کد خبر: 700630
تاریخ انتشار: ۰۸ بهمن ۱۳۹۳ - ۱۴:۵۵
بازخواني نامه روشنگرانه رهبر معظم انقلاب به جوانان غرب
در شرايطي كه دنيا با اتفاقات اخير فرانسه در ادامه پروژه‌هاي اسلام‌هراسي و اسلام‌ستيزي طراحي شده در جهان غرب....
زهرا چيذري

در شرايطي كه دنيا با اتفاقات اخير فرانسه در ادامه پروژه‌هاي اسلام‌هراسي و اسلام‌ستيزي طراحي شده در جهان غرب و در برابر موج فزاينده اسلام‌گرايي در دنياي خسته و درمانده از حاكميت اومانيسم و ماترياليسم درگير بود و امواج خشم مسلمانان در واكنش به هتك حرمت مقدسات دين مبين اسلام با موج گسترده اسلام‌هراسي و اسلام‌گريزي دستپخت غرب، ‌فضاي نا‌آرامي را به افكار عمومي جهان چه مسلمانان و چه غير مسلمانان تزريق مي‌كرد، ‌يك نامه و يك پيام اوضاع ملتهب جهاني را به آرامشي همراه با تفكر تغيير داد. ظاهر اين پيام نامه‌اي بود از سوي رهبر انقلاب اسلامي ايران به جوانان اروپا و امريكاي شمالي اما متن نامه حكايت از يك برگ ماندگار در صفحه تاريخ جهاني و مناسبات انساني و ديني داشت. حضرت آيت‌الله خامنه‌اي نامه‌شان را با اين عبارت آغاز كرده‌اند:

«‌ بسم‌ الله الرّحمن الرّحيم

به عموم جوانان در اروپا و امريكاي شمالي

حوادث اخير در فرانسه و وقايع مشابه در برخي ديگر از كشورهاي غربي مرا متقاعد كرد كه درباره‌ آنها مستقيماً با شما سخن بگويم. من شما جوانان را مخاطب خود قرار مي‌دهم؛ نه به اين علّت كه پدران و مادران شما را نديده مي‌انگارم، بلكه به اين سبب كه آينده ملّت و سرزمينتان را در دستان شما مي‌بينم و نيز حسّ حقيقت‌جويي را در قلب‌هاي شما زنده‌تر و هوشيارتر مي‌يابم.»
 

نامه‌اي با بازتابي جهاني

صراحت كلام و صداقت موجود در نامه رهبر انقلاب خطاب به روح حق‌پذير و جوياي حقيقت جوانان در كشورهايي كه بيشترين تلاش را براي مسكوت ماندن حقيقت دارند، بي‌ترديد جهان غرب را وادار خواهد ساخت جبهه مواجهه با اسلام و ايران را تغييري اساسي دهند؛‌ امري كه مي‌توان از واكنش رسانه‌هاي غربي و عربي به پيام جهاني رهبر فرزانه انقلاب اسلامي ايران آن را به وضوح بازخواني كرد. پس از انتشار اين نامه كمتر رسانه‌اي توانست در برابر اين برگ درخشان تاريخ موضع سكوت را برگزيند.

انگيزه نگاشتن اين نامه

«حوادث اخير در فرانسه و وقايع مشابه در برخي ديگر از كشورهاي غربي» هدفي است كه رهبر انقلاب به شكل مستقيم براي نگاشتن اين نامه و در سرآغاز سخنشان بيان مي‌كنند. موضوع اصلي اين نامه اما در اين جمله بيان شده است« ‌سخن من با شما درباره‌ اسلام است و به‌طور خاص، درباره تصوير و چهره‌اي كه از اسلام به شما ارائه مي‌گردد». حضرت آيت‌الله خامنه‌اي ريشه‌هاي تصويري كه امروز رسانه‌هاي غريب درباره اسلام ارائه مي‌كنند را اينگونه به تصوير مي‌كشند«‌از دو دهه پيش به اين سو ــ يعني تقريباً پس از فروپاشي اتّحاد جماهير شوروي ــ تلاش‌هاي زيادي صورت گرفته است تا اين دين بزرگ، در جايگاه دشمني ترسناك نشانده شود. تحريك احساس رعب و نفرت و بهره‌گيري از آن، متأسفانه سابقه‌اي طولاني در تاريخ سياسي غرب دارد.»‌

