
مطبوعات به عنوان ركن چهارم دموكراسي بايد زنده و پويا باشند، اخبار تمام طيفها را پوشش دهند، تريبوني براي گروههاي مختلف يك جامعه آزاد باشند و در نهايت در كنار نشريات طيف مقابل خود جملگي به سوي يك هدف كه تحكيم انسجام اجتماعي و ملي است، حركت كنند.
با اين حال گاه بررسي محتواي برخي نشريات چيزهاي ديگري را حكايت ميكند. تحليل محتواي شماري از نشريات مطرح، شاخص و پر مخاطب در حوزههاي مختلف «انديشه و راهبردي» نشان ميدهد كه در جامعه تقريباً بزرگ مطبوعاتي كشور، برخي نشريات بيش از هر چيز ميل به دميدن بر آتش حزبگرايي و تخريب نهادهاي دولتي و نيز ايجاد شكاف ميان مردم و دولت دارند؛ اتفاقي كه ديگر نميتوان آن را از شاخصهاي چندصدايي و تكثر رسانهاي قلمداد كرد.
راهبرد؛ فن جلب پشتيبانيشمار زيادي از مجلات، هفتهنامهها، ماهنامهها و دو ماهنامهها در حوزههاي مختلف «انديشهاي و راهبردي» قلم ميزنند و روي پيشخوان دكهها قرار ميگيرند. نشريات حوزه «انديشه و راهبرد» مخاطبان خاص خود را دارند. عموماً كساني مخاطب اين مجلات ميشوند كه دغدغهمند تحليل و تفصيل وقايع اطراف خود از نگاه و دريچهاي سياسي هستند؛ به همين خاطر اهميت مجلاتي كه در اين حوزه فعاليت ميكنند، دوچندان است آن هم به دليل حساسيت نوع نگاه و تحليلي كه اين نشريات قرار است به مخاطب خود ارائه دهند و تأثيري كه قرار است اين تحليل و نگاه بر ميزان وابستگي و همسويي و همراهي فرد با نظام اجتماعي و سياسي حاكم داشته باشد.
در واقع از راهبرد به عنوان علم و فن توسعه و كاربرد قدرتهاي سياسي، اقتصادي، فرهنگي و نظامي يك ملت به منظور تأمين حداكثر پشتيباني از سياستهاي ملي تعريف ميشود و در اين بين اين بحث مطرح است كه چه تعداد از نشريات حوزه راهبرد و انديشه در كشورمان دغدغه جلب حداكثر پشتيباني مردم از سياستهاي ملي را دارند، در اين راستا قدم بر ميدارند و اين مهم را توسعه ميدهند. نكته هشدار آميز درباره شماري از نشريات فعال در حوزه «انديشهاي و راهبردي»، ميل آنها به تجزيه مسائل ميان دو عنصر است؛ مردم و دولت يا مردم و نظام. از جمله نكات مشترك در محتواي اين مجلات طي يك بازه زماني يك ماهه، ستيز آنها با صداوسيما به عنوان رسانه متعلق به حكومت، نقد قانون حمايت از امر و به معروف و نهي از منكر، طرح مسئله خشونت عليه زنان، نقد آثار هنري دولتي و نفي رشد علمي در كشور است ضمن آنكه در اين مجلات معمولاً جاي خالي گزارشهاي راهبردي در حوزه اعتقادي و مذهبي به وضوح به چشم ميخورد.
