي، به دستور قاضي مديرروستا، بازپرس ويژه قتل، تجسس براي يافتن نشاني از مرد سرمايه‌دار را شروع كردند. بررسي‌ها نشان داد كه سلمان براي آخرين بار با يك تاجر فرش كه شهروز نام دارد ديده شده است، بنابراين او را بازداشت كردند.

    اولين سناريو چگونه طرح شد؟
شهروز در اولين بررسي‌ها گفت كه از سلمان خبر ندارد اما در تحقيقات بيشتر مدعي شد بعد از معامله زمين 5‌ميلياردي از او جدا شده است. شهروز در بررسي‌هاي بعد حرف‌هايش را تغيير داد و گفت: روز حادثه بر سر قيمت زمين اختلاف پيدا كرديم. سلمان دارويي مصرف كرد كه حالش بد شد و فوت شد. من هم جسدش را به كرج بردم و در يكي از باغ‌ها آتش زدم.
 با به دست آمدن اين سرنخ، كارآگاهان راهي محلي شدند كه شهروز نشاني آن را در اختيارشان گذاشته بود، بنابراين جسد كشف و براي تعيين علت مرگ به پزشكي قانوني فرستاده شد.

   اولين گزارش پزشكي قانوني
در حالي كه شهروز ادعا مي‌كرد در جريان قتل مرد سرمايه‌دار نقش ندارد، روز گذشته اولين گزارش پزشكي قانوني روز ميز بازپرس قرار گرفت. بر اساس اين گزارش، به رغم سوختگي شديد، خون‌مردگي در زير گردن و پس سر تأييد شده و نشان مي‌دهد كه سلمان پيش از سوختن، بر اثر فشار بر عناصر حياتي گردن فوت شده است.
شهروز بعد از شنيدن گزارش پزشكي قانوني، با طرح سناريويي تازه به بازپرس مديرروستا گفت: روز حادثه بعد از ديدن زمين در منطقه سعادت‌آباد، بر سر قيمت 5ميليارد تومان توافق كرديم. در قبال 1000 تخته فرش، قولنامه را تنظیم کردیم و من چک ضمانتی به مبلغ 5میلیارد تومان به او دادم تا بعد از تحویل فرش‌ها، چک را به من بازگرداند. او هم وکالتنامه محضری بابت فروش زمین به من داد. همانجا حواله 80 فرش را به او دادم و قرار شد از انبار فرش‌ها را  تحویل بگیرد و بقیه را هم در فرصت مناسب به او تحویل دهم .بعد سوار خودرو شديم و من در حال رانندگي بودم كه گفت تا پول را كامل به او ندهم زمين را نمي‌فروشد. سر اين موضوع با هم درگير شديم كه من با دست راست گلويش را گرفتم كه مقاومت كرد. بعد تعادل خودرو را از دست دادم و با گاردريل برخورد كردم. خودرو را نگه داشتم و براي لحظاتي پياده شدم.  وقتي سوار شدم ديدم كه سلمان در حال خوردن دارو است. گفت كه حالش بد شده و بايد دارو مصرف كند. لحظاتي بعد اما فوت شد. من ترسيدم و جسدش را به باغي  حوالی پیش آهنگی از توابع کمال‌شهر کرج بردم و داخل استخری انداختم. پس از این با چهار لیتری بنزینی که در صندوق عقب خودروام داشتم، جسد را آتش زدم و به خانه‌ام برگشتم.
به دستور قاضي مديرروستا، تحقيقات بيشتر از متهم ادامه دارد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار