
ماههاست بحث مذاكرات هستهاي به موضوع اول دولتمردان تبديل شده به صورتي كه بسياري از فعاليتهاي دولت حول اين محور شكل گرفته، اما بررسي عملكرد غربيها طي ماههاي اخير به خوبي نشان ميدهد كه نظام سلطه در هر برههاي از مذاكرات تلاش كرده با بازيهاي پيچيدهاي تيم طرف ايراني را ملزم به دادن امتيازات بيشتري كرده و در نهايت تحريمها را از يك سو استوار نگه داشته و از سوي ديگر سرعت پيشرفتهاي هستهاي جمهوري اسلامي ايران را متوقف كنند.
در حالي كه 10 دور مذاكرات فشرده ايران و5+1 در آذر ماه امسال به پايان رسيد و رسانههاي دنيا خبر تمديد مذاكرات ايران و 5+1 را مخابره كردند و برنامه اقدام مشترك به مدت هفت ماه ديگر تمديد شد، با از سرگيري مذاكرات باز هم شاهديم كه طرف امريكايي تلاش ميكند با استفاده از ابزارهايي خواستههايي را به تيم ايراني تحميل كند. آن هم با ابزار «پليس خوب و بد با كاراكترهايي جديد»، به اين معنا كه كنگره امريكا نقش پليس بد است و كاخ سفيد نقش پليس خوب.
در اين سناريوي سوخته تلاش ميشود اوباما و دولت متبوعش با ابزار دوستي نسبت به ايران اينگونه عنوان كنند كه اجازه نخواهند داد تحريمهاي جديد عليه ايران در كنگره وضع شود و در مقابل اعضاي جديد كنگره امريكا بر افزايش و دامنهدارتر شدن محدوديتهاي بينالمللي عليه ايران پافشاري كنند. بر همين اساس، اخيراً كار باراك اوباما و جان بونر رئيس اكثريت جمهوريخواهان مجلس به تندي گراييده و اين دو تن به خط و نشان كشيدن لفظي عليه يكديگر نيز رسيدهاند. اوباما تهديد كرده است در صورت تصويب هرگونه تحريم جديد، آن را وتو خواهد كرد. بونر نيز در سخناني اظهار داشت: «اوباما با اين تصميم [وتوي تحريمها] نشان داد به طرز نااميدكنندهاي [از مجلس] فاصله گرفته است.»
وي خاطرنشان كرد: «اوباما پس از سالها مطرح كردن بهانههاي مختلف اكنون با مردم صريح سخن ميگويد! وي اكنون دارد به همه نشان ميدهد تا چه حد از مردم فاصله دارد. وتوي تحريمها عليه ايران يعني نه به انرژي بيشتر براي امريكاييها، يعني نه به ايجاد مشاغل بيشتر براي شهروندان امريكايي، يعني نه به زيربناي اقتصادي امريكا! اينها به سادگي نشان ميدهد اوباما هيچ حرفي با مردم خود ندارد.» با وجود اين گونه تأويلهاي سياسي، اوباما شديداً بر موضع خود مبني بر وتوي تحريمهاي جديد اصرار ميكند.
طي يك سال اخير بارها امريكاييها تلاش كردهاند اين را به جامعه ايراني القا كنند كه بين كنگره و كاخ سفيد بر سر تمديد يا عدم تمديد تحريمها اختلافات شديدي وجود دارد و رسانههاي امريكايي هر روز از اصرار سنا بر تمديد و تشديد تحريمهاي اقتصادي سخن گفته و از امتناع اوباما از موافقت با آن سخن ميگويند.
در اين ميان كنگره تلاش ميكند تا چماق تحريمهاي جديد عليه جمهوري اسلامي ايران را بالا نگه داشته و در مقابل اوباما مانند هفتههاي اخير هويج را به ايرانيها پيشنهاد داده، هويجي كه محتواي آن رسيدن به توافقي مناسب با حداكثر امتيازات واگذار شده از سوي ايران است.
امريكاييها تلاش كردهاند با برجسته كردن جنگ زرگري كاخ سفيد - كنگره، ميوه تعديل خواستههاي طرف ايراني را چيده و به آن چيزي دست بيابند كه سالهاست به دنبال آن هستند.
هر چند مجلس شوراي اسلامي هم بايد در اين ميان نقش فعالتري مانند كنگره امريكا بازي كند اما آنچه مهم است هوشمندي و آگاهي اعضاي تيم مذاكرهكنندگان ايراني است، در شرايطي كه اوباما تلاش ميكند دستكش مخملي خود را بار ديگر به سوي ايرانيها دراز كند. اين در حالي است كه سياستهاي كلان ايالات متحده امريكا در مواجهه با جمهوري اسلامي ايران يك طرح هدفمند و مشخص شده است و تمام مقامات سياسي اين كشور بر اساس آن عمل ميكنند و هيچ كدام يك از آنها نميتوانند از خطوط قرمز مشخص شده پا را فراتر بگذارند.