بيداري حس پرسشگرانه در ضمير آگاه جوانان

بيان مستقيم، ‌صريح و نصيحت‌گونه اغلب در مخاطب به خصوص در روحيه استقلال‌طلب و در عين حال حق‌جوي جوانان تأثيرگذار نيست بلكه خلق و خوي دوران جواني به گونه‌اي است كه جوانان درك خود از مسائل را بهتر و بيشتر مي‌پذيرند از همين روست كه رهبر فرزانه انقلاب نيز در اين نامه تأكيد مي‌كنند«‌ من در اينجا نمي‌خواهم به «هراس‌هاي» گوناگوني كه تاكنون به ملّت‌هاي غربي القا شده است، بپردازم. شما خود با مروري كوتاه بر مطالعات انتقادي اخير پيرامون تاريخ، مي‌بينيد كه در تاريخ‌نگاري‌هاي جديد، رفتارهاي غير صادقانه و مزوّرانه دولت‌هاي غربي با ديگر ملّت‌ها و فرهنگ‌هاي جهان نكوهش شده است.» ‌حضرت آيت الله خامنه‌اي در عين حال مصاديقي از مهم‌ترين سياست‌هاي غير انساني غرب را به جهت ارائه سرنخي از ماجرا بيان كرده و مي‌فرمايند: «‌تاريخ اروپا و امريكا از برده‌داري شرمسار است، از دوره استعمار سرافكنده است، از ستم بر رنگين‌پوستان و غير مسيحيان خجل است؛ محقّقين و مورّخين شما از خونريزي‌هايي كه به نام مذهب بين كاتوليك و پروتستان يا به اسم مليت و قوميت در جنگ‌هاي اوّل و دوّم جهاني صورت گرفته، عميقاً ابراز سرافكندگي مي‌كنند.» ‌

اشاره به ابراز تأسف محققين و مورخين غربي حكايت از آن دارد كه در ميان مردمي كه اينگونه با فضاسازي‌هاي رسانه‌اي زندگي مي‌كنند هم افراد حق‌جو وجود دارد و در صورت تحقيق و مراجعه به تاريخ حقيقي قطعاً مي‌توان به واقعيت‌هايي پي برد كه حتي خود غربي‌ها نيز دربرابر آن شرمگين هستند.

رهبر انقلاب نيز اين موضوع را مورد تحسين قرار داده و مي‌فرمايند«‌ اين به‌خودي‌خود جاي تحسين دارد و هدف من نيز از بازگوكردن بخشي از اين فهرست بلند، سرزنش تاريخ نيست»‌ ايشان منظور از بازخواني اين برهه‌هاي تاريخي را شكل‌گيري پرسش‌هايي در ذهن جست‌وجوگر جوانان مي‌دانند و مي‌افزايند: «‌از شما مي‌خواهم از روشنفكران خود بپرسيد چرا وجدان عمومي در غرب بايد هميشه با تأخيري چند ده ساله و گاهي چند صد ساله بيدار و آگاه شود؟ چرا بازنگري در وجدان جمعي، بايد معطوف به گذشته‌هاي دور باشد نه مسائل روز؟ چرا در موضوع مهمّي همچون شيوه‌ برخورد با فرهنگ و انديشه‌ اسلامي، از شكل‌گيري آگاهي عمومي جلوگيري مي‌شود؟ شما به خوبي مي‌دانيد كه تحقير و ايجاد نفرت و ترس موهوم از «ديگري»، زمينه‌ مشترك تمام آن سودجويي‌هاي ستمگرانه بوده است. اكنون من مي‌خواهم از خود بپرسيد كه چرا سياست قديمي هراس‌افكني و نفرت‌پراكني، اين‌بار با شدّتي بي‌سابقه، اسلام و مسلمانان را هدف گرفته است؟ چرا ساختار قدرت در جهان امروز مايل است تفكر اسلامي در حاشيه و انفعال قرار گيرد؟ مگر چه معاني و ارزش‌هايي در اسلام، مزاحم برنامه‌ قدرت‌هاي بزرگ است و چه منافعي در سايه تصويرسازي غلط از اسلام، تأمين مي‌گردد؟»‌

خواسته هايي از جنس بيداري

رهبر انقلاب در اين نامه به صراحت از جوانان اروپايي و امريكاي شمالي خواسته‌هايي دارند؛‌ خواسته‌هايي كه مي‌تواند آنچنان روشنگر باشد كه تلالواش بيداري بزرگي را در جهان غرب رقم بزند. ايشان اين خواسته‌ها را اينگونه بيان فرموده‌اند«‌خواسته‌ اوّل من اين است كه درباره‌ انگيزه‌هاي اين سياه‌نمايي گسترده عليه اسلام پرسش و كاوش كنيد. خواسته دوم من اين است كه در واكنش به سيل پيشداوري‌ها و تبليغات منفي، سعي كنيد شناختي مستقيم و بي‌واسطه از اين دين به دست آوريد. »‌ حضرت آيت الله خامنه‌اي اين خواسته‌ها را نيز با پشتوانه‌اي از جنس منطق به خواسته‌هايي منطقي تبديل مي‌كنند كه مخاطب را به سمت و سوي انجام اين خواسته‌ها مي‌كشاند« منطق سليم اقتضا مي‌كند كه لااقل بدانيد آنچه شما را از آن مي‌گريزانند و مي‌ترسانند، چيست و چه ماهيتي دارد. »