جاي خالي محتواي مذهبي- اعتقادي در نشريات راهبردي شاخصيكي از مجلاتي كه زير ذرهبين مركز تأمين و تحليل محتواي مطبوعات قرار گرفته است، دو ماهنامه «انديشه پويا» با سابقه دو سال فعاليت در حوزه نشر است كه با رويكرد اطلاع رساني، تحليل و آموزش منتشر ميشود. عمده مخاطبان «انديشه پويا» ، دانشجويان، پژوهشگران، اصحاب رسانه و سياستمداران هستند و اين مجله سطح گفتماني و سطح تاريخي – عرفي رويكرد اصلاحطلبانه را توأمان با هم پيگيري كرده و تأثيرات متقابل فرهنگ و سياست را بازنمايي ميكند. در شماره آذرماه اين مجله 42 درصد مطالب بر عدم جلوگيري از ماهواره به علت عمومي شدنش تأكيد شده است و سپس 8 درصد مطالب نيز بر خشونت زياد عليه زنان در جامعه امروز و 33 درصد نيز بر بيسابقه بودن فساد در دوران احمدي نژاد و 17 درصد مطالب نيز بر خصلتهاي متفاوت جنبشهاي مردمي در جهان تمركز دارد. «انديشه پويا» در شماره آذرماه خود گزاره معرفتي و راهبردي قابل استخراج در حوزه مذهبي و اعتقادي ندارد اما اين موضوع تنها منحصر به اين مجله حوزه «راهبردي و انديشهاي» نيست.
هفتهنامه «تجارت فردا» نيز يكي از نشرياتي است كه در حوزه «انديشهاي و راهبردي» فعاليت ميكند. جاي خالي گزارههاي مهم مذهبي و اعتقادي در چهار شماره آذرماه اين هفتهنامه نيز محسوس است. «تجارت فردا» از آن طيف مجلات حوزه «انديشهاي و راهبردي» است كه با توجه به عنوانش نسبت ميان اقتصاد و سياست و تأثير و تأثرات متقابل اين دو حوزه كلان بر يكديگر را بررسي ميكند. موضوعات و چارچوب كلي مطالب در تجارت فردا، بهصورت تخصصي تنظيم ميشود اما حجم استدلالات تخصصي و علمي نسبت به تحليلهاي سياستزده و ژورناليستي و جناحي بسيار كم و شايد بتوان گفت در حدود 20 تا 25 درصد است.
«تجارت فردا» با سه سال سابقه فعاليت مخاطباني از اقشار مختلف جامعه به ويژه قشر دانشجويان و اقتصاددانان را دارد و اين مجله در هفته اول آذر، 28 درصد مطالب خود را بر مطرح كردن حمايت از آمران به معروف به عنوان طرحي فرمايشي و غيرواقعبينانه متمركز كرده است.
انتقاد از صدا و سيما نيز به وضوح در لابهلاي مطالب اين مجله به چشم ميخورد به خصوص آنجايي كه «تجارت فردا» صدا و سيما را متهم به توزيع رانتي منافع كشور ميكند و مينويسد:«سود حاصل فيلمي است كه با سرمايه بخش خصوصي ساخته ميشود و مردم با جان و دل ميروند و ميبينند نه سريالي كه ماهانه به بازيگرانش 45 ميليون تومان دستمزد ميدهد!» در جايي ديگر نيز از رانتخواري در سينما سخن به ميان آمده است. بخشي از پرونده اصلي شماره هفته اول آذرماه اين مجله به موضوع فيلترينگ نيز اشارهاي ميكند و نشريه معتقد است كه فيلترينگ يك سياست شكست خورده است و حكومت بايد به فكر توليد محتواي سالم باشد.
«تجارت فردا» در شماره 111 كه دومين شماره اين مجله در آذرماه است نيز باري ديگر صدا و سيما و دخل و خرج آن را مورد نقد قرار داده اما اين بار با القاي اين مطلب كه صدا و سيما بايد بين انتظارات حكومت و مردم يكي را انتخاب كند به شكلي غيرمستقيم نوعي شكاف را بين مردم و حكومت قائل ميشود. اين هفتهنامه سپس نقدي به سينماي دولتي نيز ميزند و بدون اينكه بخواهد توضيح دهد در صورت عدم ورود دولت به بحث سينما، سرنوشت فيلمهاي راهبردي و هدفمدار چه خواهد شد، اين موضوع را مطرح ميكند كه آثار توليد شده با بودجههاي دولتي فقط باعث هدر رفتن بيتالمال و ريزش مخاطب شده است.
