
حال ملك عبدالله، پادشاه عربستان، درست در آخرين روز دسامبر وخيم شد و بدون اعلام قبلي براي معالجه راهي شهرك پزشكي همنام او در رياض شد. اين سكتهاي سياسي در عربستان بود كه خبر از احتمال يك سونامي بزرگ سياسي در اوايل سال جاري ميلادي ميداد. حالا بعد چند روز علائم سونامي مشاهده ميشود.
خالد بندر، رئيس دستگاه اطلاعاتي عربستان، به امريكا ميرود تا در مورد حال پادشاه و تحولات ناشي از آن در اين كشور با طرفهاي امريكايي مشورت بكند. روزنامه الشعب خبر از پخش گسترده سي ديهايي در عربستان كرده كه حاوي سخنراني مفتيهاي وهابي درباره لزوم اطاعت از پادشاه و محكوم كردن مخالفت با وي است و به مردم هشدار دادهاند كه به سرنوشت شوم مردم پنج كشور عربي توجه كنند. علاوه بر اين، دو هشتگ توئيتري در روزهاي اخير باز شده يكي تحت عنوان وفات الملم عبدالله و ديگري با عنوان هلاك الطاغوت كه گوياي دو نوع نگاه متفاوت به وضعيت جسماني ملك عبدالله و فوت احتمالي او در اين كشور است. در هر حال، به نظر ميرسد وخامت حال ملك عبدالله اين بار با دفعات قبل به طور كلي متفاوت است و هم دربار و هم افكار عمومي آماده اتفاق مهمي هستند. اين اتفاق يا به عبارتي فوت ملك عبدالله در شرايط فعلي منطقه اهميت خاصي دارد و بيترديد بر آن تأثيرگذار است جداي از اينكه نسبت به جنگ داخلي قدرت تعيينكننده خواهد بود. اين امر باعث شده تا امريكا و ديگر كشورهاي خارجي همانند ناظران داخلي به وضعيت حال ملك عبدالله با دقت تمام توجه داشته باشند تا آن كه آماده هرگونه تحول احتمالي يا شايد سونامي سياسي در اين كشور باشند.
شرايط فعلي
اولين مسئله در تأثير فوت ملك عبدالله در شرايط فعلي منطقه است. عربستان بعد چند سال حمايت از معارضان سوري و زايش گروههاي افراطي مثل جبهه النصره و داعش از اين حمايت، تحت فشار امريكا مجبور به شركت در ائتلاف ضد داعش شد. حالا داعش پاسگاه مرزي عربستان را در مرز اين كشور با عراق در منطقه عرعر مورد هدف قرار داده و با استفاده از نيروهاي انتحاري خود به مركز مرزباني عربستان حمله كرده و فرمانده مركز به همراه دو نيروي نظامي ديگر را كشته است. داعش با اين كار حمله خود را به طور مستقيم به عربستان شروع كرده و اين در حالي است كه طيفي از علماي وهابي و شاهزادگان عربستان هنوز با اين گروه افراطي همدلي دارند و چندان خشنود به مشاركت عربستان در آن ائتلاف نيستند. عربستان جداي از مسئله داعش، جنگ قيمت نفت را از چند ماه پيش شروع كرده كه در نتيجه اين جنگ، قيمت نفت در اين مدت به طور بيسابقهاي كاهش يافت و از حدود 115 دلار در اوايل تابستان به حد 50 تا 55 دلار رسيده است. با وجود اين كاهش شديد قيمت، عربستان و متحدانش در اجلاس اخير اوپك اجازه كاهش توليد اين اتحاديه نفتي را ندادند هر چند خود عربستان از متضررين كاهش قيمت هم هست و در اين ميان، بايد به منافع شاهزادگان آلسعود از قبل درآمدهاي نفتي توجه داشت كه از اين كاهش قيمت بينصيب نميمانند. فوت احتمالي ملك عبدالله در جنگ قيمت نفت بيتأثير نيست و حتي ميتواند تزلزلي در سياست عربستان در اين موضوع داشته باشد.
