در بررسي اجمالي وضعيت دانشگاه سمنان علاوه بر نقاط مثبتي از جمله رشد چشمگير پروژههاي عمراني دانشگاه، احداث پارك علم و فناوري، ارتقاي رتبه فرهنگي دانشگاه و... كه به چشم ميخورد، نكات منفي نيز وجود دارد كه نميتوان از آنها چشمپوشي كرد كه از مهمترين آنها ميتوان به عدم تناسب بين رشد كمي دانشكدهها، رشتههاي دانشگاهي و تعداد دانشجويان با تعداد اعضاي هيئت علمي و امكانات دانشگاه اشاره كرد كه در هشت سال گذشته، تعداد رشتههاي دانشگاه از 56 رشته به 255 رشته (حدود 4.5 برابر) و تعداد اعضاي هيئت علمي از حدود150 نفر به 350 نفر ( حدود 2.3 برابر) افزايش يافت.
نسبت تعداد اعضاي هيئت علمي به تعداد دانشجويان كه در دانشگاههاي دولتي بايد حدود يك به 18 باشد در دانشگاه ما چيزي نزديك به يك به 40 است، يعني به ازاي هر 40 دانشجو يك عضو هيئت علمي داريم. ما بعضاً شاهد بوديم كه رشتههايي بدون وجود اساتيد كافي و متناسب شروع به كار و گرفتن دانشجو كردند.
نكته قابل ذكر ديگر حجم بالاي درخواست انتقالي از دانشگاه سمنان به ساير دانشگاههاست كه از اين حيث اگر اشتباه نكنم رتبه دوم يا سوم به دانشگاه سمنان تعلق دارد. البته دلايل مختلفي ميتوان براي موضوع انتقالي دانشجويان مطرح كرد، دستهاي به خاطر مسائل شخصي، دستهاي به خاطر سطح پايين دانشگاه از لحاظ علمي و دستهاي هم به خاطر مسائل و مشكلات صنفي.
به عنوان مثال يكي از دلايلي كه ميتوان براي اين امر نام برد موقعيت جغرافيايي شهر سمنان است كه بين استانهاي تهران، خراسان و مازندران واقع شده است و درصد قابل توجهي از دانشجويان دانشگاه سمنان از اين سه استان هستند و چون با رتبهاي كه كسب كردهاند موفق به قبولي در رشته دلخواه و در استان خودشان نشدند به علت نزديكي نسبي مسافت، شهر سمنان را انتخاب كردهاند. پس ميتوان گفت كه سطح دانشجويان ورودي به دانشگاه شايد تنها يك پله از دانشجويان ورودي به دانشگاههاي شهر تهران و مشهد پايينتر باشد و به تبع انتظار ميرود خروجي دانشگاه سمنان نيز همين اختلاف سطح را با دانشگاههاي تهران داشته باشد كه در واقع اين اتفاق نميافتد. اين موضوع تنها در مسائل علمي خلاصه نميشود بلكه در مسائل صنفي و امكانات نيز مشكلات عديدهاي در دانشگاه وجود دارد كه خود باعث نارضايتي دانشجويان و افت سطح دانشگاه نيز ميباشد. به علاوه، افزايش تعداد دانشجويان شاغل به تحصيل در دانشگاه سمنان با شيب بسيار تند صورت گرفته است، دانشگاهي كه سابقاً اقدام به اختصاص خوابگاه به تمامي دانشجويان خود مينمود، از سال 88 تنها به دانشجويان روزانه سال اول و سال آخر و از سال 89 تاكنون فقط به دانشجويان روزانه جديدالورود خوابگاه اختصاص داده است. سرازير شدن ساير دانشجوياني كه از امكانات خوابگاهي محروم ماندهاند به سوي خانههاي دانشجويي و خوابگاههاي خصوصي، مشكلات مالي، فرهنگي و اجتماعي بسياري را براي اين دانشجويان فراهم آورد، كه اين داستان براي دانشجويان بيبضاعت و دانشجويان دختر بسيار حساستر و غمانگيزتر است. البته در مورد مسائل فوق بارها با مسئولان دانشگاه صحبت شده است ولي شاهد تغييرات چنداني نبوديم.
* دبير انجمن اسلامي دانشجويان
دانشگاه سمنان