به اين طرف و آن طرف چشم مياندازم تا شايد كسي را كه مدنظرم است، پيدا كنم. هرچه چشم مياندازم خبري از او نيست! روي تابلوي خط تاكسي نگاهي مياندازم تا مطمئن شوم كه خط قائم مقام به آرژانتين باشد؛ نفس راحتي ميكشم و به قطار بلندبالاي تاكسيهاي زرد و سبز رديف شده پشت سرهم چشم ميدوزم. شنيده بودم كه از صبح زود ميتوان او را در اين خط پيدا كرد و همه تلاشم را به كار بردم كه زودتر از هميشه راه بيفتم تا او را ببينم و چند دقيقهاي در طول مسير با او صحبت كنم اما...
جستوجو در ميان همكاران
پژو، سمند و پرايد به قطار منتظر هستند تا مسافر سوار كنند، در ميانشان هم راننده ميانسال ديده ميشود هم جوان. به سمت رانندهها ميروم، آنقدر سرشان شلوغ است كه ديگر نيازي نيست كسي با صداي بلند داد بزند و دنبال مسافر باشد. رانندهها يكي يكي به سمت مسئول نظارت ميآيند، حرفي كوتاه ميزنند و سراغ مسافرانشان ميروند. از اولين راننده سراغش را ميگيرم و پاسخ ميدهد: « والا من از صبح فقط يكبار در اول خط ديدمش، سريع مسافر زدم وتا حالا نديدمش.» با لبخند تلخ تشكر ميكنم و سراغ ماشين بعدي ميروم، او هم ميگويد: « يك ساعت پيش ميدان آرژانتين بود و مسافر دربستي داشت» راستش فكر ميكنم اين يكي حوصله جواب دادن ندارد و با فرستادنم سمت راننده ديگر ميخواهد نخود سياه دستم بدهد. يكي از جوانترين رانندههاي خط ميگويد سالهاست او را ميشناسد. ميپرسم: «امروز نديدينش؟» در جواب ميگويد: «نه، اما در طول مسير در چهارراه مطهري، پشت چراغ قرمز ديدمش و برايم بوق زد.» يك تاكسيدار ديگر ميگويد: «معمولاً در طول روز همكاران خطي يكي دو بار همديگر را ميبينند، اما او با يكي دو نفر بيشتر از بقيه صميمي است». از هر كدام كه درباره دستجردي سؤال ميپرسم همه ميشناسندش فقط يكي دو نفر كه گذري براي كار در اين خط آمدهاند اظهار بياطلاعي ميكنند. وقتي راننده تاكسي سمند شروع به صحبت در مورد او ميكند، يكي از مسافران لبخند ميزند و ميگويد: « مدتهاست كه من مسافر تاكسي اين مرد هستم آنقدر حضورش پررنگ است كه ميدانم ديروز سركار نيامد!». در بين تمامي تاكسيسواران اين خط اين آدم از همه پرطرفدارتر است و مسافران ثابت هم او را به خوبي اخلاق ميشناسند.
نظر همكاران
با اكثر ماشينهاي اين خط صحبت كردم و قريب به اتفاق آنها از خوشرويي و برخورد خوب دستجردي حرف ميزدند. جوان، ميانسال و مسن همه از خوبيهاي او ميگفتند و از اينكه چنين همكاري دارند خوشحال بودند. ويژگي مثبتي كه همه آنها رويش تأكيد داشتند شوخطبعي و خوشرويي او بود كه در زمان استراحت و دور هم جمع شدن رانندهها لحظات شادي را برايشان به وجود ميآورد. دوست صميمي دستجردي از ويژگيهاي ديگرش ميگفت، از زمانهايي كه ماشينش خراب شده بود و بارها به دادش رسيده بود، از پاتوق نهارخوردنشان و اتفاقات ديگري كه با هم تجربه كرده بودند.