مخالفت با قانون حمايت از امر به معروف، رد ادعاي مسئولان نظام مبني بر رشد علمي در كشور، خشونت عليه زنان، تخريب صدا و سيما ساير موضوعات شمارگان ديگر اين مجله در ماه آذر را به خود اختصاص ميدهند.
انتقاد از نشريات اصولگرا به بهانه انتقاد از گراني نانهفتهنامه «صدا» با رويكرد خبري- تحليلي نشريه ديگري است كه در چارچوب نشريات «راهبردي- انديشهاي» قرار ميگيرد. نشريهاي كه تقريباً در چهار شماره ماه آذر خود گزاره قابل اعتنا و قابل استخراج درباره مسائل اعتقادي و مذهبي ندارد ضمن آنكه اين مجله در محتواي تطبيقي شمارههاي منتشره در آذرماه سعي كرده اعتراض خود را با بحراني جلوه دادن شرايط اقتصادي در پي اختصاص بودجه به نهادهاي تبليغ دين، تنظيم و ترتيب دهد. تيم رسانهاي اين مجله از نشريه توقيف شده آسمان بيرون آمدهاند و در واقع «صدا» جايگزين آسمان است. با همان رويكرد و همان تحريريه. محمد قوچاني به تازگي از اين مجله رفته و سردبيري آن به سعيد ليلاز واگذار شده است. در اين نشريه نيز بخش عمدهاي از مطالب آذرماه به تخريب و نقد صدا و سيما اختصاص يافته است. در واقع 17 درصد مطالب آن به سلب اعتماد عمومي از رسانه ملي پرداخته و «صدا» كه دغدغه ترويج و تبليغ انديشه مدرن و ليبراليسم را دارد در شمارگان آذرماه مسائلي چون مرگ مرتضي پاشايي، رسانه ملي و رشد علمي در كشور را از نگاه خود تحليل ميكند.
تحليل «صدا »درباره مرگ مرتضي پاشايي البته آغشته به تم سياسي است. «صدا» اينگونه القا ميكند كه حضور مردم در مراسم مرتضي پاشايي قطعاً معناي سياسي دارد و احتمالاً در ادامه با برخورد حكومت روبهرو ميشود. اين نشريه همچنين به پرمخاطب بودن موسيقي غمگين اشاره كرده و آن را نشانه اين ميداند كه جامعه ايران، مردمي سرخورده و غمگين دارد و مردم از همان هنري حمايت ميكنند كه نظام كماكان با آن مشكل دارد. تخريب صدا و سيما به بهانه سلب اعتماد عمومي به رسانه ملي، نفي رشد علمي در كشور، انتقاد از رسانههاي اصولگرا به خاطر انتقاد از گراني نان از ديگر مسائلي است كه در شمارگان مختلف اين نشريه به آن پرداخته شده است.
در اين بين آنچه كه جاي بحث دارد سردرگم شدن مردم در ميان تودهاي از افكار و عقايد حزبي به واسطه بسط دادن راهبرد و انديشه يك جناح خاص سياسي است؛ اينكه در دعواي سياسي ميان جناحهاي مختلف و نشريات همسو با آنها، بحث گران شدن قوت غالب مردم گم شود چه كمكي ميتواند به باز كردن گرهي از مشكلات معيشتي مردم كند؟ انديشهها و راهبردهايي كه در رسانهها بسط و ترويج ميشوند تأثير كتمانناپذيري بر افكار و جريانهاي فكري و فرهنگي جوامع دارند؛ آزادي بيان نيز يكي از عناصر اساسي در اعلاميه حقوق جهاني بشر است و رسانهها زيربناي اين آزادي محسوب ميشوند اما سؤال كمتر مطرح شده در نظام رسانهاي كشور اين است كه آيا اين آزادي بايد در راستاي هموار كردن شرايط زيستي اعضاي يك جامعه و همبستگي هر چه بيشتر ميان آنها و يكپارچهسازي جامعه قرار بگيرد يا در راستاي اهداف قدرتطلبانه و منافع گروهي خاص؟!