
شايد بتوان گفت كه اصلاحطلبان بيشترين ضربه را از حوزه اقتصاد خوردهاند؛ البته ضربهاي كه بيشتر نتيجه بيتوجهي مستقيم آنان به اقتصاد و معيشت مردم بوده است.
در خلال مبارزات انتخاباتي رياست جمهوري امريكا در سال 1992 ميلادي و در جريان يكي از جلسات مباحثات سياسي مرتبط با اين انتخابات، جملهاي بيان شد كه همچنان به عنوان نمادي از توجه به مبحث اقتصاد در مبارزات سياسي ياد ميشود و آن هم اين جمله بود «مسئله اقتصاد است، بيشعور».
صرف نظر از جنبه توهينآميز اين جمله، پيام نهفته در آن يعني توجه به بحث اقتصاد و معيشت همواره يكي از اصول مهم در پيروزي هر سياستمداري در انتخابات مهم و تأثيرگذار است. در هر كجاي جهان نظر هر كانديدا يا جريان سياسي درباره اقتصاد به عنوان يكي از مهمترين معيارهاي قضاوت مردم درباره آن محسوب شده و گاه اقتصاد است كه پيروزي يك جناح يا جناح ديگر را تعيين ميكند.
در اين ميان ايران و رقابتهاي سياسي درچارچوب نظام جمهوري اسلامي نيز مستثنا از اين امر نيست و نظرات گروهها و جريانهاي سياسي مختلف درباره اقتصاد همواره در تعيين برنده بودن يا بازنده بودن آن تأثير داشته است.
ضربه اصلي از حوزه اقتصاد استدر اين ميان شايد بتوان گفت كه اصلاحطلبان بيشترين ضربه را از حوزه اقتصاد خوردهاند؛ البته ضربهاي كه بيشتر نتيجه بيتوجهي مستقيم آنان به اقتصاد و معيشت مردم بوده است.
شايد از اين جهت باشد كه سعيد حجاريان تئوريسين جريان اصلاحات در يكي از مصاحبههاي خود براي اولين بار و شايد به اصرار مصاحبهكننده نيز به اقتصاد پرداخته است.
در اين گفت و گوي كوتاه حجاريان بدون اشاره خاص به تئوري مورد نظر اقتصادي خود تنها به بيان برخي صحبتهاي كلي اكتفا كرده است و صد البته همچنان از دولت خواسته است كه در مقابل فشارها بر عدم قطع رانتهاي پيشين ايستادگي كند.
سعيد حجاريان روز گذشته در گفتوگويي با روزنامه اصلاحطلب آرمان ضمن توجه به مشكلات اقتصادي مردم گفته است: بايد درنظر داشت تورم پديدهاي خطرناك و فرسايشي است كه منابع سرمايهگذاري شده، شرايط ناامن و پيشبيني نشدهاي را بر فضاي اقتصادي حاكم ميكند كه نوع تصميمگيري با ريسك بالا و عدم اطمينان همراه ميشود و عوايد دولت را كاهش ميدهد، به كاهش دستمزدهاي واقعي منجر شده و شرايط را براي قشر تهيدست نامطلوبتر ميكند كه در چنين شرايطي احساس نابرابري در جامعه شكل ميگيرد كه براي پيشگيري از اين اتفاق بايد بهصورت فوري، تورم را به حد قابل قبولي تنزل داد.
وي همچنين درباره چرايي حمايت اصلاحطلبان از روحاني در انتخابات تصريح كرده است: اصلاحطلبان به دنبال سهمخواهي در حمايت از آقاي روحاني نبودند و بهبود وضعيت كشور برايشان اهميت داشت و دارد. پس از انتخابات هم در همين راستا با دولت تعامل دارد و اگر كمكي خواسته شود دريغ ندارد. رويكرد اقتصادي اصلاحطلبان در حالي مطرح ميشود كه تا پيش از اين آنها همواره بر مفاهيمي مانند توسعه سياسي و آزاديهاي مدني تأكيد ميكردند كه هيچ نسبتي با اقتصاد و معيشت مردم ندارد.
