
هفت روز از دهمين دور مذاكرات ايران با 1+5 در وين ميگذرد و همچنان بيشترين حجم از تيترها و مطالب رسانههاي داخلي و بينالمللي با همين محوريت بر خروجي آنها قرار ميگيرد.
در اين ميان نگاه متفاوت و گاه متناقض رسانهها در اين باره بسيار مشهود بود، رسانههايي كه تا چند هفته پيش از لزوم نگاه مثبت و توأم با خوشبيني به غرب سخن به ميان ميآوردند و در روزهاي اخير كه مذاكرات به بنبست رسيده بود تلاش ميكردند از عملكرد يكساله امريكا و متحدانش به راحتي چشمپوشي كرده و صرفاً به پوشش اخبار مربوط به وين بپردازند و در مقابل رسانههايي بودند كه تصميم داشتند ضمن تشريح رفتار دولتمردان غربي در طول ماههاي اخير به چرايي دست نيافتن به توافقي جامع هم بپردازند.
تطهير 15ماه چهره امريكاييهادسته اول كه در ادبيات سياسي به «ذوقزدگان نسبت به غرب» هم شهرت يافتهاند در طول 15ماه گذشته به هر بهانهاي تلاش داشتند تا تنها حلال مشكلات داخلي را تغيير رويكرد در ديپلماسي القا كنند و در كنار آن با تطهير چهره امريكاييها به جامعه، روحيه استكبارستيزي مردمي را كاهش دهند. سياه و سفيد ديدن مباحث مختلف يا اتخاذ «خوشبيني مفرط» و «بدبيني مطلق» در مواجهه با دگرگونيهاي عرصه سياست داخلي و خارجي يكي از محورهاي ثابت رفتاري وابستگان به اين جرگه در طول سالهاي پس از انقلاب بوده، به گونهاي كه ميتوان با يك بررسي ساده از تناقضات گفتاري- رفتاري بيشمار در طول اين سالها پرده برداشت.
اين جماعت از بدو شكلگيري رسمي احزاب متبوعشان در سالهاي گذشته هماره نگاهي منفعلانه توأم با خوشبيني مفرط به مسئله مواجهه، مقابله و مذاكره با غرب و در رأس آن امريكا داشته و در سال 92 به اين سو بيشترين اظهارات شخصيتهاي وابسته به اين جريان در كنار رسانههاي زنجيرهايشان، حول محور«مذاكره با امريكا با چاشني عدول از حقوق ابتدايي و اساسي ملت» رقم خورده است.
به عنوان نمونه در طول هفتههاي ابتدايي پس از توافق ژنو3، اعترافات دوپهلوي برخي ديپلماتهاي غربي درباره حقوق هستهاي ملت را به شدت برجسته يا سخنان مرموزانه نمايندگان نظام سلطه در مورد لغو تحريمها را با آب و تاب فراوان در سطح رسانههايشان جهيده ميكردند، اما برعكس مواضع خصمانه و قلدرمآبانه سياسيون غربي را عليه مردم سانسور ميكنند يا بسيار كمرنگ و كمرمق پوشش خبري ميدهند.
يكي از نمونههاي بارز اين قضيه برخورد دوگانه با مواضع وندي شرمن، مذاكرهكننده ارشد تيم امريكايي در نشست ايران با 1+5 در ژنو است. درحالي ارگانهاي مطبوعاتي تجديدنظرطلب – در آذر 92- مذاكرات ژنو را بسيار مثبت و اميدواركننده ارزيابي ميكردند كه وندي شرمن در اظهاراتي بيادبانه و شرمآور بيان ميكند: «فريب و نيرنگ بخشي از DNA ايرانيان است» و در ادامه ميگويد: ما به دنبال حذف تحريمهاي وسيع عليه ايران نخواهيم بود و تنها به ايران فرصت ميدهيم براي از بين بردن نگرانيهاي ما، مدتي «استراحت» كند.
در آن مقطع زماني نه تنها رسانههاي هواخواهان ليبراليسم در داخل، به سخنان توهينآميز مذاكرهكننده ارشد تيم امريكايي در مذاكرات هستهاي واكنشي درخور توجه آن هم در قالب نوشتن يادداشت و مقاله نشان ندادند، بلكه حاضر نشدند حتي اصل خبر را هم در صفحات خود براي تنوير افكارعمومي و حداقل رعايت حق ابتدايي مردم، پوشش خبري دهند.
نگاهي صرفاً احساسي به مسائل كلان بينالمللينمونه ديگري از مواجهه احساسي- در نگاهي مسامحه گونه- اين جماعت با نظام سلطه آنجايي است كه تلاش شد اتفاقات عادي در عرصه ديپلماسي دستاوردي بزرگ تلقي شود.
همزمان با ديدار روحاني – كامرون در نيويورك انبوهي از رسانههاي اين طيف با ذوقزدگي اين ديدار را «تاريخي» و «پاياندهنده روابط سرد 36 ساله» توصيف و با عبارتهايي مبالغهآميز اين اتفاق را دستاوردي بزرگ و تأثيرگذار براي كشورمان عنوان كردند. از سوي ديگر برخي مقامات دولتي مانند حميد ابوطالبي، معاون سياسي دفتر رئيسجمهور در صفحه توئيتر خود پس از اين ديدار با جملاتي تأملبرانگيز و سراسر احساس محور مينويسد: «اين ديدار... در روابط اروپا و ايران تغييرات اساسي ايجاد كرده و مذاكرات هستهاي را تحت تأثير قرار خواهد داد. لذا از دستاوردهاي مهم سفر امسال دكتر روحاني به نيويورك، تحول در روابط تهران- لندن و بحث هستهاي، پس از ديدار سران ايران و انگلستان است. دوستان گرامي! وقتي عدهاي نگران ديدار با اوباما باشند، ديدار با كامرون ديگر محل نزاع آنان نخواهد بود.»
