کد خبر: 688959
تاریخ انتشار: ۰۸ آذر ۱۳۹۳ - ۰۹:۱۶
پزشك زرتشتي كه شش سال قبل زن جواني را به قتل رسانده بود، سرانجام موفق به جلب رضايت از خانواده مقتول شد و از مجازات مرگ نجات پيدا كرد .
به گزارش خبرنگار ما، چند روز قبل زن و مرد سالخورده‌اي به همراه نوه‌شان به دادسراي جنايي رفتند و پزشك جواني را كه شش سال قبل دخترشان را كشته بود، بخشيدند. مادر مقتول گفت: پس از حادثه در دادگاه همگي براي متهم درخواست قصاص كرديم تا اينكه متوجه شديم او در زندان توبه كرده و از كارش پشيمان است به همين خاطر اكنون كه نوه‌مان – پروانه – به سن قانوني رسيده است به شعبه اجراي احكام آمديم تا به احترام ماه صفر او را ببخشيم. پس از اين متهم كه در شعبه اجراي احكام حضور داشت مقابل آنها زانو زد و تشكر كرد و خانواده مقتول هم رضايتنامه كتبي خود را به رئيس شعبه اجراي احكام ارائه دادند.

  آغاز ماجرا
31 شهريور ماه سال 87 مأموران پليس به پرايد پارك شده‌اي در حوالي پل گيشا مشكوك شدند و شماره پلاك آن را از مركز استعلام گرفتند. نخستين بررسي‌ها نشان داد مالك خودرو زن 35 ساله‌اي به نام طيبه است كه چند روز قبل به طرز مرموزي ناپديد شده است. مأموران در بررسي خودروي پرايد جسد طيبه را كه در نايلون سياه‌رنگي پيچيده شده بود از داخل صندوق عقب كشف كردند و بدين ترتيب پرونده وارد مرحله تازه‌اي شد و تيمي از كارآگاهان جنايي درباره اين حادثه به تحقيق پرداختند.

  تحقيق از شوهر قبلي مقتول
مأموران در تحقيقات بعدي دريافتند مقتول چند سال قبل از همسرش جدا شده و به همراه دخترش زندگي مي‌كند. بنابراين در نخستين گام از تحقيقات جنايي كارآگاهان از شوهر قبلي مقتول تحقيق كردند اما متوجه شدند وي در مرگ طيبه دست نداشته است. مأموران در بررسي‌هاي بعدي متوجه شدند مقتول از مدت‌ها قبل براي درمان دختر بيمارش به مطب پزشك جوان زرتشتي به نام بهراد رفت و آمد داشته است. همچنين تحقيقات ميداني هم نشان داد مقتول با پزشك جوان ارتباط پنهاني داشته و روز حادثه به خانه او رفته است.

  بازداشت پزشك جوان
كارآگاهان در گام بعدي بهراد را به عنوان مظنون اين حادثه بازداشت كردند. وي در بازجويي‌ها ابتدا با تناقض‌گويي قصد فريب پليس را داشت اما وقتي مأموران پليس در بازرسي از خانه‌اش باقيمانده طناب و نايلون‌هايي را كه جسد مقتول در آن پيچيده شده بود كشف كردند، ناچار لب به اعتراف گشود. متهم با اقرار به قتل طيبه گفت: دو سال پيش با مقتول آشنا شدم. او براي درمان دختر بيمارش به مطب من رفت‌و‌آمد داشت تا اينكه فهميدم از شوهرش طلاق گرفته است و به همراه دخترش زندگي مي‌كند. پس از اين ارتباط ما شروع شد و او هر چند روز يك بار به خانه من مي‌آمد. وي ادامه داد: روز حادثه او مثل هميشه به خانه‌ام آمد. ساعتي بعد از او خواستم از خانه‌ام بيرون برود و ارتباطش را با من قطع كند اما مقتول قبول نكرد و حاضر نبود از خانه‌ام خارج شود. هر چقدر اصرار كردم فايده‌اي نداشت تا اينكه عصباني شدم و ناگهان طنابي از پشت سر به گردنش انداختم و او را خفه كردم. پس از اينكه از مرگش مطمئن شدم جسد را طناب پيچ و داخل نايلون مشكي گذاشتم و بعد به صندوق عقب خودرو خودش انتقال دادم. سپس خودرو پرايدش را در يكي از خيابان‌هاي اطراف پل گيشا رها كردم و به خانه‌ام برگشتم.

  صدور حكم قصاص متهم
متهم بعد از تحقيقات تكميلي و بازسازي صحنه جرم در شعبه 113 دادگاه كيفري استان محاكمه شد. هيئت قضايي بعد از شنيدن دفاعيات متهم با درخواست اولياي‌دم وي را به قصاص با چوبه‌دار محكوم كردند. حكم قصاص قاتل بعد از تأييد در شعبه 7 ديوان عالي كشور براي سير مراحل اجرا به شعبه اجراي احكام دادسراي جنايي پايتخت فرستاده شد.

  بخشيدن متهم در دادسراي جنايي
همزمان با روند پيگيري قانوني پرونده براي اجراي حكم، داديار شعبه اجراي احكام دادسراي جنايي جلسات متعددي را براي صلح و سازش برگزار كرد تا اينكه سرانجام چند روز قبل اولياي دم مقتول به دادسراي جنايي رفتند و رضايتنامه كتبي خود را ارائه دادند. اين خانواده اعلام كردند به احترام ماه صفر قاتل را بخشيدند. بدين ترتيب متهم كه بعد از گرفتن استيذان حكمش در يك قدمي چوبه دار قرار داشت با اقدام خداپسندانه خانواده مقتول به زندگي دوباره بازگشت.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار