در روزها و هفتههاي اخير اميدها به حل سياسي بحران سوريه بيش از پيش تقويت شده است چراكه از يكسو ارتش سوريه به روند پيروزيهاي خود در برابر گروههاي مسلح و تكفيريهاي وارداتي استمرار بخشيده و از ديگر سو ظهور داعش و خطرات ناشي از اعلام خلافت اسلامي در مناطق تحت اشغال عراق و سوريه اولويتهاي امنيتي برخي از حاميان مخالفان را تغيير داده است.
علاوه بر اين از زماني كه استفان ديميستورا نماينده سازمان ملل در امور بحران سوريه طرح آتشبس در حلب و تعميم تدريجي آن به ساير مناطق درگيري سوريه را ارائه كرد يا در پي آن روسيه براي برگزاري نشست مسكو در اواخر ماه جاري ميلادي براي حل سياسي بحران پا پيش گذاشت و به تلاشها و رايزنيهاي گستردهاي دست زد، هيچ مخالفت جدي از سوي مخالفان سوريه و حاميان غربي و عربي آنها ابراز نشد و در عين حال با سفر ولاديمير پوتين رئيسجمهور روسيه به تركيه كه با امضاي قراردادهاي تجاري و اقتصادي به خصوص در عرصه انرژي و ارائه تعرفههاي ترجيحي همراه بود، اين احتمال قوت گرفت كه اين سفر در تغيير رويكرد خصمانه تركيه در برابر دولت سوريه مؤثر واقع شود اما وقتي خالد خوجه از تركمنهاي سوريه روز سهشنبه رياست ائتلاف ملي مخالفان را در پي نشست اخير استانبول برعهده گرفت و از مخالفت خود با طرح مسكو براي حل سياسي بحران خبر داد، ابتدا تصور ميشد كه يك چنين مواضع مخالفتآميزي تحت تأثير رويكرد تركيه اتخاذ شده است (كه همچنان از سياست شكستخورده براندازي دولت سوريه حمايت ميكند) اما بعد از آنكه مشخص شد همزمان با اظهارات خالد خوجه، كميته مقابله با سلاحهاي شيميايي گزارشي در خصوص استفاده از گاز كلر در سوريه به شوراي امنيت ارائه كرده (و بدون ارائه دلايل مستند انگشت اتهام به سمت دولت سوريه نشانهگيري شده است) تقريباً اين احتمال قوت ميگيرد كه طرح جديدي عليه دولت سوريه در دستور كار قرار گرفته است.
آنچه اين احتمال را قوت ميبخشد اين است كه امريكا روز سهشنبه از توافق جديد خود با تركيه براي آموزش و تجهيز مخالفان به اصطلاح ميانهرو سوريه خبر داد و دوم اينكه اتهام جديدي كه در خصوص استفاده از گاز كلر در سال گذشته به دولت سوريه زده شده غيرمستند است و آنچه از آنها به عنوان شاهد ياد ميشود، همان مخالفان هستند. تنها دليلي كه شاهدان بيان كردهاند اين است كه آنها هنگام استشمام گاز كلر صداي بمب يا هلي كوپتر را شنيدهاند و بنا بر اين هيچ دليل متقني وجود ندارد كه ارتباط ميان اين عناصر اين ادعا را ثابت كند اما با اين حال همين ادعا پايه سخنان مقامات امريكايي از جمله نماينده امريكا در سازمان ملل قرار گرفته است و وي در صفحه توئيتر خود دقيقاً به همين ادعاي بيمحتوا اشاره كرده است. حال سؤال مهمي كه در اينجا پيش ميآيد اين است كه چه عواملي موجب شده خيز جديد عليه دولت سوريه برداشته شود يا به پروندهسازي جديد در قالب نبش قبر اتهامات بياساس گذشته دست زده شود؟
در پاسخ چند عامل محتمل به نظر ميرسد: نخست اينكه امريكا و اروپا ظاهراً بعد از اعلام استراتژي جديد روسيه كه در آن از ناتو و امريكا به دشمن درجه يك روسيه تعبير شده، مواضع خود را در خصوص نقش روسيه در حل بحران سوريه تغيير داده و دوباره به رويكرد براندازي و چالشسازي براي روسيه در سوريه روي آوردهاند. با توجه به اينكه با آغاز سال جديد ميلادي اكثريت كنگره به دست جمهوريخواهان افتاده است، لذا تشديد نسبي مواضع امريكا ميتواند متأثر از تحول قدرت در امريكا نيز باشد. همچنين همراهي بيشتر امريكا با رويكرد تركيه در قبال سوريه باز ميتواند متأثر از رويكرد جديد امريكا در قبال روسيه و تحولات قدرت در داخل به نفع جمهوريخواهان در كنگره نيز باشد.
دوم اينكه به نظر ميرسد رژيم صهيونيستي بعد از مواجه شدن با خطر كشيده شدن پاي خود به ديوان كيفري بينالمللي در پي بحرانسازي جديد در منطقه است تا بار ديگر براي خود حاشيه امن ايجاد كند و ظاهراً در اين مسير تشديد بحران سوريه را مناسب ديده است. از اين ديد پروندهسازي جديد عليه سوريه در استفاده از گاز كلر كه با نبش قبر اتهامات گذشته همراه است، ميتواند به واسطه لابيهاي يهودي فعال در نهادهاي بينالمللي از جمله كميته مقابله با سلاحهاي شيميايي صورت گرفته باشد.