شاكله اصلي سخنان اوباما
اين نكته را هم نبايد از نظر دور داشت كه رئيسجمهور امريكا هيچگاه خواهان برداشتن تحريمها آنگونه كه برخي رسانهها عنوان ميكنند نبوده است. اوباما هيچگاه از كنگره درخواست نكرده است حربه تحريمها را براي هميشه كنار بگذارد بلكه در آخرين اظهارنظر خود در روز جمعه خطاب به كنگره گفت: «پيام من به كنگره اين است كه [فعلاً] آتش حمله خود را نگه داريد!» اين اظهارنظر ناظر بر اين است كه در مقطع كنوني و با استفاده از سياستهاي جانبي، وصول به نتيجه از راه ديپلماتيك محتمل است و اگر نتيجهبخش نبود دوباره به شيوه سخت پيشين يعني اعمال تحريم اقتصادي رجوع خواهد شد.
وي در ادامه سخنان خود گفته بود: «هيچكس در دنيا به خوبي ايرانيها نميداند تحريمها چگونه مذاكرات را به شكست خواهند انجاميد!» اين گفته اوباما نه اولتيماتومي براي كنگره بلكه تهديدي براي ايران است كه به طرحهاي ديپلماتيك كاخ سفيد چراغ سبز نشان دهد.
وي در ادامه افزود:«ايرانيها همچنين ميدانند تحريمها براي هميشه كنار گذاشته نشدهاند. ما فقط آنها را در جيب پشتي خودمان گذاشتهايم!» اوباما همچنين اظهار داشت: «كنگره بايد بداند اگر طرحهاي ديپلماتيك شكست بخورند تنها گزينه محتمل ما كه پيروزي را تضمين ميكند، حمله نظامي خواهد بود!»
فشار به تيم هستهاي در مسقط در پرتو انتخابات كنگره
فشار به تيم مذاكرهكننده هستهاي در طول هر دوره از مذاكره با ابزارهايي متفاوت صورت ميگرفت آنگونه كه در نهمين دور مذاكرات وزيران خارجه ايران و امريكا در مسقط پايتخت عمان، امريكاييها تلاش كردند با پيش كشيدن و برجستهكردن بحث به قدرت رسيدن جمهوريخواهان در انتخابات امريكا، القا كنند كه ايرانيها بايد براي حصول يك نتيجه نهايي زود دست به كار شوند؛ موضوعي كه توسط جريان هواخواه ليبراليسم هم در داخل تئوريزه ميشد.
عمدهترين دليل اين جريان حول اين استدلال شكل ميگرفت كه روي كار آمدن جمهوريخواهان در ژانويه (دي ماه) - به عنوان جرياني تندرو - مساوي است با محدود شدن اختيارات دولت باراك اوباما در مذاكرات هستهاي با ايران، بنابراين تيم مذاكرهكننده كشورمان بايد يك ماهه پيش رو را ارج نهاده و با تعديل خواستههاي خود پاي توافقنامه نهايي را به امضا رسانده و ماراتن هستهاي را به خط پايان برساند، آن هم در شرايطي كه به نظر ميرسد دولت اوباما سخت نيازمند توافق نهايي با جمهوري اسلامي ايران است چراكه خطر پيروزي جمهوريخواهان در انتخابات آينده رياست جمهوري ايالات متحده بيش از هر زمان ديگري دموكراتها را تهديد كرده و ناكام ماندن مذاكرات با ايران ميتواند احتمال شكست حزب متبوع اوباما را به واقعيت تبديل كند.
غفلت از موضوعات كلان بينالمللي
اصل مورد غفلت در تحليل با اين محوريت بود كه دست به دست شدن قدرت در قواي ايالات متحده امريكا هيچ گاه نميتواند مباني و اصول سياست خارجه اين كشور را دچار تغيير كرده بلكه تنها تاكتيكها را با توجه به مقتضيات زماني دچار تحول ميكند و رفتار دولتمردان اين كشور در قبال جمهوري اسلامي ايران طي سالهاي اخير همين موضوع را نشان ميدهد كه راهبرد مقابله هيچگاه براي آنها تغييري نداشته بلكه تاكتيكهاي مواجهه تنوع يافته است به شكلي كه مهمترين هدف در قبال پرونده هستهاي كشورمان در دولت بوش و اوباما «متوقفسازي توان روزافزون ايران» بوده اما روش سخت و خشن بوش پسر را اوباما در پوشش «دستكش مخملي» ادامه داد.
اصول كنگره و كاخ سفيد يكي است
سياستهاي دولت امريكا كماكان بر اصول مانند براندازي حاكميت جمهوري اسلامي ايران استوار است. اثبات اين مسئله هم چندان پيچيده نيست، پيادهسازي دهها طرح و عمليات براندازانه در 35سال اخير و همچنين بيان اين نكته اساسي كه امريكا پيش از هر اقدام اساسي در رابطه با ايران، با متحد شماره يك خود يعني اسرائيل هماهنگ ميكند، خود گوياي بسياري از مسائل است.
اينكه ديگر آنكه همانطور كه اشاره شد اين منازعههاي صوري بين كنگره و دولت مدتهاست كه ادامه دارد اما بار رواني و سياسي آنها بسيار بيشتر از اينكه بار عملي داشته باشد، بار سياسي و رواني داشته است. اين را هم بايد اشاره كرد كه كاخ سفيد هرگاه از تأثيرگزاري ديپلماتيك بر ايران نااميد شده است دو راه را در پيش گرفته؛ تهديد نظامي و تشديد تحريمها. پس در شرايطي كه شيوه ديپلماتيك نتيجه ندهد، درگيريهاي تصنعي ميان كنگره و دولت امريكا به پايان خواهند رسيد.