
يك بار ديگر تيشه زيادهخواهيها و ويژهخواريها بر ريشه داشتهها و تفاخرات فرهنگي پايتخت خورد و ضربت اين تيشه مرگآفرين اين بار پاي بست«بزرگترين خانه تهران» را لرزاند. اين در حالي است كه در صورت تغافل وعدم اقدامي عاجل از سوي سازمانهاي فرهنگي و متوليان تابع و طرفدار فرهنگ، به انضمام دستگاههاي نظارتي، بزرگترين خانه تهران كه ملقب به«كاخ ورساي ايران » است، به گسترهاي از خانههاي قوطي كبريتي و مغازههاي تودرتو تبديل ميشود كه به نام «مجتمع تجاري، اداري، مسكوني» مصطلح هستند!
سايت«معمارينيوز» در رابطه با اين بنا نوشته است:خانهاي با وسعت 11543 متر مربع، يعني بيش از يك هكتار به عنوان «بزرگترين خانه تهران» لقب گرفته است، آن هم در يكي از گرانترين نقاط شهر يعني خيابان جردن (آفريقا). قرار است اين بنا تخريب شود و به برجي 9 طبقه و با كاربري تجاري، اداري و مسكوني و با تراكم ساختماني 440 درصد و حداقل ضريب سكونت 50 درصد، تغيير كاربري دهد. معماري اين خانه كه به «كاخ ثابت پاسال» هم شهرت دارد از قصر «لوپتيتريانون» يكي از كاخهاي جانبي ورساي در فرانسه كپيبرداري شده است و اشياي به كار رفته در آن بسيار ارزشمند است كه قبل از انقلاب به روايتي حدود«15ميليون دلار» قيمتگذاري شده بود. اين پايگاه خبري در ادامه نوشته است: همسايگاني كه منازلشان مشرف به اين كاخ است از بيتوجهي و عدم رسيدگي ساكنين آن طي دو سال اخير و خشك شدن سريع درختان آن عليالخصوص درختان كاج ميگويند، به گونهاي كه بخش عمده فضاي سبز و درختان اين خانه يك هكتاري در سالهاي اخير خشك شده و از بين رفته و قرار است گودبرداري عظيمي در اين خانه تاريخي براي ساخت يك مجتمع عظيم تجاري توسط يكي از سرمايهداران بزرگ تهران (با نام محفوظ) كه اين روزها همه جا را تبديل به «مال» ميكند، آغاز شود. معمارينيوز در بخش ديگري از گزارش خود از استقرار ماشينهاي سنگين براي آغاز تخريب و گودبرداري خبر داده است. با اين اوصاف تذكر چند نكته ضروري به نظر ميرسد:
يك: سال گذشته در چنين موسمي بود كه خبر ويراني باغ معنوي جمشيديه شهروندان تهراني را در بهت و حيرت فرو برد. از سوي ديگر ورود مجلس و دستگاههاي نظارتي ديگر به اين پرونده و باز پسگيري اين باغ و عودت آن به پهنه سبز، اين اميدواري را به وجود آورد كه موارد مشابهي از اين دست به وقوع نخواهد پيوست اما متأسفانه پس از آن ويراني باغات و اماكني چون باغ حكمت لواسان، باغ سوهانك، باغ و مسجد گياهي تجريش، باغ دركه، پاركها و خانه كلنل پسيان، قلع و قمع چند نوبتي درختان خيابان وليعصر و.... مواردي بودند كه اين تصور را پس زدند و باز ثابت كردند بسياري از مسئولان به رغم توصيه اكيد و چندينباره رهبر معظم انقلاب و نص صريح قانون، مبني بر حفظ و حراست از باغات و فضاي سبز، پاي زيادهخواهي خود را از گليم قانون درازتر كرده و دست درازي بر مال غير و بيتالمال را رويه خود ساختهاند.
دو: جاي تعجب است كه چرا مجلسيان گرامي كه داعيهدار حفظ منافع انقلاب هستند، چرا يك بار براي هميشه به اين تجاوزات و تصرفات غيرقانوني پايتخت ورود نميكنند و خود به عنوان نمايندگان قوه قانونگذار، قوانين ناقص و ناقض را اغنا نميبخشند و راه دور زدن قانون را بر ناقضان قانون نميبندند؟
سه: آيا چنين بنايي كه لقب بزرگترين خانه تهران را به خود اختصاص داده، جايي در ليست سازمان عريض و طويلي به نام سازمان ميراث فرهنگي دارد يا خير؟ و آيا اين خانه به عنوان ميراثي ملي در اين سازمان به ثبت رسيده است يا خير؟ اگر به ثبت رسيده چگونه برخي از متوليان مديريت شهري به خود اجازه ميدهند كه اينگونه در ويراني آن نقش ايفا كنند و اگر اين بنا به عنوان بنايي ملي ثبت نشده، دليل آن چه بوده است؟