ایمان
زارع رانندهای که سارقان مسلح بانک به عنوان مسافر سوار خودروی او شده
بودند در گفتوگو با ایسنا، اظهارکرد: عصر روز شنبه -6 دی ماه- نزدیک به
اذان مغرب به روستای چشمهسفید رسیده بودم که دو جوان را دیدم که جلوی
ماشینم دست بلند کردند و به دلیل سردی هوا، خواستم آنها را سوار کنم به
همین جهت توقف کردم اما زمانی که میخواستند سوار ماشین بشوند دیدم سه نفر
هستند و با هم داخل ماشین نشستند.
او با بیان اینکه تصور میکردم
از اهالی روستا هستند، ادامهداد: زمانی که سوار شدند یکی از آنها تشکر کرد
و گفت که ماشینمان خراب شده و فرستادیم خمین و خودمان هم میخواهیم برویم
گلپایگان همچنین پس از طی فاصله زمانی حدود 10 دقیقه به ایست بازرسی
رسیدیم.
این راننده گفت: ماموران در ایست بازرسی خواستند که ماشین
را متوقف کنم و من در لاین قدیمی بودم و میخواستم که توقف کنم اما یکی از
مسافران گفت "برو" و من شک کردم که حتما موردی است.
او افزود: من
به صحبت آنها توجهی نکردم، ماشین را متوقف کردم و پیاده شدم و به سمت
مامور رفتم که وی نیز از من مدارک را خواست من مجدد به سمت ماشین رفتم
مدارک خودرویم را برداشتم و به سمت مامور رفتم، زمانی که مامور ایست بازرسی
میخواست پلاک را با مدارکم چک کند به سمت مامور رفتم و به دلیل شکی که
کرده بودم به او گفتم که این سه نفر مسافر من هستند و با من نسبتی ندارند.
زارع
که عضو هیئت علمی دانشگاه پیام نور خمین است در ادامه افزود: مامور در عقب
خودرو سمت راننده را باز کرد و از آنها پرسید کجا بودهاید؟ و آنها نیز
دوباره گفتند ماشینمان خراب شده، فرستادهایم خمین و خودمان داریم میرویم
گلپایگان سپس مامور از آنها مدارک ماشینشان را خواست که آنها گفتند داخل
ماشین جا مانده است.
این راننده ادامهداد: مامور به آنها گفت که
شما لهجه گلپایگانی ندارید و سارقان نیز در جواب گفتند ما دانشجوی آنجا
هستیم. مامور از یکی سارقان خواست که پیاده شود اما آنها توجهی نکردند و به
وی گفتند "برو" که مجدد مامور از او خواست که پیاده شود اما یکی از سارقان
اسلحه را رو به مامور گرفت و به سر وی شلیک کرد و یکی دیگر نیز به دست و
پای من شلیک کردند. همچنین چند تیر دیگر شلیک کردند که به چند مامور دیگر
اصابت کرد.
او با بیان اینکه به دلیل اینکه هوا گرگ و میش بود من
متوجه نشدم که آن سه نفر کیف، ساک یا چیز دیگری همراه خود دارند یا خیر؟
گفت: پس از این حادثه یکی از سارقان پشت رل نشست و فرار کردند.