کد خبر: 697746
تاریخ انتشار: ۲۴ دی ۱۳۹۳ - ۱۷:۳۷
تجديدنظرطلبان هجمه مقدسات را همچنان دنبال مي‌كنند
حوادث اخير پاريس همچنان يكي از خطوط مهم خبري در سراسر دنياست و در فضاي رسانه‌اي داخل هم بازتاب فراواني داشته و همچنان موج‌هاي خبري آن فضاي رسانه‌ها را به خود مشغول ساخته است.
سعيد همتي
حوادث اخير پاريس همچنان يكي از خطوط مهم خبري در سراسر دنياست و در فضاي رسانه‌اي داخل هم بازتاب فراواني داشته و همچنان موج‌هاي خبري آن فضاي رسانه‌ها را به خود مشغول ساخته است.
در اين حادثه تروريستي كه سه روز پيش واقع شده 17 نفر كشته شدند و ساعت‌ها مردم فرانسه در اضطراب اين جنايت هولناك قرار داشتند. تروريست‌ها علت حمله به دفتر نشريه شارلي را انتشار مكرر كاريكاتورهاي موهن از شخصيت‌هاي مورد احترام اسلام و به خصوص پيامبر عظيم‌الشأن اسلام (ص) عنوان كرده بودند.
اما متأسفانه روز گذشته شماره تازه نشريه فكاهي «شارلي ابدو» با كاريكاتور تازه‌اي از پيامبر گرامي اسلام(ص) در روي جلد منتشر شد و در صفحه نخست اين نشريه كاريكاتوري از پيامبر(ص) طراحي شده كه نوشته‌اي با عنوان «من شارلي هستم» در دست دارد. «ژرارد بيارد» سردبير اين نشريه به خبرنگاران مي‌گويد: خوشحاليم كه مجله درآمده و خوشحاليم كه توانسته‌ايم چنين كنيم و به اين هدف برسيم. سخت بود. چيدن صفحه اول مشكل بود چون بايد چيز تازه‌اي را بيان مي‌كرد، حوادثي را كه پشت سر گذاشته‌ايم منعكس مي‌كرد. اگرچه تصميم شارلي ابدو براي انتشار كاريكاتور ديگري از پيامبر(ص) خشم مسلمانان را در پي داشته اما متأسفانه جماعتي در داخل نه تنها از اينگونه اقدامات ضد اخلاقي و انساني اعلام تنفر نمي‌كنند بلكه در موضعي جالب تا حد امكان و به صورت غيرحساسيت‌زا از اين اقدامات هم دفاع مي‌كنند.
به عنوان نمونه روز سه‌شنبه روزنامه مردم امروز در اقدامي قابل‌تأمل به صورت ضمني از اقدامات هتاك‌آميز اين رسانه فرانسوي حمايت كرد. اين روزنامه تازه تأسيس در تيتري با عنوان «كلوني: من هم شارلي هستم» را به عنوان تيتر يك خود انتخاب مي‌كند و به بهانه اظهارات كلوني برنده هفتادودومين دوره جوايز گلدن گلوب، به حمايت ضمني از شارلي نشريه توهين‌كننده به پيامبر (ص) برآمده است. اين اقدام كه در طول سال‌هاي اخير بي‌سابقه بوده ناخودآگاه فعاليت روزنامه‌هاي زنجيره‌اي سال‌هاي اصلاحات را به خاطر مي‌آورد كه هر از چندگاهي به مباني اعتقادي مردم حمله كرده و فرياد آزادي بيان را سر مي‌دادند. اما با بررسي رفتارهاي اعتقادي و مواضع مذهبي اين جماعت به موارد متعددي از توهين به مقدسات ديني و اسلامي مي‌رسيم كه در نوع خود جالب توجه است.

