بر اساس مدارك و شواهد متعددي ميتوان اثبات كرد كه جمهوري اسلامي ايران مقتدرترين كشور منطقه غرب آسيا به شمار ميآيد، اقتداري كه رشد فزايندهاي دارد و هر روز شتاب بيشتري به خود ميگيرد.
اگرچه تفاوت بنيادين «قدرت» با «اقتدار» موجب شد «اقتدار» به عنوان واژهاي مستقل در گفتمان سياسي ظاهر شود اما رابطه دوسويه و تنگاتنگ اين دو واژه را نميشود ناديده گرفت، آنچنان كه بسياري از صاحبنظران بينالمللي هم بخش مهمي از قدرت كشورمان را مرهون اقتدار بهوجود آمده طي 35 سال اخير ميدانند. در باب اقتدار كنوني جمهوري اسلامي ايران در حوزه منطقهاي و بينالمللي اگرچه عوامل متفاوتي نظير «مشروعيت حاكميت»، « توان و قدرت بيبديل نظامي» و « مشاركت بالاي مردم در انتخابات » را در بر ميگيرد اما نبايد وجود «ديپلماسي عمومي اثرگذار» را كمبهره دانست.
ايجاد همگرايي بين مسلمانان منطقه از سويي و تقارب ميان شيعيان در منطقه غرب آسيا را ميتوان يكي از همين عوامل مهم به شمار آورد.
اغراق نيست اگر بگوييم يكي از مهمترين عوامل گردهمايي 20 ميليون نفري در نجف و كربلا طي سالهاي اخير ظهور گفتمان انقلاب اسلامي و رويكرد مناسب كشورمان در قبال تحولات منطقه و ارتباطگيري با مردم سرزمينهاي اسلامي بوده كه ميتوان از آن به عنوان ديپلماسي عمومي موفق ياد كرد. ديپلماسي عمومي در طول سه دهه، عمدتاً در خدمت منافع ملي كشور- به خصوص در مناطق مسلماننشين - بوده و عمدتاً تلاش كرده فهم از كشور را افزايش دهد و حاميان بيشتري را براي ديدگاههاي كشور فراهم آورد. با يادآوري بسياري از تظاهرات خياباني انقلابهاي روي داده در بيداري اسلامي، آنجايي كه تصاوير حضرت امام خميني يا مقام معظم رهبري در دستان انقلابيون قرار داشت، ميتوان به اين باور رسيد كه مؤلفههاي گفتماني انقلاب ايران توانسته پس از سالها ممارست در قلوب بسياري از مسلمانان شيعه و سني منطقه جا باز كند.
در مسير پيادهروي اربعين كه اين روزها در سرزمين عراق در جريان است هم ميتوان نمونههاي مناسبي براي موفق بودن ديپلماسي عمومي جمهوري اسلامي به وضوح ديد از جمله اينكه نظام سلطه و همپيمانان منطقهاي آنها دركنار تروريستهاي فعال در سوريه و ديگر كشورها، شكلگيري چنين گردهمايي عظيم انساني را تقويت تنها دولت شيعي دنيا دانسته و حضور مسلمانان ساير كشورها را لبيكي به جمهوري اسلامي ايران قلمداد ميكنند.
اين در حالي است كه جهان غرب با رسانههاي انبوه خود تلاش داشته وجهه جمهوري اسلامي ايران را تخطئه كرده و اين باور همگاني را نهادينه كند كه كارگزاران حاكميت ايران خشونت و درگيري با ساير مذاهب و قوميتها در جهان را تئوريزه ميكنند و ايران مساوي است با تروريسم و خشونتپروري.
شركت كثير و چشمگير شيعيان در راهپيمايي روز اربعين را ميتوان پاسخ درخوري به اين راهبرد دانست، چراكه بيش از نيمي از شركتكنندگان در اين گردهمايي از كشوري غير از ايران بوده و اين يعني افزايش اقتدار منطقهاي و جهاني ايران. اين را بايد در نظر داشت كه جمهوري اسلامي ايران ديپلماسي عمومي را صرفاً يك شيوه تبليغاتي، نوعي روابط عمومي، روش ارتباطي يا بازاريابي ندانسته، بلكه ديپلماسي عمومي را مجموعهاي از استراتژيها و تاكتيكهاي جديد ديپلماتيك دانسته كه در خدمت دستگاه سياست خارجي كشور است و مسئله اصلي همواره اين بوده كه از چه طريق و با چه روشي وجهه و تصوير جمهوري اسلامي ايران را ميتوان در جهان بهبود بخشيد و باورها و سياستهاي خود را به منظور افزايش نفوذ ميان جوامع كشورها گسترش دهد. از سوي ديگر «افزايش قدرت نرم » از همين منظر را هم بايد مورد توجه قرار داد، آن هم در شرايطي كه نظام سلطه به سركردگي امريكا در صدد برآمده با تئوري براندازي نرم، ضمن متوقفسازي قدرت ايران حاكميت كشورمان را هم دستخوش تغييرات بنيادين قرار دهند. در واقع ديپلماسي عمومي از امكانات مهم قدرت نرم نيز بهره ميبرد، آن هم به اين دليل است كه قدرت نرم توانايي دارد از طريق جذابيت و نه اجبار و تهديد يا تطميع خواستهها را به دست آورد.
به عبارتي قدرت نرم به معناي توانايي نفوذ و تأثيرگذاري در رفتار ديگران براي گرفتن نتيجه مطلوب تلقي ميشود و راههاي مهم آن براي تأثيرگذاري شامل متقاعد كردن از طريق جذابيت است. توانايي شكلدهي به ترجيحات مخاطبان، به سرمايهاي همچون شخصيت جذاب، فرهنگ، ارزشها و سازمانهاي سياسي و سياستهايي كه داراي مشروعيت و اعتبار اخلاقي هستند، نياز دارد.
امروز گفتمان و كاركرد جمهوري اسلامي ايران هم بدون ابزارهايي مانند تهديد و تطميع توانسته جذابيتهاي بيشماري را در بين مسلمانان بهوجود آورد تا آنجايي كه امروز جوامع مسلمان منطقهاي و فرامنطقهاي ارتباط معنوي مناسبي را با ايران برقرار كردهاند. با توجه به آنچه ذكر شد، بايد گفت در حالي كه در دوران كنوني اولويتهاي مهمي براي دستيابي كشورها به منافع و اهداف بينالمللي لحاظ شده اما اهميت بهكارگيري ديپلماسي عمومي ايران در منطقه و جهان به حدي است كه ميتواند به كاهش تأثيرات تبليغات منفي برخي از كشورها و رسانهها كه در سالهاي اخير عليه ايران به وجود آمده است، كمك كند.
نمونه اين تأثيرگذاري را در عراق با توجه به تبليغات منفي برخي كشورها و رسانههاي عربي و غربي ميتوان مشاهده كرد كه حضور ميليونها شيعه نه تنها تبليغات منفي و جهتدار عليه اين مكتب را خنثي ميكند، بلكه پيام اقتدار، قدرت و صلابت جمهوري اسلامي ايران را به ساير نقاط جهان مخابره ميكند؛ اقتدار و استطاعتي كه ريشه در مفاهيم مكتب شيعه و حادثه تاريخساز كربلا دارد و ميرود طي سالهاي آتي به يگانه تجمع انساني و بشري در فضاي بينالملل تبديل شود.