رهبر انقلاب در عين حال با ادبياتي از جنس درخواستي دلسوزانه به جواناني كه در دنياي غرب زندگي مي‌كنند درباره بازي رسانه‌اي سياستمداران اين سرزمين براي بازي با احساسات مردم هشدار مي‌دهند و مي‌فرمايند: «من از شما مي‌خواهم اجازه ندهيد با چهره‌پردازي‌هاي موهن و سخيف، بين شما و واقعيت، سدّ عاطفي و احساسي ايجاد كنند و امكان داوري بيطرفانه را از شما سلب كنند. امروز كه ابزارهاي ارتباطاتي، مرزهاي جغرافيايي را شكسته است، اجازه ندهيد شما را در مرزهاي ساختگي و ذهني محصور كنند.»‌

پيام رهبر انقلاب گرچه پيامي جمعي است و مي‌توان گفت گستره‌اش تمامي جوانان جهان و به خصوص امريكاي شمالي و اروپا را در بر مي‌گيرد اما در عين حال انگار فرد فرد اين جوانان را مخاطب قرار مي‌دهند و در برابر مخاطبي شخصي مي‌گويند« اگر چه هيچ كس به‌صورت فردي نمي‌تواند شكاف‌هاي ايجاد شده را پر كند، امّا هر يك از شما مي‌تواند به قصد روشنگري خود و محيط پيرامونش، پلي از انديشه و انصاف بر روي آن شكاف‌ها بسازد.»‌ حضرت آيت الله خامنه‌اي با اشراف به وعده‌هاي الهي سياست‌هاي اسلام‌هراسي و اسلام‌ستيزي را بهانه‌اي براي ايجاد پرسش در ذهن جست‌وجوگر جوانان مي‌دانند و مي‌افزايند: «اين چالش از پيش طراحي شده بين اسلام و شما جوانان، اگرچه ناگوار است امّا مي‌تواند پرسش‌هاي جديدي را در ذهن كنجكاو و جست‌وجوگر شما ايجاد كند. تلاش در جهت يافتن پاسخ اين پرسش‌ها، فرصت مغتنمي را براي كشف حقيقت‌هاي نو پيش روي شما قرار مي‌دهد. بنابراين، اين فرصت را براي فهم صحيح و درك بدون پيشداوري از اسلام از دست ندهيد تا شايد به يمن مسئوليت‌پذيري شما در قبال حقيقت، آيندگان اين برهه از تاريخ تعامل غرب با اسلام را با آزردگي كمتر و وجداني آسوده‌تر به نگارش درآورند.»‌