   توهين فعال فتنه و حامي بهائيت به پيامبر اسلام
در يكي از اقدامات چند روز قبل از حادثه پاريس محمدنوري‌زاد فعال فتنه 88 و از حاميان بهائيت كه خبر غيررسمي بهائي شدن خود وي نيز رسانه‌اي شد در فيس‌بوك خود نوشت:«اگر پيامبر همه استعدادش را در حذف برده‌داري به كار مي‌گرفت و در اين راه كشته مي‌شد، بسيار پرفايده‌تر بود تا اينكه مردم را به نماز، روزه و... وادارد. وي در ادامه مي‌نويسيد: كاش از اسلام نه نماز به يادگار مي‌ماند، نه روزه و نه حج. اين اقدام توهين آميز نوري‌زاد در حجم انبوهي از اخبار رسانه‌هاي داخلي گم شد و كمتر رسانه‌اي بود كه به آن بپردازد.
 
  توهين به عاشورا
مرداد ماه سال گذشته بود كه در برنامه ديروز، امروز، فردا نجفقلي حبيبي‌ يكي ديگر از چهره‌هاي وابسته به جماعت تجديدنظرطلب مطالب حيرت‌آوري را بر زبان جاري كرد. وي در اين برنامه كه با محوريت «بررسي ضرورت‌هاي فرهنگي جامعه امروز» شكل گرفته بود، بيان مي‌كند: «سالانه در ايام عاشورا چه پول‌ها كه در مملكت خرج مي‌شود، اما بازده اينها چقدر است؟ دو نفر گريه مي‌كنند و تمام مي‌شود»!
هر چند كه موضع حبيبي در اين باره با واكنش بهنگام جامعه مواجه و وي مجبور به عقب‌نشيني از اين سخنان شد اما بيان اين حرف‌ها به خوبي نمايانگر نوع بينش و نگرش شخصيت‌هاي جريان دوم‌خرداد به مقوله دين و مذهب بود، بينشي كه در ادامه به موارد ديگري هم اشاره خواهيم كرد.

   گنجي و آغاجري سرآمدان توهين به اسلام
هشت سال حاكميت اصلاحات بر قوه مجريه فرصت مناسبي بود كه چهره‌ها و روزنامه‌هاي وابسته به صورت پيوسته عليه اعتقادات مردم به ايراد سخنراني و چاپ مطالب فراوان بپردازند.
يكي از جنجالي‌ترين و بي‌شرمانه‌ترين اظهارات در اين زمينه مقاله «خون به خون شستن محال آمد محال» اكبر گنجي در روزنامه صبح امروز بود. وي در اين مقاله مصيبت‌هاي اهل‌بيت در روز عاشورا و فجايع آن روز را نتيجه جنگ‌هاي بدر و حنين مي‌داند و مي‌نويسد: «پيامبر در بدر و حنين و ... شمشير زد ... اما آيا جنگ‌هاي جبهه حق عليه باطل پيامدهاي ناخواسته يا آثار وضعيه به دنبال ندارد؟…خشونت فرزند خشونت است و درخت خشونت ميوه‌هايي جز خشونت به بار نمي‌آورد. هيچ كس حق ندارد به صرف اينكه خود را حق و ديگران را باطل مي‌داند، دست به خشونت بزند و درصدد نابودي مخالفان خود از طريق حذف فيزيكي برآيد.»
