در پي خشكسالي و كمآبي سالهاي اخير، به ويژه ماههاي گذشته كه به واسطه آن ذخيره آب سدها به طرز بيسابقهاي كاهش يافته بود، موج سنگيني از نگراني، آحاد مختلف جامعه را در بر گرفته بود.
در اين اثني، حلول ماه محرمالحرام نقطه عطف آشتي آسمان و زمين شد، چراكه آسمان بار ديگر ابواب رحمتش را به بركت نام نامي آقا اباعبدالله(ع)، به روي زمينيان گشود و باران – اين اكسيرغايب – مهمان چند روزه منتظران اين رحمت واسعه، در اقصي نقاط كشور شد.
اين اتفاق خجسته و با بركت برخي از مسئولان را بر آن داشت تا در گفتوگوهاي شتابزده با رسانهها از آمارهاي عجيب و بياساسي سخن به ميان آورند، مبني بر اينكه آب سدها پس از بارندگيهاي اخير افزايش چشمگيري يافته است و مشكل كمآبي در حال مرتفع شدن است و. . . !
اما آقايان غافل از آنند كه اظهارات آنان در نزد مردم چنين رمزگشايي ميشود كه مشكل آب به طور كلي رفع و رجوع شده و ديگر نيازي به صرفهجويي و مديريت مصرف آب در منازل و اماكن ندارند و مشكل كمآبي و بيآبي براي هميشه، يا دست كم براي مدت قابلتوجهي رفع شده است.
اما واقع امر اين است كه آب افزايش يافته در سدها كه معلول بارشهاي چند روزه است، در خوش بينانهترين حالت ميتواند معضل كم آبي پايتخت و حتي ساير مناطق بحرانزده كشور را به مدت چند روز مرتفع نمايد، در حالي كه مشكل بزرگ كشور در حوزه آب، كمبود آب در «آبخوان»ها يا همان «سفرههاي زير زميني» است كه اين معضل به دو دليل عمده نميتواند به واسطه بارش چند روزه حل و فصل شود؛ دليل اول آنكه كشور در حال حاضر درگير خشكسالي هيدرولوژي است كه اين نوع خشكسالي به چهار دليل ذيل به وقوع ميپيوندد؛ تغيير الگوي بارش در اثر تغيير اقليم، افزايش دما، دخل و تصرف عوامل انساني در حوضههاي آبريز مانند تغيير كاربري و تبديل مراتع به ديمزار و باغات و مهمتر از همه اضافه برداشت از آبخوانهاي آبرفتي و افت سطح آب زيرزميني و به تبع آن «تغذيه واداري»، يعني وادار كردن آب به تغذيه خاك به جاي جريان يافتن آن در قالب رواناب سطحي.
با اين اوصاف چهار مورد فوق، به ويژه مورد آخر در كمآب شدن آبخوانهاي كشور نقش داشته است و دليل بزرگ خشكسالي حال حاضر در زمان سازندگي رقم خورد، درست در زماني كه آقاي هاشمي رئيسجمهور وقت از بابت به خودكفايي رسيدن كشور در توليد برخي از محصولات كشاورزي به خود ميباليد. در حالي كه توليد اين محصولات با قلع و قمع كردن آبخوانها و سفرههاي زير زميني رقم خورد.
دليل ديگر اينكه، آب باران در مناطق شهري به ويژه پايتخت، به واسطه روكشهاي موجود آسفالت و بتون در خيابانها و كوچهها، نميتواند به عمق زمين رسوخ كند و به ذخيره آبخوانها افزوده شود. از اين رو مانداب پس از باران به صورت سيلاب از شهر خارج ميشود كه در اين فرآيند بخشي از آن تبخيرشده، بخش ناچيزي جذب زمين سست مانند پاي درختان ميشود و عمده آن در مناطقي كه زمين آهكي است، جذب زمين خواهد شد و بخش ناچيزي از آب بارندگي به سفرههاي زيرزميني افزوده ميشود. بنابراين نميتوان به بازده آبهاي حاصل از بارندگي دل خوش كرد، به ويژه كه بنا به پيشبيني دانشمندان، كشور ما خشكسالي 30سالهاي را در پيش دارد. شايسته است اقداماتي در راستاي فرهنگسازي در حوزه مديريت آب انجام و به مردم آموزش داده شود.