رؤساي جمهوري روسيه، فرانسه و اوكراين به همراه صدراعظم آلمان چهارشنبهشب كاري سختي را پشت سر گذاشتند تا بعد از حدود 17 ساعت مذاكره توافقي در مورد بحران اوكراين به دست آورند. آنها به دعوت رئيسجمهور بلاروس به مينسك، مركز بلاروس، رفته بودند تا در مورد دستيابي به يك آتشبس در شرق اوكراين بين نيروهاي دولتي اوكراين و جداييطلبان مذاكره كنند و با وجود شك و ترديدهاي اوليه، توانستند به فرمول يك آتشبس بر مبناي 13 بند برسند تا با برقراري آتشبس از ساعت 12 روز يكشنبه 15 فوريه، نيروهاي دو طرف در شرق اوكراين از مناطق درگيري خارج كنند و به عبارتي، منطقه حائل بين نيروهاي دو طرف ايجاد شود. انجام اين بخش از فرمول زمينه را براي بخش بعدي را فراهم ميكند كه عبارت باشد از مبادله اسرا، خلع سلاح گروههاي غيرقانوني و خروج همه نيروهاي خارجي از اوكراين، بازگشت زندگي عادي به مناطق تحت تصرف شبهنظاميان، اصلاح قانون اساسي و كنترل اوكراين بر تمام مرزهايش با روسيه در صورت انجام تمام تعهداتش. بنابر اين، از دقيقه نخست آتشبس يا به عبارت ديگراز ساعت صفر به وقت كييف، لحظات حساس و خطير براي اوكراين شروع ميشود تا آنكه سرنوشت صلح در اين كشور معلوم بشود، به خصوص اينكه عاقبت آتشبس قبلي در سپتامبر سال گذشته ميلادي به شكست ختم شد و آن تجربه بر توافق فعلي مينسك سايه انداخته و به همين جهت، ناظران با نوعي ترديد و شك به اين آتشبس مينگرند.
عوامل زيادي وجود دارند كه ميتوانند اين توافق را هم به سرنوشت مشابه تجربه قبل مبتلا كنند كه به طور كلي، دو دسته عوامل داخلي و خارجي در كار هستند. عامل داخلي از هم اكنون خود را نشان داده است. ديميتري ياروش، رهبر ناسيوناليستهاي افراطي اوكراين، اطلاعيهاي منتشر كرده تا مخالفت خود را با توافق مينسك اعلام كند و بگويد اين توافق وجهه حقوقي ندارد و حتي اگر هم ارتش حاضر به قبول آن بشود و نيروهايش را از منطقه درگيري خارج كند، نيروهاي تحت امر او توافق و بندهاي آن را قبول نكرده و به جنگ خود با جداييطلبان ادامه ميدهند. اگر او و نيروهايش به اين اصرار خود ادامه بدهند، توافق محكوم به شكست خواهد بود زيرا اگر هم ارتش اوكراين فرمانبرداري كرده و حاضر به عقبنشيني از منطقه درگيريبشود، نيروهاي جداييطلب اين مليگراهاي افراطي را در مقابل خود خواهند ديد و همين نيز منجر به نقض آتشبس و ادامه جنگ ميشود. اطلاعيه ياروش نشان ميدهد كه پترو پروشنكو، رئيسجمهور اوكراين، اگر هم تسلطي بر نيروهاي ارتشي و دولتي داشته باشد باز نميتواند به طور كامل به شبهنظاميان طرفدار خود دستور بدهد و از اين جهت، قول و وعدههاي او براي اجراي توافقنامه مينسك چندان ضمانت جدي اجرايي ندارد. شايد او چندان هم مايل به فشار بر ياورش و شبهنظاميانش نداشته باشد چراكه به نظر ميرسد از توافقنامه مينسك زياد خشنود نيست و تمايلي به شكست آن دارد. به غير از مسائل ارضي، يكي از انگيزههاي پروشنكو در نگاه او به حمايت امريكا است و اينكه امريكا براي توافقنامه مينسك چه چراغي را روشن ميكند؛ سبز يا قرمز. روشن است كه امريكا به دلايل ديپلماتيك و وجود امضاي دو متحد اصلي اروپايياش پاي توافقنامه مينسك مجبور به روشن كردن چراغ سبز است اما اين تمام ماجرا نيست. امريكا انگيزهجدي براي ارسال تسليحات به اوكراين دارد و ادامه تنش اين امكان را به واشنگتن ميدهد در حالي با تحقق آتشبس و ديگر بندهاي توافقنامه مينسك، ديگر دليلي براي ارسال سلاح ندارد و اين موضوع در تعارض با آن انگيزه واشنگتن است. نبايد وجه سياسي قضيه را از نظر دور داشت كه ميتواند انگيزهامريكا براي شكست توافقنامه مينسك باشد. ابتكار اين توافقنامه مينسك با آنگلا مركل، صدراعظم آلمان، و فرانسوا اولاند، رئيسجمهور فرانسه بود با همكاري ولاديمير پوتين، رئيسجمهور روسيه، و پروشنكو و البته ميزباني گرم و صميمانه آلكساندر لوكاشنكو، رئيسجمهور بلاروس. بنابر اين، توافقنامه مينسك محصول يك برنامه به طور كامل اروپايي بدون هيچ نقش و دخالت امريكايي است كه در اين صورت، امريكا در حل يك بحران مهم جهاني به طور كامل به كنار گذاشته شده است. روشن است كه امريكا چندان راضي به اين نتيجه نيست چون نشان آشكاري از ضعف مفرط امريكا براي حضور مؤثر در عرصه بينالمللي است و تنها شكست توافقنامه مينسك است كه پاي امريكا را به طور جدي به ماجرا ميكشاند. به همين جهت است جن ساكي، سخنگوي وزارت خارجه امريكا، در چند ساعت قبل از شروع آتشبس ساز مخالف را كوك كرده و از اقدام روسيه در تعارض با روح توافقنامه مينسك ميگويد. در هر صورت، توافقنامه مينسك لحظات حساسي براي صلح، امنيت و ثبات را اول در اوكراين و بعد كل اروپا فراهم كرده اما اين امكان هست كه تمايلات افراطي داخل اوكراين و سياستهاي جنگطلبانه واشنگتن اين لحظات را باز به آتش و خون بكشند.