
اگر اين روزها به اخبار حوزه تأمين اجتماعي نظري انداخته باشيد، حتماً دريافتهايد كه برخلاف فضاي سوت و كور اين حوزه در دولت گذشته، اكنون اخبار به طرز اغراقآميزي بر خدمترساني مسئولان كنوني تأمين اجتماعي اصرار دارد. به گونهاي كه گاهي از فرط بيخبري قانون كاري اين سازمان در قالب اخبار آورده و بازخواني ميشود؛ قانوني كه در دولتهاي گذشته هم حركت شكسته و بسته مسئولان اين سازمان بر سير و سياق آن صورت گرفته است.
گرچه نميتوان تلاش و تدبير تيم كنوني مسئولان سازمان تأمين اجتماعي را ناديده گرفت، آن هم پس از بحرانهاي عديده، به ويژه بحرانهاي مالي كه در زمان سرپرستي سعيد مرتضوي، دادستان مخلوع تهران بر اين سازمان تحميل شد. در اين دوره كه در يك سال و نيم باقيمانده عمر دولت دهم و كل زمان تصدي مرتضوي بر كرسي رياست تأمين اجتماعي روي داد، اين سازمان بدترين و بحرانيترين دوران خود را پشت سر گذاشت و اگر نبود درايت و توان مديريتي مسئولان كنوني دولت يازدهم كه به رياست دكتر نوربخش سكان هدايت اين سازمان بحرانزده و مفلوج را در دست گرفتند، حالا چيزي جز يك نام از اين سازمان ثروتمند و وسيع باقي نمانده بود!
اما حرف اين نوشتار رويه باطل ديگري در شيوه تبليغات رسانهاي است كه اگر بر همين منوال پيش رود بيشك به گونهاي ديگر سازمان مذكور را به قهقرا خواهد كشاند. از اين رو به نظر ميرسد كه برخي مديران سازمان تأمين اجتماعي از آن سوي بام افتادهاند. به اين واسطه كه در متن اطلاعرساني خود بر آنند كه با بازي با اعداد و ارقام، اقدامات اين سازمان را كه به خودي خود ارزشمند و قابلتقدير هستند، بزرگتر از حد معمول خود القا كنند.
شاهد مثال اين مدعا خبري است مربوط به ديدار رئيس مجلس شوراي اسلامي و محمدعلي همتي، معاون درمان سازمان تأمين اجتماعي كه روز گذشته روي خروجي خبرگزاريها قرار گرفت. همتي در اين ديدار اظهار داشته: سازمان تأمين اجتماعي نقش بسيار تعيينكنندهاي در ارائه خدمات مطلوب درماني در كشور دارد و در تحول سلامت نيز بخش عمدهاي از منابع اين طرح را تأمين كرده است، به گونهاي كه اين سازمان با 77 بيمارستان و 277 مركز درماني ملكي و با 45 هزار مركز درماني و 849 بيمارستان دولتي و خصوصي كه طرف قرارداد است، سالانه 12 هزار ميليارد تومان در حوزه درمان هزينه ميكند.
اين شيوه اطلاعرساني اصلاً پاك كردن صورت مسئله نيست، بلكه طرح صورت مسئلهاي ناقص است. به اين معنا كه در متن اين خبر عنوان نشده كه اين سازمان درطول سال چه ميزان نقدينگي را به عنوان حق بيمه از بيمهشدگان دريافت ميكند؟ ضمن آنكه بايد اضافه كرد كه بودجه سازمان تأمين اجتماعي تنها از پرداختي حق بيمهها مجموع نميشود، بلكه اين سازمان، گذشته از رديف بودجه سالانهاي كه دريافت ميكند، بخش عمدهاي از عوايد و درآمد 207شركت موسوم به «شستا» را نيز در كيسه خود دارد.
بنابراين هزينهكرد 12هزار ميليارد تومان در سال (به شرط اطمينان از صحت آمار) براي چنين سازمان ثروتمندي كه بيش از نيمي از بيمه شدگان را در زيرچتر خود دارد، از بديهيات است.
با اين اوصاف سؤالي كه در هيچ دورهاي پاسخي براي آن يافت نشد، اين است كه چرا بيمهشدگان با پرداختهاي قابل توجه در قالب حق بيمه خدماتي حداقلي دريافت ميكنند؟ ضمن آنكه بنابر استشهاد بيمهشدگان اكثريت قريب به اتفاق آزمايشها و نوارها و تستهايي كه در مراكز و كلينيكهاي اين سازمان گرفته ميشود، به لحاظ كيفي انتظارات پزشكان ديگر مراكز درماني را برآورده نميكند.