حالا كه اولاد آدم خاطرش جمع شد و شوراي اقتصاديها با دوپينگ داراي نيرو شدند، ميرود سروقت كارهاي خودش. نگوييد كه نشنيدهايد وزير نيرو عضو شوراي اقتصاد شده است! حالا نيروي محركه اقتصاد مملكت از نفت ميرود به سمت نيرو! ما يك اينچنين تمهيداتي در آستين داريم! زدند ضربتي، ضربتي نوش كنند. نفت را قيمتش را ميكشند پايين؟ حالا ما بشكههاي برقمان را گران ميكنيم. اين به آن در!
از اين به بعد ديگر وضعيت زندگي خانوارهاي شهري كشور متفاوت ميشود. برقدارها بيبرق ميشوند، (ببخشيد اشتباه تايپي بود! اصلاح ميكنم) منظورم اين بود كه بيبرقها، بييخچالها و بيتلويزيونها و بي... از اين به بعد به يك نوايي ميرسند! اين تدبير نيرو لابد راهگشاست! نگوييد كه نميدانيد در مملكت چه خبر است؟ يعني نميدانيد كه مردم يخچال و لباسشويي و فلان و بهمان ندارند؟ عجب! پس مگر فكر كردهايد در قرن چندم زندگي ميكنيد؟ اصلاً بگذاريد خبر را برايتان بخوانم تا تفسيرش كنيم. يعني شايد خبر را كه خوانديد نيازي به تفسير هم نباشد.
بر اساس همهپرسي مركز آمار! (ببخشيد از اين تايپهاي اشتباهي! اصلاح ميكنم) بر اساس آخرين آمار مركز آمار ايران كه در سال 1392 به دست آمده، با نگاه به كيفيت زندگي ايرانيها در بخشهايي چون تسهيلات عمده مسكن، لوازم زندگي و نوع سوخت مصرفي ميتوان به دركي از وضعيت زندگي در شهرهاي كشور رسيد. 63/0 درصد خانوارهاي شهري از آب لولهكشي برخوردار نيستند، همچنين 02/0 درصد برق ندارند، 35/1 درصد هم در منزل حمام ندارند، 42/7 درصد هم از گاز لولهكشي بهرهمند نيستند و 77/18 درصد هم در خانه تلفن ندارند. همچنين 76/97 درصد در خانه آشپزخانه دارند، 55/35 درصد خانه خانوارهاي شهري هم به فاضلاب شهري متصل است. 92/43 درصد خانوارهاي شهري اتومبيل شخصي، 40/15 درصد موتورسيكلت، 29/98 درصد تلويزيون رنگي، 02/23 درصد فريزر دارند. همچنين 77/37 درصد از رايانه در خانه برخوردارند. 8/7 درصد ماكروويو و فرهاي هالوژندار دارند و 32/4 درصد ماشين ظرفشويي دارند. همچنين بر اساس اين آمار 51 درصد خانوارهاي شهري در خانه يخچال ندارند. 47 درصد فريزر ندارند، 5/1 درصد اجاق گاز ندارند، 10 درصد جاروبرقي ندارند و شش درصد تلفن همراه ندارند. 44/92 درصد خانوارهاي شهري از گاز طبيعي به عنوان سوخت عمده مصرفي استفاده ميكنند اما 01/0 درصد هم از برق، 03/0 درصد از نفت سفيد، 50/7 درصد از گاز مايع، 01/0 درصد هم از گازوييل به عنوان سوخت عمده مصرفي استفاده ميكنند. بله. ما در عصر ارتباطات و اينترنت و سفرهاي فضايي و دنياي مجازي، در برخي خانههاي شهريمان نه از تلويزيون خبري است، نه از فريزر، نه ماشين لباسشويي، نه ساير لوازم برقي! لابد ميگوييد شايد اينجاها كه در همهپرسي (ببخشيد! اصلاح ميكنم)؛ در آمار ديده شدهاند، شهر نبودهاند! و من ميگويم حتي اگر ده باشند چه؟ حتي عليآباد مازندران!
نگوييد كه قصهاش را نميدانيد. عليآباد در ابتدا قهوه خانه بزرگي بود كه اتاقهاي متعدد براي مسافرين و چندين اصطبل و طويله براي چهار پايان داشت. ساكنان مناطق شرقي مازندران محصولات صادراتي خويش از قبيل برنج و پنبه و كنف و كارهاي دستي مانند شمد و شير و پنير و تافته را از طريق عليآباد و دره سوادكوه به تهران و شهر تاريخي ري و فلات مركزي و جنوبي ايران حمل ميكردند. قهوهخانه عليآباد در واقع شب منزل كاروانها و چهارپايان بود و به علت اهميت موقع تدريجاً توسعه پيدا كرده مسكن و مسافرخانههاي زيادي در اطراف آن ساخته شده است به قسمي كه پس از چندي به صورت يك بلده كوچك درآمد منتها چون صورت شهري نداشت به علت رطوبت هوا و ريزش بارانهاي متوالي مخصوصاً عبور و مرور هزاران رأس اسب و قاطر و الاغ كه شبانهروز ادامه داشت هواي آن هميشه كثيف و آلوده و راهها و كوچههاي تنگ و باريك آن همواره پر از گل و لجن بوده كه عبور از داخل بلده را مشكل ميكرده است، به همين جهات و ملاحظات اگر كسي در آن عصر و زمان خود را عليآبادي معرفي ميكرد يا از مناظر يا زيباييهاي آن سخني ميگفت از آنجا كه عليآباد قهوهخانهاي بيش نبوده است از باب طنز و كنايه ميگفتند: عليآباد هم شهر شده؟
بله خيلي جاها شهر شدهاند، خيلي جاها امكانات ندارند. خيلي جاها احتياج به مساعدت دارند... اي كاش با آمدن نيروي دوپينگي به شوراي اقتصاد، خبرهاي خوشي ما را مانند برق بگيرد! همه ما برقگير بشويم! مردم ما چه در شهر، چه روستا احتياج به امكانات اوليه زندگي دارند. يخچال و لباسشويي كه ديگر ماشين نيست كه نيازمند شوراي رقابت باشند تا بكشند بالا و كسي احتياج به ماشين را احساس نكند! اولاد آدم اميدوار است با آمدن وزير نيرو به شوراي اقتصاد، مردم، يخچال و لباسشوييدار شوند.