شايد بتوان گفت كه نتانياهو و رژيم صهيونيستي به دلايل و انگيزههاي گوناگون و متعددي، در كنار موج گسترده شهركسازي در قدس و كرانه باختري، فشار رواني براي اشغال مسجدالاقصي توسط صهيونيستهاي افراطي و محدوديت بيشتر براي فلسطينيها و مسلمانان را در آن به اجرا ميگذارند كه مهمترين آن به مسئله مذاكره امريكا و 1+5 با ايران در مورد برنامه هستهاي ايران مرتبط است.
نتانياهو با يك تير چند نشان را هدف قرار داده است. از يك طرف براي انزواي مقاومت فلسطيني فعال است و شرط بازسازي در غزه را محدود كردن مقاومت و مسلط كردن حكومت خودگردان قرار داده و براي واگرايي بين فتح و حماس در غزه از همه روشها و ترفندهاي امنيتي و سياسي استفاده ميكنند، يعني محمود عباس و حكومت خودگردان را تحت فشار قرار داده تا به تعهدات امنيتي در قبال اسرائيل عمل كند و به همين روش آن را در مقابل اعتراضات مردمي در غزه و كرانه باختري و قدس كه به اقدامات صهيونيستها واكنش نشان ميدهند، قرار داده است تا نشان دهد كه در مقابل هر اقدام گستاخانه اسرائيل و نتانياهو، صرفا به روشهاي مسالمتآميز و سياسي تكيه ميكند.
نتانياهو فكر ميكند از طريق تحريك اروپاييها كه به شهركسازي در قدس و كرانه باختري معترض هستند، آنها را در جهت عدم همراهي با موج به رسميت شناختن دولت فلسطيني يا توافق هستهاي با ايران وادار نمايد.
نتانياهو تنها راه باقي مانده براي خود را، پس از فشار لابي صهيونيستي در درون ساختارهاي امريكايي و حزب جمهوريخواه، امنيتي كردن اوضاع در فلسطين ميداند تا بر تاكتيكها و رويكردهاي امريكا در قبال مسائل مهم منطقهاي اثر بگذارد. از نگاه نتانياهو، حتي اگر كاركردهاي سياست افراطي در شهركسازي و مسجدالاقصي بينتيجه باشد، اصل يهوديسازي قدس و مسجدالاقصي و كرانه باختري، يك امر راهبردي است كه به خودي خود براي حكومتهاي صهيونيستي حائز اهميت است.
ولي در مقابل نتانياهو كه حداقل به نقطه تشنج رسانهاي با امريكا رسيده و مقامات ديپلماتيك امريكايي وي را عنصر نامطلوب ميدانند، شرايط فعلي در فلسطين و روند متشنجسازي در فلسطين قابل قبول نيست، چرا كه ميتواند به بر هم خوردن صفبندي بازيگران عربي و فلسطيني در قبال صهيونيستها و جناحبندي منطقهاي منجر ميشود. محمود عباس تا همين نقطه هم، به شدت در فشار است و او را كارگزار امنيتي صهيونيستها ارزيابي ميكنند و ملك عبدالله اردني هم بايد خودي نشان دهد و بيتحرك نباشد.
بازي بزرگ در فلسطين، همان بازي مديريت شده در منطقه است تا نظامهاي ديكتاتوري به سادگي به سركوب اسلام سياسي اخواني مشغول شوند و امري موجه را نشان دهند. آنها دنبال اين هستند تا در يك سقف مديريت شده اين پديده را در قبال مقاومت فلسطيني و حماس هم توسعه دهند تا در يك سقف مديريت شده اين پديده را در قبال مقاومت فلسطيني شكل نگيرد. از نگاه امريكا و سفر جان كري،ميزان فشارهاي اسرائيلي، در مسير توليد انفجار منطقهاي است كه ميتواند همپيمانان امريكايي و غربي را در شرايط اضطرار قرار دهد و به وضعيت اخراج برساند. مديريت فشارهاي اسرائيلي و كاهش آن، ماموريت اصلي جان كري به عمان و ديدارهاي دوگانه و سهجانبه با ملكعبدالله، نتانياهو و ابومازن است. شايد جان كري اين نويد را هم به صهيونيستها و نتانياهو داده كه مذاكرات مسقط فعلا به جايي نرسيده و نتانياهو با خشنودي از اين امر، ماموريت كري را تسهيل كنند.