سخنراني هاشم آغاجري فعال سياسي اصلاح‌طلب در مجتمع فرهنگسراي كوثر در ارديبهشت ماه سال 81 نيز تكميل‌كننده فعاليت‌هاي خاص روزنامه‌هايي بود كه در ادامه به بخشي از آن خواهيم پرداخت. وي در قسمتي از صحبت‌هاي خود گفته بود: «نويسندگان (نامه به امام حسين (ع)) مي‌گويند: اين حكومت (حكومت يزيد) بدون رضايت مردم است و لذا نامشروع است. اگر حسين (ع) هم در رأس باشد ولي رضايت مردم در آن نباشد نامشروع است.» آغاجري در همين سخنراني امام حسين (ع) را با سياوش در تاريخ ايرانيان مقايسه مي‌كند: «... سياوش در تاريخ ملي ما ايرانيان مظهر معصوميت و پاكي است و بعد از آمدن اسلام، حسين (ع) جاي سياوش مي‌نشيند و آيا ما اثري در مورد حسين (ع) مانند منظومه‌اي كه فردوسي در باب سياوش سروده است داريم؟»
يا عمادالدين باقي در اظهارنظري در مورد واقعه عاشورا بيان مي‌كند: «در قرائت شيعي از اسلام، ما از گذشته دور شاهد يك برداشت انقلابي و حماسي از اسلام بوديم... اينها به تغليظ وجه حماسي- انقلابي حركت امام حسين مي‌پرداختند؛ به گونه‌اي كه مثلاً جنبه‌هاي ديگر واقعه عاشورا حذف و به تدريج چهره‌اي مهاجم، پرخاشگر و انقلابي از اسلام ترسيم شد.» و البته باقي توضيح مي‌دهد كه در رويكرد مورد نظر ايشان، «امام حسين تبديل مي‌شود به يك شخصيت كاملاً نرمال.» (مصاحبه با راديو فردا، بهمن ماه سال 89)
عبدالكريم سروش نگاهي جهت‌دار به واقعه عاشورا را در سال 89 و طي يك سخنراني در يكي از شهرهاي امريكا اينگونه بيان مي‌كند: «واقعه عاشورا بزرگ شده است چراكه شيعيان حاجت داشتند از اين واقعه يك اسطوره بسازند و با پيوند زدن خود به اين اسطوره هم هويت كسب نمايند، هم ابراز مظلوميت كنند و هم از مخالفان خود هويت ستاني كنند.»
 
  زنجيره‌اي‌ها هجمه‌ها به دين را همه‌جانبه مي‌كنند
تخريب فرهنگ ديني و بازي با تفكرات ديني مردم رويكردي بود كه با مرور برخي از صفحات روزنامه‌هاي زنجيره‌اي آن روز مي‌توان به خوبي خط و خطوط پررنگي از آن را مشاهده كرد كه در ادامه مي‌توان به چند نمونه اشاره كرد. روزنامه آفتاب يزد به قلم جواد مقامي در فروردين ماه سال 79 مي‌نويسد: «سال‌هاي فراوان و بلكه قرن‌ها اين بزرگداشت (قيام عاشورا) حاصلي جز تأثر، حزن و اشك‌آوري نداشته.»
يا روزنامه صبح امروز نيز در يادداشتي كه به قلم غلامرضا سالار بهزادي در آبان ماه سال‌78 منتشر كرده است به نقد تفكر شيعه‌گري مي‌پردازد: «تفكر شيعه‌گري موجب انحطاط مملكت ما و مانعي براي دموكراسي است.»
كاظم اصفهاني 24 تير 79 هم در روزنامه ايران مي‌نويسد:«به خدا هم مي‌توان اعتراض كرد و او را فتنه‌گر ناميد.»
محسن كديور هم در دانشگاه تهران همان سال اظهار مي‌كند: «يك زماني مردم مي‌گفتند چون عيسي (ع) اين سخن را گفته پس درست است، اما امروز عيسي كه سهل است، خود خدا هم اگر حرفي بزند و آن حرف با عقل مردم منطبق نباشد، نخواهند پذيرفت. امروز خدا در جامعه هيچ‌كاره است.»
از طرف ديگر حتي قرآن نيز مورد شبهه برخي از اين دگر انديشان قرار مي‌گيرد؛ حبيب‌الله پيمان در هفته‌نامه پيام هاجر در اين زمينه مي‌نويسد: «قرآن قابل نقد عقلي و تجربي است و خود قرآن نيز در آيات بسياري دعوت به آن نموده است.»