پيام‌هايي از دل يك نامه

«صدور انقلاب»‌ و «ساخت تمدن نوين اسلامي»‌ يكي از مطالباتي است كه رهبر معظم انقلاب در مقاطع گوناگون و بيانات مختلفي بر آن تأكيد داشتند و اغلب نيز اين مطالبه را از نسل جوان جامعه به عنوان آينده‌سازان مملكت مطالبه فرموده‌اند. با نگاهي عميق‌تر به متن پيام حضرت امام خامنه‌اي خطاب به جوانان اروپا و امريكاي شمالي مي‌توان پايه‌هاي صدور انقلاب و برقراري تمدن نوين اسلامي را در سطح جهاني ملاحظه كرد. آنجايي كه رهبر انقلاب روح پرسشگر اين جوانان را كه به حكم جواني، شور و نشاط و پاكي ضمير به چنين صفتي آراسته‌اند به جست‌وجو و كاوش درباره اسلام ناب محمدي (ص) و حقيقي فرا مي‌خواند. حضرت آيت‌الله خامنه‌اي با عنايت به تبليغات جريان‌هاي ضد اسلامي همچون تكفيري و داعش و نظاير آن و معرفي اين جريان‌ها با بهره‌گيري تمام عيار از ابزار رسانه‌اي تحت عنوان اسلام به غير مسلمانان و به خصوص مردم كشورهاي اروپا و امريكاي شمالي كه به دلايل متعدد امكان كمتري براي شناخت اسلام و تعامل با مسلمانان دارند، ‌خطاب به اين جوانان تأكيد مي‌كنند: « من اصرار نمي‌كنم كه برداشت من يا هر تلقّي ديگري از اسلام را بپذيريد بلكه مي‌گويم اجازه ندهيد اين واقعيت پويا و اثرگذار در دنياي امروز، با اغراض و اهداف آلوده به شما شناسانده شود. اجازه ندهيد رياكارانه، تروريست‌هاي تحت استخدام خود را به عنوان نمايندگان اسلام به شما معرفي كنند. اسلام را از طريق منابع اصيل و مآخذ دست اوّل آن بشناسيد. با اسلام از طريق قرآن و زندگي پيامبر بزرگ آن (صلّي‌الله‌عليه‌وآله‌و‌سلّم) آشنا شويد»‌. در ادامه اين پيام و از آنجايي كه طبيعتاً جوانان و به طور كلي مردم اين بخش از جهان از شناسايي اسلام و مسلمانان باز مانده‌اند و تصويري كه بسياري از اينها از اسلام دارند جناياتي است كه از سوي گروهك‌هاي ساختگي همچون داعش و القاعده در بسياري از نقاط دنيا و به خصوص خاورميانه به آنها ارائه مي‌شود بنابراين رهبر انقلاب با رويكردي هوشمندانه و با طرح سؤالاتي به طور غير مستقيم منظورشان را از شناخت اسلام از طريق منابع اصيل و مآخذ دست اول به طور گسترده‌اي باز مي‌كنند و در عمل آدرس اين منابع اصلي و دست اول را اينگونه ارائه مي‌كنند: «‌ من در اينجا مايلم بپرسم آيا تاكنون خود مستقيماً به قرآن مسلمانان مراجعه كرده‌ايد؟ آيا تعاليم پيامبر اسلام (صلّي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلّم) و آموزه‌هاي انساني و اخلاقي او را مطالعه كرده‌ايد؟ آيا تاكنون به جز رسانه‌ها، پيام اسلام را از منبع ديگري دريافت كرده‌ايد؟ آيا هرگز از خود پرسيده‌ايد كه همين اسلام، چگونه و بر مبناي چه ارزش‌هايي طي قرون متمادي، بزرگ‌ترين تمدّن علمي و فكري جهان را پرورش داد و برترين دانشمندان و متفكران را تربيت كرد؟»‌ رهبر فرزانه انقلاب در بيان روشنشان علاوه بر انگيختن حس كنجكاوي و تحريك ذهن پرسشگر جوانان اروپايي و امريكاي شمالي و به طور گسترده‌تر جوانان و تمامي ذهن‌هاي آزاد و طبايع پاك سرشت دنيا، به نقش رسانه‌ها در وارونه جلوه دادن حقايق و دور نگه داشتن ذهن مردم از حقيقت و پرسيدن و واكاوي مسائل گوناگون با ارائه سريع اطلاعات نادرست و هدفمند و جهت‌دار اشاره دارند: «‌ آيا تاكنون به جز رسانه‌ها، پيام اسلام را از منبع ديگري دريافت كرده‌ايد؟» اين ترديد در واقع مي‌تواند سرآغازي باشد بر يك بررسي و جست‌وجو واقع بينانه براي دريافت حقيقت.

حضرت آيت الله خامنه‌اي در آغاز اين پيام نه فقط جوانان اروپا و امريكاي شمالي بلكه تمام مردم اين سرزمين‌ها و به طور عام تمام مردم دنيا و به خصوص غير مسلمانان را مورد خطاب قرار مي‌دهند و به رغم آنكه ايشان تأكيد دارند: «در اين نوشته به سياستمداران و دولتمردان شما خطاب نمي‌كنم، چون معتقدم كه آنان آگاهانه راه سياست را از مسير صداقت و درستي جدا كرده‌اند. »‌اما همين يك جمله معناي گسترده‌اي را به دولت‌هاي غربي انتقال مي‌دهد، همچنانكه حاوي پيامي روشنگرانه از شيوه حكومتداري اين دولت‌ها براي مردم جهان غرب است و در عين حال بخشي از ريشه‌هاي سياست‌هاي جهانخوارانه غرب را به مردم اين كشورها متذكر مي‌شود.

بي ترديد اين پيام و اين نامه مي‌تواند سرآغازي باشد براي تغييراتي جدي و اجتناب‌ناپذير در سياست‌هاي اسلام‌هراسي و اسلام‌گريزي غرب، همچنانكه مي‌توان انتظار داشت موج فزاينده اسلام‌گرايي در غرب با جهشي جدي مواجه شود زيرا نامه رهبر انقلاب اسلامي ايران بسياري از معادلات غرب را به هم ريخته است.

 
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها