درچند هفته گذشته وقوع مجموعه تحولاتي در سطوح مختلف داخلي، منطقهاي و بينالمللي موجب شده بود كه داعش و ائتلاف ضد داعش براي مدتي از كانون توجهات خارج شود و به نوعي درحاشيه قرار گيرد اما در چند روز اخيرارتكاب جنايات جديد از سوي اين گروه در زمينه بريدن سر دو گروگان ژاپني و به خصوص زنده سوزاندن تنها خلبان اسير اردني موجب شده است كه بار ديگر جنايات داعش و لزوم تقويت ائتلاف ضد داعش ازحاشيه به متن رانده شود و دركانون توجه محافل سياسي و رسانهاي قرارگيرد.
مجموعهاي از سؤالها در اين رابطه مطرح است كه با يافتن پاسخ آنها تا حدودي ميتوان به اطلاعات جديدي نيز در اين رابطه دست يافت كه در رسانهها و محافل غربي مسكوت گذاشته ميشود. از جمله اينكه چرا تلاشهاي مربوط به آزادي گروگانهاي ژاپني و خلبان اردني از دست داعش به شكست انجاميد؟ ويا اينكه چراداعش با ارتكاب جنايات جديد و به كارگيري شيوههاي جديد بار ديگر ائتلاف ضد داعش را عليه خود تحريك كرد ؟ و در نهايت اينكه در سايه تحولات و رخدادهاي تروريستي جديد چه چشم اندازي را ميتوان براي داعش و ائتلاف ضد داعش تصور و پيشبيني كرد؟
درپاسخ به سؤال نخست درخصوص چرايي شكست تلاشها و رايزنيها براي مبادله دو گروگان ژاپني و يك خلبان اردني با چند زنداني داعش از جمله ساجده الريشاوي به چند عامل اعلام شده و نشده اشاره كرد.
ازجمله عوامل اعلام شده و توجيهي اين است كه ژاپن از پرداخت باج درخواستي داعش به ميزان 200 ميليون دلارخودداري كرد. اين معادل همان مبلغي است كه نخست وزير ژاپن براي كمك به كشورهاي عضو ائتلاف ضد داعش وعده آن را داده است و اين نشان ميدهد كه هدف داعش از اين باج خواهي پيش از اينكه مالي باشد بيشتر سياسي بوده است و از اين طريق ميخواسته هم بين اعضاي ائتلاف ضد داعش و هم در داخل كشورهاي عضو اين ائتلاف اختلاف بيندازد.
اما در بين عوامل اعلام نشده دو نكته محتمل به نظرمي رسد: نخست اعمال رويكرد امريكايي و تا حدودي انگليسي بر ائتلاف ضد داعش است كه از همان زمان شكلگيري ائتلاف ورود به هرگونه مذاكره با داعش را منتفي و رد كرده است كما اينكه دو خبرنگار امريكايي و يك خبرنگار ويك امدادرسان انگليسي نيز چند ماه پيش و در ابتداي اعلام موجوديت ائتلاف ضد داعش در نتيجه اتخاذ اين رويكرد از سوي امريكا و انگليس به دست داعش كشته شدند. با اين پيشينه احتمال اينكه امتناع ژاپن از پرداخت باج درخواستي داعش و شكست تلاشهاي مربوط به مبادله خلبان اردني با زندانيان داعش تحت فشار امريكا صورت گرفته باشد، بعيد نيست و همزماني سفرپادشاه اردن به امريكا با ضرب الاجل داعش براي قتل خلبان اردني نيز معنادار به نظر ميرسد. چنانكه داعش زماني حكم قتل خلبان اردني را به شكل فجيع زندهسوزي اجرا كرد كه امريكا كمك مالي خود به اردن در ازاي همكاري با ائتلاف ضد داعش را از حدود 600 ميليون دلار به يك ميليارد دلار افزايش داد و اين نشان ميداد كه ملك عبدالله ظاهراً نتوانسته است امريكا را براي مبادله خلبان خود با دو زنداني داعش متقاعد كند و در نهايت به دريافت ما به ازاي مالي اكتفا كرده است.
اما عامل دوم كه به نوعي تحت تاثير عامل نخست هم است از فقدان ميانجي ناشي ميشود. در يك چنين مواردي نقش ميانجي و واسطه بسيار مهم و تعيين كننده است كما اينكه در برخي موارد از جمله آزادي اتباع تركيه و زائران ايراني نيز نتيجه بخش بوده است. اما در اينكه چرا در مورد اخيركشورهايي مثل تركيه نقش ميانجي را برعهده نگرفتند، دو عامل محتمل است نخست اينكه نميخواست به داشتن رابطه با داعش متهم شود و دوم اينكه تحت فشار امريكا قرار داشت.
اما درپاسخ به سؤال دوم درخصوص چرايي تشديد اقدامات جنايتكارانه از سوي داعش بايدگفت كه هر چند اين اقدامات تازگي ندارد و از همان ابتداي ظهور داعش به اشكال مختلف صورت گرفته بود اما به نظر ميرسد شكستهاي پي در پي داعش در جبهههاي مختلف از جمله در عين العرب يا افزايش فرار از منطقه تحت اشغال داعش، اين گروه را بر آن داشته است كه با تشديد سياست رعب و وحشت بتواند از سقوط دولت خوانده خود جلوگيري كند. ازاين ديد تشديد جنايات داعش پيش از اينكه نشانه قوت باشد نشانه ضعف است.
و در نهايت درپاسخ به سؤال سوم درخصوص چشم انداز داعش و ائتلاف ضد داعش ميتوان گفت روند تحولات در هر سه سطح داخلي، منطقهاي و بينالمللي عليه داعش رقم خورده است و بر همين اساس انتظار ميرود درآينده بر عمق و گستره شكستها و ناكاميهاي داعش افزوده شود. اما ازآنجا كه سياست و رويكرد ائتلاف ضد داعش بر مهار و مديريت داعش استوار است از اين رو احتمال نابودي كامل داعش در كوتاه مدت بعيد به نظر ميرسد.