امروزه شهرها و شهرداريها با مسائل و شرايط پيچيده و متغير در همه حوزههاي شهر روبهرو هستند. افزايش انتظارات و نيازهاي مردم، كاهش منابع مالي پايدار، تخريب محيط زيست و پيچيدگي معضلات اجتماعي و كالبدي شهر بخشي از مسائل و مشكلاتي است كه امروزه مديران شهري و اجرايي با آن مواجه هستند. براين اساس اگر براي شهر به عنوان يك موجود زنده كاري اساسي و اصولي صورت نگيرد كاركردهاي شهر نيز دچار دگرگوني خواهد شد. حل و رفع بخشي از مشكلات و مسائل شهري با برنامهريزي و مديريت اصولي و يكپارچه صورت ميگيرد.
اما بخش ديگر از موارد عنوان شده نيازمند درگير ساختن و هماهنگ كردن گروههاي مختلف مردمي و جهتدار نمودن فعاليتهاي آنها به سوي اهداف اجرايي مشخص و استفاده گسترده از مشاركتهاي آنان است. به واقع تمامي فعاليتها در حوزه شهري به نوعي به فعاليتهاي انسانمحور بازميگردد و اگر در حوزه شهري، شهروندان در جايگاه ويژه خود ديده شوند بخشي از مسائل و مشكلات كنوني كه شهرها با آن درگير هستند در گذر زمان رفع خواهد شد. در حوزه زيست شهري، سبك زندگي و بهداشت شهري اين شهروندان هستند كه ميتوانند تأثيرات بسياري برجاي بگذارند؛ به عنوان مثال حركت در تحقق «كمپين آسمان آبي و زمين پاك» فقط در صورتي ميتواند به نتيجه برسد كه فعاليتها به سوي تقويت و حساس كردن اخلاق شهروندي سوق داده شود. يعني تمامي فعاليتهاي شهري كه به صورت مستقيم و غيرمستقيم به انسان مربوط ميشود ريشه در اخلاق شهروندي دارد.
تا زماني كه شهروندان قصد و اراده نكنند كه زباله را كمتر توليد كنند و بحث تفكيك از مبدأ را نيز به اجرا درآورند، اقدامات مديريت شهري در جهت جمعآوري و جداسازي زبالهها، نتيجه مطلوب نخواهد داد و افزايش هزينهكرد در اين مسير به نوعي هدر دادن سرمايه و پول به حساب ميآيد كه از جيب من و شما بايد پرداخت شود.
در حوزه مسائل ترافيكي (آمد و شد) نيز روند بر همين منوال است؛ اينكه شهروندان به معناي واقعي احساس كنند كه شهر متعلق به آنان است و اگر با تغيير سبك زندگي سايه روشنهاي زندگي خود را متحول سازند بايد اميدوار بود كه فعاليت صورت گرفته در مسير صحيح قرار گيرد.
در اين ارتباط همانگونه كه براي اجراي هر پروژه شهري لازم و ضروري است تا پيوست اجتماعي تهيه شود و بر اساس آن برنامهريزيها صورت گيرد، در حوزههاي شهري كه به نوعي به مسائل زندگي شهري شهروندان بازميگردد هم لازم و ضروري است تا مباحث اخلاقي و حقوقي شهروندي نيز مدنظر قرار گيرد. تقويت اخلاق شهروندي و درگير كردن آن با مسائل روزمره زندگي شهري همچون اكسيژن و آب پاك براي ادامه حيات است. وجود خلأهاي متعدد در حوزه بيدارسازي اخلاق شهروندي سبب شده است تا اقدامات صورت گرفته در حوزه مديريت شهري در تمامي بخشها اعم از فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي، خدماتي و رفاهي و حتي تفريحي و ورزشي نيز تحت تأثير قرار گيرد.
بر اين اساس لازم است تا از ظرفيتها و پتانسيلهاي موجود در شهر اعم از مساجد، سراهاي محله، فرهنگسراها و خانههاي فرهنگ و مراكز اينگونه براي ارتقاي مهارت زندگي شهري كه زيربناي آن اخلاق شهروندي و اخلاقمداري است استفاده بهينه شود تا سرمايههاي اصلي شهر كه همان شهروندان هستند خود را در برابر همه مسائل شهري و محل زندگي خود مسئول و پاسخگو بدانند و اين امر ممكن نخواهد شد مگر آنكه به مباحث اخلاقي كه ريشه در فطرت انسان دارد توجه ويژهاي صورت گيرد.
به واقع افزايش مشاركت اجتماعي و تعامل در بخشهاي شهري زماني نمود واقعي پيدا ميكند كه اخلاق حرف اول و آخر را بزند.
از آنجايي كه بخشي از مشكلات و معضلات شهري ناشي از بيتوجهي فردي و جمعي به زندگي شهرنشيني است بنابراين اگر رفتارهاي زندگي شهري ما هم در جنبههاي فردي و جمعي بر محور اخلاق صورت گيرد، رفته رفته بايد انتظار داشت تا از بار مشكلات شهري در همه حوزهها كاسته شود.
حركت در اين مسير ميتواند به پررنگتر كردن ارتباط اجتماعي نيز منجر شود. تقويت احساس مسئوليتپذيري زماني رشد ميكند كه اخلاق شهروندي محور آن واقع شود.