شكست در برابر عدالت اقتصادي اينكه بالاخره در راهبردهاي انتخاباتي اصلاحطلبان و البته در صدر همه آنها تئوريسين ارشد آنان اقتصاد و در كل دغدغههاي معيشتي جايي پيدا كرده است، جاي خوشوقتي دارد.
واقعيت آن است كه از زمان به صحنه آمدن تجديدنظرطلبان در عرصه سياسي كشور، اقتصاد نقشي حاشيهاي را ايفا كرده است و اغلب با آن به گونهاي رفتار شده است كه ميتوان حتي آن را به گروه يا حزبي دگر واگذار كرد.
همان گونه كه در دولت اول و دوم اصلاحات نيز اعضاي حزب كارگزاران راهبري اقتصادي كشور را بر عهده داشتند و كمتر اصلاحطلبي بود كه به صورت جدي وارد حوزه اقتصاد شده باشد.
در مقابل اصلاحطلبان عمدتاً بر اشغال پستهاي سياسي تمركز كرده بودند و نقطه اصلي شعارهاي خود را بر مسائلي همچون آزادي يا بهوجود آوردن آزاديهاي مدني متمركز كرده بودند.
اين رويه به تدريج موجب بيتوجهي دولت به اقشار فرودست جامعه شد كه اقتصاد و معيشت دغدغه اصلي آنان بود و در نهايت در انتخابات رياست جمهوري سال 84 به رغم به صحنه آمدن هاشمي رفسنجاني از يك نامزد نه چندان مطرح به دليل مواضع عدالتخواهانه احمدي نژاد به خصوص در عرصه اقتصاد شكست خوردند.
در انتخابات سال 92 نيز اميد به تغيير شرايط اقتصادي كشور بود كه زمينهساز به قدرت رسيدن دولت تدبير و اميد را فراهم كرد.
از برج عاج مطالبات سياسي پايين بياييداصلاحطلبان با تغييرات به وجود آمده در فضاي سياسي كشور خود را آماده اولين حضور مستقل در رقابتهاي مجلس شوراي اسلامي ميكنند و در اين ميان همان گونه كه حجاريان اميدوار است بتوانند يك اقليت سياسي قدرتمند را در مجلس دهم همانند مجلس پنجم فراهم كنند.
در اين ميان رسيدن به اين هدف نيازمند توجه به برخي دغدغههاي واقعي مردم است كه از جمله مهمترين آنها اقتصاد و گذراندن معيشت روزانه است.
اصلاحطلبان شايد به اين نتيجه رسيدهاند كه بايد از برج عاج مطالبات سياسي كوتاه بيايند و به برخي دغدغههاي اقتصادي مردم نيز توجه كنند، دغدغههايي كه پيش از اين، آن را مسائل پوپوليستي ميدانستند و كساني را كه سخن از توجه آنان ميكردند، متهم به سوء استفاده از جهل مردم ميكردند. پوپوليستي كه حالا توجه به آن تبديل به يك ضرورت شده است.
راهحلي كه در چنته نيستنكتهاي كه در اين ميان شايان توجه است و ميتواند اصلاحطلبان را با مشكل جدي روبهرو كند، سردرگمي و عدم توجه جدي به اين حوزه از سوي بزرگان آنان بوده است.
اصلاحطلبان بر خلاف جريان كارگزاران كمتر ميانهاي با اقتصاد و مسائل مرتبط با آن دارند و صد البته شايد راهحلي كه بتواند مورد توجه مردم قرار بگيرد، در چنته نداشته باشند.
اما در اين ميان يك نكته روشن شده است و آن هم اينكه اصلاحطلبان از برج عاج خود پايين بيايند و نگاهي به دغدغههاي مردم عادي كنند.