همايون هاشمي، رئيس سازمان بهزيستي كشور، در حاشيه مراسم هفته بسيج و در جمع خبرنگاران با اشاره به تفاهمنامه همكاري في مابين، ميان مؤسسه تنظيم و نشر آثار حضرت امام خميني(ره) و سازمان بهزيستي، از مشاركت در تجهيز كتابخانه مهدهاي كودك با اولويت مناطق محروم و مراكز شبهخانواده خبر داده كه بخشي از تفاهمنامهاي است كه ميان موسسه تنظيم و نشر آثار حضرت امام خميني(ره) و سازمان بهزيستي منعقد شده است.
هاشمي در خلال توضيحات خود به مهمترين محورهاي اين تفاهمنامه اشاره كرده و در مورد آنها توضيح داده است. اما بخشي از اظهارات وي كه منظورنظر اين مكتوب است و موجبات نگارش اين نوشتار را فراهم آورده، توضيحاتي در خصوص مفاهيم آموزشي و سياستهايي است كه سازمان تحت رياست وي در مهدهاي كودك پي گرفته است.
وي در اين خصوص گفته است: محتواي آموزشي در مهدهاي كودك بر اساس مبناي ديني تدوين و ابلاغ شده است. كما اينكه توليد محتواي آموزشي در مهدهاي كودك در دو سال گذشته آغاز شده است و هماكنون چندين جلد كتاب براي آموزش در مهدهاي كودك تدوين و ابلاغ شده است. هاشمي ميافزايد: در حال حاضر 8 درصد از كودكان كشور در مهدهاي كودك حضور پيدا ميكنند و حدود 92درصد ديگر در خانهها هستند كه البته سازمان بهزيستي كشور بنا دارد با برنامهريزي با مؤسسه تنظيم و نشر آثار حضرت امام خميني (ره) برنامههايي را براي آنها اجرا كند.
با اين احوال به ذكر چند نكته بسنده ميشود:
1- به نظر ميرسد سازمان بهزيستي در بخش آموزشي به ويژه در زيربخش مهدهاي كودك سياست روشن و محكمي را دنبال نميكند. در حالي كه شايسته و بايسته است مفاد درسي- آموزشي مهدهاي كودك، زيرساخت و بستر لازمي براي فراگيري دروس دوره دبستان و دورههاي ديگر تحصيلي باشد. بنابراين در اين مجال ميطلبد كه سازمان بهزيستي در وهله اول سياستي روشن، معقول و مقبول را براي تدوين شيوههاي آموزشي براي 8 درصد نوآموز و كودكي در پيش بگيرد كه تحت نظر مهدهاي كودك و سازمان بهزيستي هستند و فعلاً از صرف انرژي و هزينهاي كه قرار است براي برنامهريزي براي 92درصدكودك داخل منزل مصرف شود، اجتناب كند.
2- شايسته است كه مفاد و مفاهيم درسي- آموزشي كه در سازمان بهزيستي تدوين ميشود و به تبع اين مفاد و مفاهيم درسي زير نظر گروهي از متخصصان اين سازمان تدوين و تعريف و در نهايت تدريس و تحصيل ميشود، با همكاري و همياري كارشناسان وزارت آموزش و پرورش و خبرگان اين حوزه صورت بگيرد، چراكه اين رويه نوآموز مهد كودك را مهيا ميكند كه با آمادگي بيشتري در كلاسها و مقاطع بعدي دبستان حاضر شود.
3- شايد ادعا شود كه در برخي از مهدهاي كودك كلاسهايي مانند آشنايي با حروف و عدد و شكل و نوشتار الفبا وجود دارد كه كودك را آماده ميكند كه دروس دوره ابتدايي را بهتر و سريعتر بياموزد. اين در حالي است كه بنا به اعتراف و اعتراض پارهاي از آموزگاران، چنين رويهاي در آموزش نوآموزان، نه تنها امر تحصيل و آموزش را براي نوآموزان و كودكان تسهيل و تسريع نميكند، بلكه شيوههاي غيراستاندارد كه به دور از استانداردهاي آموزش و پرورش و رأساً توسط مربيان و اولياي مهد با نوآموزان كار ميشود، موجب دوگانگي و حتي تناقض در فهم مطالب ميشود، چراكه مربيان با شيوههاي فردي و درك شخصي كه از آموزش الفبا و رياضي به ويژه عمليات جمع و تفريق دارند، اقدام به انتقال و آموزش ميكنند. در حالي كه معلمان آموزش و پرورش هر سال در فصل تابستان كلاسهاي «شيوه تدريس» را ميگذرانند و با جديدترين متدها اقدام به آموزش دانشآموزان مينمايند.
4- اما مهمترين بحثي كه بارها تحت آزمايش قرار گرفته شيوههايي تحت عنوان آموزش مفاهيم ديني و قرآني است. اين شيوه آموزش جداي از عنوان مقبول و معقولش در آموزش و آموختن سورههاي كوتاه قرآن و برخي قصص ديني و قرآني به نوآموزان خلاصه ميشود. در حالي كه بازده نهايي چنين شيوهاي معادل يادگيري چند قطعه شعر است كه جزء لاينفك مفاد درسي – آموزشي مهدهاي كودك است. در حالي كه جا دارد به احترام نام نامي قرآن و تاريخ منحصر به فرد اسلام، آموزههاي ديني و قرآني كه بايد در مهدها و مدارس تحصيل و تدريس شود، در پي يك سلسله پژوهشها و تحقيقات دامنهدار و دقيق صورت بگيرد، آن هم بعد از لحاظ موارد آزمون و خطا و جدا كردن سره از ناسره، در نهايت شالوده اساسي چنين پژوهشي براي تدريس و آموزش به مهدهاي كودك راه يابد. در اين صورت است كه ميتوانيم مدعي شويم كه آموزشهايي برمبناي ديني تدوين و ابلاغ كردهايم!