با ديدن تابلوي خراسان رضوي طاقتش طاق شد. خوب ميداند يك روز ديگر ميرسد مشهد. سوز سرما را با جان و دل خريده و با گامهاي استوار خود جادهها را شرمنده كرده است. حالا او با قدمهاي آسماني خود مهمان امام مهربانيها ميشود. هيچ كس نميداند توي دل پيرمرد چه ميگذرد، حتي وقتي از او درباره حس زيارتش سؤال ميكنم فقط گريه ميكند و چند جمله كوتاه ميگويد: قربان مهربونيت آقاجان. اين همه راه آمدهام فقط به عشق تو يا امام رضا. آقاجان دست خالي مرا برنگردان.
پيرمرد بدجوري دلش با امام رضا گره خورده است. واقعاً هيچ كس نميداند بين او و امام مهربانش چه ميگذرد. هيچ كس نميداند وقتي پيرمرد به مشهد برسد و در حرم روبهروي گنبد طلايي آقا قرار بگيرد چه حرفهايي بين او و امامش رد و بدل خواهد شد. خوب كه دقت ميكنم اين حال خيلي از زائراني است كه اين روزها شوق زيارت در آنها بر سوز سرما غلبه كرده و با پاي پياده و با گامهاي محكم از اقصي نقاط كشور خصوصاً استانهاي همجوار خراسان رضوي به سمت مشهد راه افتادند.
خدمت بيمنت
اينجا ميقات الرضا (ع)، در نزديكي مشهد است. يكي از دهها ميقاتي كه براي زائران پياده ساخته شده است. دهها زن و مرد اينجا در حال خدمت كردن به زائران پياده امام هشتم (ع) هستند. پذيرايي و اسكان در اين ميقات براي زائران امام مهرباني كاملاً رايگان است و خدمت همه خدمتگزاران به اين زائران خسته و پياده خالصانه است و بيمنت.
رضايي مسئول روابط عمومي جمعيت خدمتگزاران زائران پياده است. جمعيتي كه از چند سال پيش فعاليت خود را آغاز كرد و حالا يكي از بزرگترين تشكلهاي مردم نهاد است كه بيمزد و منت به زائران پياده امام هشتم(ع) خدمت ميكند. وقتي با او صحبت ميكنم ميگويد: اينجا همه چيزش رنگ و بوي عشق ميدهد. يادتان باشد ما به زائران امامي خدمت ميكنيم كه معروف بود به امام مهرباني. اينجا مردم خالصانه براي زائران امام رضا خدمت ميكنند. هيچ كس در اين جمعيت خدمتگزاران و در اين ميقات به دنبال كسب پول و شهرت نيست. اين آدمهايي كه اينجا ميبينيد افرادي هستند كه برخيشان براي خودشان شغل و موقعيت معتبري دارند. از دانشجو و معلم گرفته تا پزشك و مهندس و بازاري و كارمند اينجا همه در حال خدمت هستند و هركس سعي ميكند كارهاي بيشتر و سنگينتري را انجام دهد. رضايي به ميقاتالرضا اشاره ميكند و ميگويد: همين ميقاتالرضا را ميبينيد، به طور ميانگين هر شب 1500 نفر از زائران پياده اينجا اسكان و پذيرايي ميشوند. غذاي گرم بين آنها توزيع ميشود، پتو ميدهيم، دارو اگر خواستند در اختيارشان ميگذاريم، كفش و لباس به آنها ميدهيم و دهها قلم چيز ديگر كه توسط خيرين تهيه و توسط همين افرادي كه اينجا خالصانه خدمت ميكنند بين زائران توزيع ميشود.
او ميگويد: هشت هزار خادم به زائران پياده در 186ايستگاه صلواتي خدمت ميكنند و در پنج محور قوچان - مشهد، سبزوار- مشهد، گناباد - مشهد، سرخس - مشهد و تربت جام - مشهد نيز 42 ايستگاه صلواتي، 14 پايگاه امدادي، 39 پايگاه اورژانس، 860 سرويس بهداشتي و 227 حمام وجود دارد كه با توجه به كثرت زائران پياده در اين مسير به سرويسهاي بهداشتي، حمام و ظرفيت اسكان بيشتري نياز است.