همه اين مواضع در حالي بود كه ديويد كامرون تنها پس از 9ساعت از ديدار با روحاني موجي از تخريب و تهمتها را متوجه مردم ايران زمين كرد.
سانسور رويكرد غربيها برجستهسازي مشكلات داخلييك هفته اخير هم كه مذاكرات وين در جريان است –فارغ از هر نتيجهاي به دست آيد - رسانههاي تجديدنظرطلب تلاش كردهاند بر اساس اصل «سانسور تحريمهاي جديد» و «پرهيز از پرداختن به مواضع تحقيرآميز غربي» افكار عمومي را از واقعيتهاي بينالمللي محروم كرده تا بخشي از اهداف حزبي آنها محقق شود. آن هم در حالي كه افكار عمومي توقع دارند تا اين رسانهها بر اساس رسالت اصلي خود لااقل در مطالبي كمحجم به «غير قابل اعتماد بودن غرب» و «پايبند نبودن آنها به مفاد توافقانه ژنو3» پرداخته و تأكيد كنند كه دليل عمده به نتيجه نرسيدن مذاكرات كنوني «زيادهخواهي ايالات متحده» و «دور زدن توافقنامه مورد تأييد دو طرف» است.
مهمترين بخش از اين اقدامات فعاليت جهت تطهير چهره امريكا را ميتوان آنجايي دانست كه اين كشور و متحدانش چند 10 بار به حجم و گستره تحريمها افزودهاند اما جريان تجديدنظرطلب ترجيح داد با حربههاي رسانهاي از آن عدول كند.
به هر روي آنگونه كه اشاره شد هرچه از زمان توافقنامه ژنو 3 گذشت دو هدف مورد اشاره جريان هواخواه ليبراليسم در داخل يعني «تطهير چهره نظام سلطه» و «گره زدن تمام مشكلات داخلي به مذاكرات هستهاي» رنگ بياعتباري گرفت تا جايي كه امروز ميتوان به صراحت گفت عمليات رواني 15ماهه تجديدنظرطلبان هيچگونه دستاورد مثبتي براي رهبران اين گروه به همراه نداشته است.
رهبريبا مرور بخشي از سخنان رهبرمعظم انقلاب اسلامي طي ماههاي گذشته ميتوان به نكات مهمي دست يافت، از جمله اينكه ايشان در مواضعي متعدد بارها نسبت به غيرقابل اعتماد بودن امريكا و لزوم پرهيز از خوشبيني نسبت به اينگونه مذاكرات هشدارهايي را ميدهند. به عنوان نمونه معظم له تأكيد ميكنند: «عدهاي اينجور وانمود ميكردند كه اگر با امريكاييها دور ميز مذاكره بنشينيم بسياري از مشكلات حل ميشود، البته ما ميدانستيم اينجور نيست اما قضاياي يك سال اخير براي چندمين بار اين واقعيت را اثبات كرد... بنا شد مسئولان تا سطح وزارت خارجه تماسها، نشستها و مذاكراتي داشته باشند اما از اين ارتباطات نه تنها فايدهاي عايد نشد بلكه لحن امريكاييها تندتر و اهانتآميزتر شد و توقعات طلبكارانه بيشتري را در جلسات مذاكرات و در تريبونهاي عمومي بيان كردند.»
ايشان همچنين ميفرمايند: «امريكاييها نه تنها دشمنيها را كم نكردند بلكه تحريمها را هم افزايش دادند! البته ميگويند اين تحريمها، جديد نيست اما در واقع جديد است و مذاكره در زمينه تحريم هم فايدهاي نداشته است... تا وقتي وضع كنوني يعني دشمني امريكا و اظهارات خصمانه دولت و كنگره امريكا درباره ايران ادامه دارد تعامل با آنها نيز هيچ وجهي ندارد.».
دشمنشناسي ضعيف يا دلدادگي به فرهنگ غربي؟خوشبيني مفرطي كه امروز گريبانگير اردوگاه تجديدنظرطلب شده را بايد در نوع نگرش آنها به غرب جستوجو كرد. آنجايي كه غالب نظريهپردازان و متفكرين اين گروه سياسي، غرب را خانه آمال خود دانسته، «رابطه منفعلانه» با سلطهگران را گزينه لاينفك توسعه كشور پنداشته و البته هدف خود را با راهبرد نظام سلطه كه همان«براندازي نظام» است يكي دانستهاند.
اين را هم بايد اضافه كرد كه بازخواني عملكرد فعالان منسوب به اين جرگه در طول سالهاي پس از انقلاب نشان ميدهد كه نه تنها آنها دشمنشناسي مناسبي از تحركات پرحجم دشمنبيروني نداشته بلكه هدف غايي و نهايي خود را آنچنان كه در سالهاي 78و88 آشكارا مشخص شد استحاله و براندازي نظام قرار دادهاند. البته رويكرد دوگانه و متناقض درحالي در پيشاني تمام تحركات سياسي وابستگان به اين طيف خودنمايي ميكند كه در عالم سياست، درمقام دفاع از خود ملت بايد بر اساس «اصل واقعنگري» و «حقيقتسنجي» عمل كرد تا هم در دام دسيسههاي نظريهپردازان نظام سلطه گرفتار نشد و هم از حقوق جامعه خودي به خوبي دفاع و حمايت كرد، موضوعي كه در سبقه اجرايي-سياسي تجديدنظرطلبان به شدت كمياب و گاه ناياب است. هرچند كه اين جماعت بارها لاف گزاف «رهروان حضرت امام» و «مدافعان حقوق ملت» از خود نمايش دادهاند.