آثار خوشخويي
از همه اين مسائل صحبت كرديم و حالا به اين نكته برسيم كه چرا ديگر كمتر در ميان مردم ما اين ويژگيها ديده ميشود. چرا زماني كه ما وسيله، پول، كيف يا موبايلمان را گم ميكنيم همه ميگويند اگر پشت گوش خود را ديدي گمشدهات هم پيدا ميشود. مگر نه اينكه در آيات و روايات بسياري از بزرگان دين درباره خوبي كردن به همديگر، خوشرويي، خدمت به ديگران، بخشيدن و هديه دادن بسيار صحبت شده است اما باز هم در اين روزگار خيلي كم ميبينيم كه به اين توصيهها عمل كنند.
درباره ارزش حسن خلق از حضرت صادق(ع) روايت شده است كه ميفرمايد: «نيكي و خوشخويي سرزمين را آباد ميكنند و بر عمر آدمي ميافزايند. » ايشان همچنين فرمود: «خوشخويي بر روزي ميافزايد؛ نيز فرمود: خوشخويي عامل جلب دوستي است.»
پاداش خوشخويي در پنج دسته تقسيمبندي ميشود:
1-قرب الهي: اميرمؤمنان(ع) فرمود: «هيچ چيزي همانند خوشاخلاقي موجب قرب الهي نميشود. »
از رسول خدا(ص) پرسيدند: « بيشترين چيزي كه موجب ورود به بهشت ميشود، چيست؟ فرمود: تقواي الهي و خوشاخلاقي. »
2-قرب به پيامبر(ص): حضرت رسول(ص) فرمود: «نزديكترين شما به من و بهرهمندترين شما از شفاعت من در روز قيامت، راستگوترين، امانتدارترين، خوشاخلاقترين و نزديكترين شما به مردم است. »
3-پوشش گناهان: امام صادق(ع) فرمود: «چهار چيز است كه در هر كس باشد ايمانش كامل است هر چند از سر تا قدمش گناه باشد از قدرش نكاهد و آن راستگويي، امانتداري، حيا و خوشاخلاقي است. »
نكته: پيام حديث اين است كه اين صفات چهارگانه در هر كسي باشد سبب بازداشتن او از گناه و كامل شدن ايمانش ميشود.
4- دستيابي به پاداش نماز و روزه: رسول خدا(ص) فرمود: «انسان مؤمن با حسن خلق خويش به درجه روزهدار شب زندهدار ميرسد.»
5-دستيابي به پاداش جهاد: امام صادق(ع) فرمود: «خدا در برابر حسن خلق بندهاش، به او پاداش مجاهدي را ميدهد كه در راه خدا پيوسته، شب و روز، جنگيده باشد.»
كمك به ديگران
خدمت كردن و هديه دادن به مؤمن ارزش بسياري دارد و در آيات و روايات مختلف آثار آن را بيان كردهاند. امام موسي كاظم (ع) در اين مورد فرمود: «در روزي كه سايهاي جز سايه الهي نيست، سه دسته از سايه عرش خدا بهره ميبرند؛ مردي كه برادر مسلمان خود را در ازدواج ياري كند يا به وي خدمتي كند يا سرّش را پنهان دارد.» همچنين رسول خدا (ص) درباره هديه دادن به مؤمن ميفرمايد: «به يكديگر هديه بدهيد و با هم دوست باشيد زيرا كينهها را از بين مى برد.» ايشان در حديثي ديگر نيز در وصف هديه دادن فرمودند: «هديه دوستي ميآورد و برادري را شايسته و زيبنده ميكند. به يكديگر هديه دهيد تا به هم محبت يابيد» با توجه به همه اين تأكيدات چرا بايد افرادي را ببينيم كه نسبت به كمك كردن، محبت و بخشش به ديگران كم ميگذارند و مشاهده افردي كه در اين مسير گام بر ميدارند، برايمان تعجبآور است!