او ميگويد: پيشبيني ما اين است كه امسال حدود 200 هزار زائر با پاي پياده وارد مشهد مقدس شوند و بر همين اساس برنامهريزيهاي بسيار مناسبي صورت گرفته است و در همين ارتباط دستگاهها و ادارات مختلفي در استان اعم از استانداري، فرمانداري، حمل و نقل، ميراث فرهنگي، پليس، دانشگاه علوم پزشكي، راهنمايي و رانندگي، هلال احمر، آموزش و پرورش، اوقاف و... همه و همه دست به دست هم دادهاند تا ميزباني شايستهاي از زائران امام هشتم(ع)، صورت گيرد.
وي در ادامه ميگويد: تمامي برنامهريزيها به اين سمت است كه ميزباني كه قرار است از زائران پياده حضرت رضا(ع)، انجام شود يك ميزباني شايسته و مناسب باشد تا انشاءالله زائري كه با پاي پياده صدها كيلومتر راه را طي ميكند بتواند با خاطرهاي خوش به زيارت امام رضا بيايد.
مسئول روابط عمومي جمعيت خدمتگزاران زائران پياده در ادامه ميافزايد: زائري كه با پاي پياده به زيارت امام رضا ميآيد ارزش و اعتبار خاصي دارد بنابر اين خدمت كردن به اين زائر نيز از ارزش و اعتبار بالايي برخوردار است.
بسيج امكانات براي خدمترساني
معاون اسكان و پذيرايي ستاد اجرايي خدمات سفر خراسان رضوي نيز در اين باره با اشاره به بسيج تمامي امكانات براي خدمترساني به زائران پياده ميگويد: با هماهنگي اتحاديههاي صنفي مشهد پيشبيني اسكان اضطراري براي 17 هزار نفر در فضاهاي اقامتي، اسكان زائر در 70 مدرسه و 12 زائرسراي آستان قدس رضوي انجام شده است. سيدجواد موسوي ميافزايد: اكنون در مشهد ظرفيت اسكان 300 هزار نفر تخت در يك شب اقامت در بقاع متبركه، مدارس، زائرسراها، خوابگاهها، سالنهاي ورزشي، هتلها، مهمانسراها، حسينيهها و مساجد براي زائران پياده وجود دارد.
وي ميافزايد: تمامي مراكز اقامتي استان اعم از هتلها، هتل آپارتمانها و مهمانپذيرها براي پذيرايي شايسته از زائران امام هشتم در مشهد آماده شده، ضمن اينكه تعدادي از مدارس، سالنهاي ورزشي، حسينيهها، مساجد و بقاع متبركه نيز براي اسكان اين زائران در نظر گرفته شده است.
معاون گردشگري اداره كل ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري خراسان رضوي ميافزايد: خدمترساني به زائر پياده بايد به صورت ويژه صورت گيرد چراكه اگر يك زائر بعد از صدها كيلومتر پيادهروي با بدن و پاي خسته وارد پايتخت معنوي ايران شود و ما نتوانيم خدمات مناسب به او ارائه دهيم بدون شك نه تنها پيش او بلكه پيش حضرت امام رضا (ع) نيز شرمنده خواهيم شد.
حركت با پاي دل
حرفهاي اين دو مسئول دوباره ذهن مرا به سمت جادههاي منتهي به مشهد ميبرد، جايي كه در محور قوچان به سمت مشهد مرد ميانسالي را همين چند روز پيش ديدم كه فقط با داشتن يك پا و با كمك گرفتن از عصا چنان محكم گام بر ميداشت كه احساس ميكردم زمين براي گامهاي استوار اين مرد كوچك است.
پا نداشت اما شتابان به سمت مشهد ميرفت، شتابانتر از هر لحظه ديگر. خوب هم ميدانم جوابش چيست؟ براي همين وقتي از حركت او با كاروان پياده با اين وضعيت جسماني سؤال ميكنم دقيقاً جوابي را ميدهد كه حدس ميزدم. ميگويد: زيارت، پاي دل ميخواهد. بايد پايبند نباشي. دلت كه راه بيفتد پا خود به خود حركت ميكند.
محمد جواني است كه از بجنورد به سمت مشهد راه افتاده است. وقتي از او درباره حس زيارت ميپرسم، ميگويد: نميشود توصيفش كرد. بالاخره توفيقي است كه نصيب هر كسي نميشود. خدا خيلي بايد دوستت داشته باشد كه اسم تو را جزو زائران پياده امام هشتم ثبت كند.
