به گزارش خبرنگار ما، چندي قبل دختر جواني به اداره پليس رفت و از پسري به اتهام سرقت طلا و جواهراتش شكايت كرد. شاكي در توضيح ماجرا گفت: من دانشجو هستم و پدرم تاجر است. مدتي قبل در فيسبوك با پسري به نام بهزاد آشنا شدم. او خودش را مرد پولداري معرفي كرد و گفت كه كارخانهدار است. ما با هم از طريق اينترنت ارتباط داشتيم تا اينكه براي آشنايي بيشتر مرا به رستوراني در شمال شهر دعوت كرد. روز قرار با خودروي اسپورتيج به دنبال من آمد و به رستوران رفتيم. بعد از خوردن شام، كمي حرف زديم و به من ابراز علاقه كرد و پيشنهاد ازدواج داد. از آن روز به بعد ارتباط ما بيشتر شد و هر چند روز يك بار يكديگر را در پارك يا رستوران ملاقات ميكرديم.
او هر روز با خودرو مدل بالايي سر قرار حاضر ميشد و برايم كادوهاي گرانقيمت ميخريد. وي ادامه داد: مدتي گذشت و مرا به مجلس جشن دعوت كرد و خواست جواهرات گرانقيمت با خودم بردارم تا نزد دوستانش فخرفروشي كند. من علاوه بر جواهرات خودم، جواهرات مادرم را كه 100ميليون تومان قيمت داشت، برداشتم. بهزاد با خودرواش دنبال من آمد. در ميانه راه، خودرواش را نزديك آبميوه فروشي نگه داشت و بيرون رفت و با دو ليوان آبميوه برگشت.
يك ليوان را خودش خورد و يك ليوان را هم به من داد. وقتي آبميوه را خوردم احساس كردم سرم سنگين شد و از هوش رفتم و وقتي به هوش آمدم متوجه شدم داخل پاركي در اطراف شهر هستم. همان لحظه فهميدم كه بهزاد با حيله مرا فريب داده و پس از مسموم كردن با آبميوه، تمام جواهرات و پولهايم را سرقت كرده است. هر چقدر تلفنش را گرفتم، خاموش و صفحه فيسبوكش را هم بسته بود.
پرونده به جريان افتاد
پس از طرح اين شكايت، پرونده به دستور قاضي دادسراي ناحيه 34 در اختيار تيمي از كارآگاهان پليس آگاهي قرار گرفت. مأموران در نخستين تحقيقات با شكايتهاي متعددي روبهرو شدند كه نشان ميداد پسر جوان دختران پولدار زيادي را از طريق فيسبوك فريب داده و با همين شيوه طلا و جواهرات گرانقيمت آنها را سرقت كرده است.
شكايت مشابه
دختر 18 سالهاي به نام فريبا از شاكيان پرونده گفت: چند ماه قبل در فيسبوك با پسر جواني به نام داريوش آشنا شدم. او خودش را تاجر معرفي كرد و گفت كه از كشور چين لباس وارد ميكند. ما با هم از طريق چت ارتباط داشتيم تا اينكه به من پيشنهاد ازدواج داد. روزي كه يكديگر را در خيابان ديديم، او را پسنديدم و قرار شد بعد از اينكه بيشتر با هم آشنا شديم، خانوادهاش را به خواستگاري من بفرستد. او لباسهاي شيك ميپوشيد و هميشه با خودروي بيامو گرانقيمت به سراغ من ميآمد تا اينكه يك روز مرا به مهماني دعوت كرد. روز مهماني من براي اينكه پيش مهمانها فخر بفروشم، جواهرات يكي از دوستانم را كه 50ميليون تومان ارزش داشت به امانت گرفتم. شاكي ادامه داد: در حال رفتن به مهماني بوديم كه داريوش گفت تشنه شده و جلوي آبميوهفروشي توقف كرد و دو ليوان آبميوه خريد. پس از اينكه آبميوه را خوردم، ديگر چيزي نفهميدم تا اينكه متوجه شدم داخل پاركي روي چمنها افتاده ام. بعد از اينكه حالم بهتر شد فهميدم داريوش مرا بيهوش كرده و تمام جواهرت را كه امانت گرفته بودم سرقت كرده است.
طرح شكايتهاي بيشتر
در حالي كه هر روز به تعداد شاكيان پسر جوان افزوده ميشد، كارآگاهان دريافتند خودرو بيام و كه متهم با آن به سراغ تعدادي از دختران پولدار رفته است متعلق به دختر جواني به نام شراره است. بنابراين مأموران پليس از شراره تحقيق كردند. وي در بازجوييها گفت: پدرم فرد پولداري است و شركت تجاري دارد. مدتي قبل با پسر جواني به نام فريد در فيسبوك آشنا شدم. او وقتي فهميد من پولدار هستم خودش را به من نزديك كرد. فريد خودش را مهندس معرفي كرد و گفت كه گاوداري بزرگي دارد. وقتي او را ديدم، خودروي اسپورتيج داشت اما مدتي بعد گفت كه خودرواش را فروخته است و به همين خاطر از من خواست تا مدتي خودروي بياموام را به او امانت بدهم تا خودرو بخرد و من هم قبول كردم. پس از مدتي او به من پيشنهاد ازدواج داد و من هم قبول كردم تا اينكه چند روز قبل مبلغ زيادي از من پول قرض گرفت و گفت قرار است زمين بزرگي را در شمال شهر بفروشد و پول مرا پس ميدهد اما بعد از اين ناگهان غيبش زد و ديگر از او خبري نشد. وي در پايان گفت: فريد علاقه زيادي به اينترنت داشت و در اين رشته حرفهاي بود و هميشه ميگفت كه به سريال هوش سياه علاقهمند است.
ادامه بررسيها
پس از اين كارآگاهان تحقيقات گستردهاي را انجام دادند اما موفق به شناسايي متهم نشدند. تحقيقات فني پليس نشان داد متهم پسر باهوشي است كه در اينترنت و فضاي مجازي مهارت دارد. در بررسيها مشخص شد وي با امانت گرفتن خودروهاي مدل بالاي طعمههايش به سراغ طعمه جديدي رفته تا هيچ گونه ردي از خودش بر جاي نگذارد. مأموران پليس وقتي در سيستم جامع پليس آدرسي كه براي گواهينامهاش ثبت شده بود بررسي كردند، فهميدند اين آدرس هم تقلبي است. همچنين معلوم شد تمام صفحات وي در شبكههاي اجتماعي به نام افراد بينام و نشاني طراحي و راهاندازي شده است. مأموران در تحقيقات بعدي هم دريافتند متهم تمام سيمكارتها و خطهاي تلفنش را با كارت شناسايي طعمههايش خريداري كرده است. كارآگاهان در حالي براي شناسايي متهم كه معروف به هوش سياه است در تلاشند كه وي هيچ سرنخي از خود بر جاي نگذاشته است.