جنگ جانشيني
ملك عبدالله بعد مرگ سلطان بن عبدالعزيز و نايف بن عبدالعزيز در چند سال اخير سلمان بن عبدالعزيز را به عنوان وليعهد جانشين خود كرد و مقرن عبدالعزيز را هم به عنوان وليعهد دوم يا به عبارت بهتر، وليعهد زاپاس تعيين كرد. او به اين ترتيب حداقل به طور موقت معضل جانشين خود را حل كرد اما مشكل كار در اينجا است كه سلمان بن عبدالعزيز 87 ساله از وضعيت جسماني بهتر از خود پادشاه برخوردار نيست غير از اينكه دچار بيماري آلزايمر است و بسياري از مقامهاي عربستاني هم او را شايسته تكيه زدن بر تخت پادشاهي اين كشور نميدانند. از طرف ديگر، مقرن عبدالعزيز از كنيز يمني ملك عبدالعزيز، بنيانگذار پادشاهي آل سعود است و بسياري از اعضاي آلسعود او را به همين دليل شايسته وليعهدي نميدانند تا چه رسد به آن كه روزي پادشاه اين كشور بشود. يك مقام پيشين سعودي سال گذشته به ليز اسلاي، خبرنگار واشنگتن پست گفت: «امير مقرن در واقع شاهزاده نيست؛ آخر مادرش برده بوده است. ملك عبدالله برادران ديگري دارد كه صلاحيتشان بيشتر است. هيچكس فكرش را هم نميكند كه امير مقرن بتواند به پادشاهي برسد.» به نظر ميرسد كه ابتكار ملك عبدالله براي ساخت عنوان وليعهد دوم چندان نفعي براي كوچكترين برادرش نداشته و حتي به جنگ قدرت براي جانشيني پادشاه دامن زده است اما بايد توجه داشت كه ملك عبدالله اين عنوان را ساخت تا از آن در جهت ديگر و شايد مهمترين اتفاق در شش دهه از تاريخ حكومت آلسعود استفاده بكند.
گذر از نسل دوم به سوم
يك گمانه در اين است كه ملك عبدالله با تعيين «شاهزاده مقرن» به وليعهد دوم ميخواهد زمينه را براي رسيدن متعب بن عبدالعزيز، بزرگترين پسرش، به پادشاهي فراهم كند. روشن است كه ملك عبدالله بيشتر از هركس متوجه موقعيت امير مقرن در دستگاه آلسعود است و ميداند انتصاب او به وليعهد دوم براي اين دستگاه يك نوع بدعت محسوب ميشود. در واقع، ملك عبدالله از زمان مرگ نايف بن عبدالعزيز برنامه خود را براي تقويت جايگاه فرزند ارشدش در دستگاه آلسعود شروع كرد. او در ابتدا احمد بن عبدالعزيز را از وزارت كشور عزل كرد تا با دور كردن اين فرد جاهطلب مانع اصلي را برداشته باشد. در قدم بعد، او محمد بن نايف را به اين سمت گذاشت تا آن كه يك فرد از نسل سوم دستگاه آلسعود به اين مقام حساس برسد و سپس امير مقرن را با عنوان وليعهد دوم به ميدان آورد تا آن كه به جهت معنوي، دستگاه آلسعود با تغيير خلاف عادت مواجه بشود. متعب بن عبدالله هماكنون رياست گارد پادشاهي را به عهده دارد و گفته ميشود ملك عبدالله مقام جانشين دوم نخست وزير را در نظر دارد تا آن كه در صورت ناتواني امير مقرن جانشين او شود و در صورت رسيدن اين امير به پادشاهي، متعب نيز گزينه بعدي براي تصرف تخت پادشاهي باشد. از سوي ديگر، احتمال دارد ملك عبدالله گذر از نسل دوم به سوم را بدون در نظر گرفتن اين مراحل آن هم بعد مرگش انجام دهد و حالا كه زنده است شرايطي را براي رسيدن فرزندش به پادشاهي ايجاد كند. مجتهد، فعال توئيتري عربستاني با هويت مجهول، در روزهاي اخير خبري را منتشر كرده كه بنا بر آن خالد التويجري، رئيس ديوان پادشاهي عربستان، تغييرات مهمي در سطح كلان اين كشور اعلام خواهد كرد. شايد اين تغييرات در جعل عنوان ديگري به نام وليعهد سوم باشد كه اين دفعه گزينه از فرزندان ملك عبدالعزيز و نسل دوم نيست بلكه از نسل سوم و متعب بن عبدالله باشد.
در هر صورت، ابتداي سال نو براي دستگاه آلسعود شگون نداشته و نويد يك سونامي بزرگ سياسي در اين كشور ميدهد. سعود بن سيف النصر، نوه سعود بن عبدالعزيز، در توئيت خود چند بيت از نصر بن سيار، شاعر عهد اموي، نقل كرده تا وقوع اين سونامي را هشدار داده باشد. اين سونامي آن قدر قدرتمند است كه گزارشهاي اطلاعاتي غربي خبر از فروپاشي نظام آلسعود در سال جاري ميلادي ميدهند و 2014 را آخرين سال حاكميت آن دانستهاند.