ياد شهيدان در جاده منتهي به خراسان
در همين محور چشمم به خانمي ميافتد كه با پاي پياده از بجنورد دل به جاده زده است. براي او زيارت با پاي پياده اگر چه شيرين است اما حس تازهاي نيست. او پنجمين سالي است كه با پاي پياده به زيارت امام رضا ميآيد. اهل يكي از روستاهاي بجنورد است. معلم است و خواهر شهيد. وقتي از او درباره سختيهاي راه و مخصوصا سرماي بين راه و سوز و سرما ميپرسم جوابي ميدهد كه حسابي احساس شرم ميكنم. او ميگويد: برادر من در كردستان شهيد شده است. بهمن ماه سال 63 زماني كه بيشتر از يك هفته درميان كوههاي گردن برافراشته كردستان ميان چندين متر برف و در هواي بسيار شديد با سه نفر ديگر از همرزمانش در محاصره دشمن بودند و در اين مدت كمترين آذوقه غذايي را داشتند و در آخر هم در ميان همان برفها شهيد ميشوند و وقتي همرزمانشان برادرم و سه شهيد ديگر را پيدا ميكنند هر چهار نفر از شدت سرما يخ زده بودند. ما همان بدن يخ زده را در سردخانه تحويل گرفتيم، تشييع كرديم و در گلزار شهداي شهرمان به خاك سپرديم. حالا شما فكر ميكنيد خون من از خون برادر شهيدم رنگينتر است. وقتي بدن يخ زده او را در كوههاي كردستان پيدا ميكنند كه براي دفاع از دين و انقلاب و ولايت رفته بود من چطور ميتوانم اين مقدار باران وسرماي پاييزي را بهانه كنم و در راه زيارت امامي كه ولي نعمت ما خراسانيها به حساب ميآيد حركت نكنم.
جوابش چنان محكم و استدلالش چنان قوي است كه جرئت هرگونه اظهار نظري را از من ميگيرد. بغض به گلويم چنگ انداخته است. نميدانم چطور شد، اما انگار قرار است همه جا ذكر و ياد شهيدان باشد حتي در مسير پيادهروي زائران امام هشتم در يك غروب سرد پاييزي در محور قوچان – مشهد.
زائران پياده اهل سنت
كاروان پيادهاي متشكل از دهها نفر از برادران اهل تسنن از تايباد عازم مشهد مقدس شدهاند. برايم جالب است تا حس و حال اين زائران را بدانم. براي همين به سراغ يكي از آنها ميروم و سر صحبت را با او باز ميكنم. رحيم فاروقي بچه يكي از روستاهاي تايباد است كه امسال با اين كاروان همراه شده است. فاروقي ميگويد: ما اهل سنت به خاندان حضرت رسول اعتقاد داريم. از نظر ما امام رضا(ع)، امام مهرباني و امام خوبيهاست كه لطف اين امام شامل اهل تشيع و تسنن ميشود و هر كس اين امام را زيارت كند مورد رحمت خدا قرار ميگيرد. رحيم ميافزايد: ما در روستا هيئتي داريم كه بچههاي شيعه و سني در ماه محرم و صفر با هم براي امام حسين و اهل بيت (ع) عزاداري ميكنند. فاروقي در پايان صحبتهاي خود به حديث شريف پيامبر اكرم(ص) اشاره ميكند و ميگويد: ما اهل سنت اعتقاد داريم اهل بيت و خاندان رسول اكرم (ص) كشتي نجات هستند.
شرمساري زمين از گامهاي زائران
ميقاتالرضا (ع)، مكاني در نزديكي مشهد است كه به همت خيرين ساخته شده است. خادمان حرم امام رضا(ع)، اينجا هم به خدمترساني به زائران پياده آمدهاند و به قول يكي از مسئولان اين مكان معنوي، زائران حضرت امام رضا (ع) در اين ميقات زودتر به استقبال زائران امام هشتم آمدهاند. قرار است دو سه كاروان كه از محور نيشابور عبور كردهاند وارد اين ميقات شوند و شب را در اين مكان معنوي مهمان باشند.
كمكم يكي از كاروانها از راه ميرسد؛ كارواني متشكل از پير و جوان و زن و مرد كه با گامهاي استوار حالا به اينجا رسيدهاند. پاهايشان حسابي خسته است اما خيلي با صلابت به نظر ميرسند. به حركت پاهايشان دقت ميكنم به گامهاي آسمانيشان كه كمكم به حرم امام مهربانيها نزديك ميشوند. احساس ميكنم زمين زير پايشان احساس حقارت ميكند.