اين نوع طرز تفكر شهادت‌طلبي را با خشونت‌طلبي يكي مي‌انگارد و براي همين سعي مي‌كند به تدريج به تصفيه اين موضوع از تفكر جامعه بپردازد و آن را ساخته افرادي به غير از علماي اسلامي معرفي كند؛ براي همين موضع‌گيري اين چنيني از امثال جلايي‌پور را شاهد هستيم: «شهادت‌طلبي را مرحوم شريعتي به جامعه ياد داد و اين تفكر از پاي منابر شكل نگرفته است.» (كيهان، 79/۳/26)
يا براي بي‌اثر و كم اهميت جلوه دادن عزاداري و توسل به ائمه اطهار آن را با تشويق و كف زدن مقايسه مي‌كردند: «ثواب كف و سوت زدن براي تقويت يكي از نخبگان جامعه كمتر از سينه‌زني و عزاداري براي امام حسين(ع) نيست.» (مدير آموزش و پرورش استان مازندران، كيهان اخبار ويژه، 79/3/10)
صدها جمله ديگر هم مي‌توان از وابستگان به جريان تجديدنظر‌طلب طي سال‌‌هاي  اخير جست‌وجو كرد كه بخش ديگري از آن اين جملات است: «بعضي از احكام در مورد مسائل اجتماعي در اسلام و قرآن وجود دارد كه با گذشت زمان بايد تغيير كند! حجاب زنان يكي از اين مسائل است»، «احكام اجتماعي دين قابل تغييرند ولو بخشي كه در خود قرآن آمده است!»، «در هيچ جاي اسلام دليلي براي وجود حجاب اسلامي ديده نمي‌شود»، «حتي ائمه در بعد ظاهري و حكومت كه در واقع زعامت دنيوي است، از خطا مصون نمي‌باشد. من طرفدار جدايي دين از دولت و خواهان ريشه‌كن كردن نظام ولايت فقيه هستم»، «يكي از بزرگ‌ترين دستاورد‌هاي اين دوره هشت ساله آن است كه حكومت از جايگاه آسماني و ملكوتي‌اش به زمين نشست»، «حتي اگر امام غائب و معصوم در رأس حكومت قرار بگيرد بايد بتوان از او انتقاد كرد و از عملكردش ايراد گرفت و در ملأعام استيضاحش كرد!» و «اگر حسين هم در رأس كار باشد ولي رضايت مردم نباشد، نامشروع است»!
 
  تاريخ توهين به مقدسات در حال تكرار شدن است
هر چند كه اوج توهين و هتك حرمت به ساحت ائمه معصومين(ص) را بايد عاشوراي سال 88 دانست آنجايي كه با فرمان پدرخوانده‌هاي اصلاح‌طلب جماعتي در خيابان‌هاي تهران هرگونه توهيني را به امام حسين (ع) روا داشتند اما فعاليت سه‌شنبه گذشته روزنامه مردم امروز يا توهين هفته گذشته محمد نوري‌زاد به پيامبر اكرم(ص) و ديگر اقدامات وابستگان اين طيف جهت زدودن افكار مذهبي و اسلامي از سطح جامعه در طول يك سال و نيم اخير نظير سرمقاله روزنامه بهار با عنوان «امام پيشواي سياسي يا الگوي ايماني» گزارش توهين‌آميز هفته نامه آسمان در زيرسؤال بردن حكم قصاص و حمله روزنامه قانون به قوانين اسلام و ادعاي نگاه تبعيضي اين مكتب بين مرد و زن به خوبي نمايانگر است كه جريان تجديدنظرطلب تلاش مي‌كنند به مانند سال‌‌هاي  گذشته فضا و بستر هجمه عليه مفاهيم ديني را كليد زده و با آسانگيري برخي از نهادهاي نظارتي در اين حوزه برخي از اهداف خود را به خوبي به پيش ببرند. حال با شروع اينگونه فعاليت‌ها بهتر است هيئت‌هاي نظارتي نظير هيئت نظارت بر مطبوعات با حساسيت و دغدغه بيشتري نسبت به عملكرد روزنامه‌هاي وابسته به اين جريان عمل كرده و اجازه ندهند كه تجربيات تلخ سال‌‌هاي  اصلاحات تكرار شود.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار