نشست مسقط در روند مذاكرات هستهاي ايران با 1+5 را بايد نشستي حساس و تعيينكننده قلمداد كرد چرا كه به رغم صداقت تيم ايراني در روند اعتمادزايي براي حل مشكل پرونده هستهاي ايران، كشورهاي غربي و به ويژه امريكاييها جنگ رواني گستردهاي را طراحي كرده و به اجرا درآورده بودند تا به بهانه پايان يافتن زمان اعتبار توافقنامه در سوم آذر و طرح اينكه امكان تمديد آن وجود ندارد، طرف ايراني را وادار به پذيرش شروط غرب كنند، مضافاً اينكه نتيجه انتخابات مياندورهاي مجلس نمايندگان و سناي امريكا كه به پيروزي جمهوريخواهان انجاميده بود، اين فرصت را براي رسانهها و شبكههاي ماهوارهاي غربي و برخي رسانههاي داخلي ايجاد كرده بود تا با تحليلها و خبرسازي خود افكار عمومي و حتي تيم مذاكرهكننده را به اين باور برسانند كه عدم تمكين به شرايط كاخ سفيد در اين دوره از مذاكرات كه دموكراتها تصميمگيرنده براي آن هستند سبب خواهد شد كه در مراحل بعدي جمهوريخواهان شرايط را بر ايران سختتر و تحريمها را تشديد كنند.
اوج اين جنگ رواني را ميتوان در سخنان اوباما در روز پنجشنبه 15 آبان و در آستانه مذاكرات مسقط در گفتوگو با شبكه سيبياس ديد.
اوباما در اين سخنان با ادعاي اينكه تحريمهاي فلجكننده، ايران را به پاي ميز مذاكره كشانده و ما موفق شديم كه برنامه آنها را متوقف كرده و زرادخانه هستهاي آنها را كاهش دهيم، بر اين نكته تأكيد ميكند كه ما به آنها چارچوبي را ارائه كردهايم كه بايد به آن «بله» بگويند. او در عين حال تأكيد ميكند كه ما نميخواهيم تحريمها را برداريم و به ايران مشروعيت بدهيم، در حالي كه ساز و كار قابلراستيآزمايي را در اختيار نداشته باشيم.
در زمينه مؤلفههاي ناظر بر رويكرد امريكا چند نكته قابل ذكر است:
1- به رغم روند مذاكرات و توافقهاي صورت گرفته، هنوز فاصله معناداري ميان مواضع امريكاييها با ايران در مورد ميزان غنيسازي و تعداد سانتريفيوژها و مهمتر از همه روند لغو تحريمها و ديگر موضوعات مطروحه وجود دارد، به گونهاي كه در مذاكرات آنها بر تعليق تحريمها تأكيد دارند و نه لغو آنها.
2- با توجه به منشأ چهارگانه تحريمها (شوراي امنيت،اتحاديه اروپا، كنگره امريكا و كاخ سفيد) آنها تاكيد ميكنند كه 1+5 قادر به لغو تحريمهاي شوراي امنيت نيست چرا كه لغو آنها در مورد مسائل هستهاي منوط به گزارش آژانس است و در غير موارد هستهاي نظير مسائل موشكي يا كمك ايران به نيروهاي مقاومت (به تعبير آنها گروههاي تروريستي) فرآيند خاص خود را دارد، براي تحريمهاي كنگره نيز اوباما وعده جلب رضايت كنگره را ميدهد كه طبعاً با توجه به تغيير تركيب سنا، تحقق آن دشوارتر شده است. ميماند تحريمهاي كاخ سفيد و اتحاديه اروپا كه 1+5 ميتواند براي آن تصميم بگيرد كه البته در مورد تحريمهاي كاخ سفيد نيز به رغم اعلام آمادگي براي تعليق آن در مرحله عمل امريكاييها تاكنون هيچ مساعدتي نداشتهاند. مصداق آن در مورد چند مرحله آزادسازي بخشي از داراييهاي بلوكه شده ايران است كه به شبكه بانكي اجازه نقل و انتقال آن را نداده و ايران عملاً مجبور شده به جاي آن از كشور مورد نظر كالا خريداري يا اينكه وجوه آزادشده را به صورت چمداني جابهجا كند.
3- سايه مطالبات صهيونيستها بر روند مذاكرات بعد ديگري از مسائل مذاكرات است كه سياستهاي كاخ سفيد در گرو آن است. جو بايدن، معاون اوباما در روزهاي اخير مجدداً بر اين نكته تأكيد ميكند كه امريكا بدون ترديد هيچ توافقي را امضا نخواهد كرد، مگر آنكه منافع اسرائيل در آن تضمين شود.
4- مسلوبالاختيار بودن آژانس انرژي اتمي در انتشار يك گزارش مستقل كه محصول سلطه امريكا بر اين نهاد بينالمللي است، عملاً سبب شده كه همكاري ايران با آژانس ناديده انگاشته شود و آمانو دائماً با تكرار اينكه آژانس قادر به تأييد نبود فرآيند صلحآميز ايران نيست،عملاً به عنوان مانع اصلي براي لغو تحريمهاي شوراي امنيت عمل ميكند و متكي بر آن عملاً لغو تحريمهاي ايران در موضوعات ديگر نظير موشكي، حقوق بشر و... نيز منتفي است.
اما به رغم اين عوامل بازدارنده حصول بر توافق، آنچه كه امريكاييها و گروه 1+5 را ناچار به ادامه مذاكرات و جلوگيري از شكست آن كرده و ممكن است حتي آنها را وادار به تمديد مجدد توافقنامه نمايد،دست برتر ايران در روند مذاكرات و تحولات منطقه است كه چارهاي جز تمكين در برابر ايران براي 1+5 باقي نميگذارد.
1- تحول در نوع گفتمان و مواضع مسئولان و تيم مذاكرهكننده ايران نسبت به گذشته نشان از غلبه يافتن دست برتر در مواجهه با جنگ رواني نظام سلطه در اين عرصه دارد.
- سخنان صريح آقاي دكتر روحاني خطاب به 1+5 در واكنش به روند مذاكرات مسقط آنگاه كه ميگويد كشورهاي 1+5 نبايد مشكلات داخلي خود را در مذاكرات وارد كنند، اين موضوع قانوني و منطقي نيست. همه اعضاي 1+5 بايد به مصالح بلندمدت كشورهاي منطقه توجه كنند. 1+5 بدانند امكان ندارد از توسعه باز بمانيم.
- يا اينكه در سفر آذربايجان ميگويد: از تحريم آموختيم اگر ملتي اراده كند، ميتواند آثار تحريم را صفر كند و برنامههاي اقتصادياش را پيش ببرد، آموختيم غربيها در روز خطر و فشار و تحريم، به بهانه اندكي ما را رها ميكنند.
- آقاي ظريف نيز بعد از اجلاس مسقط ميگويند: موضوع تحريم و حواشي آن هيچ تأثيري بر اراده ملت ايران براي برخورداري از حقوق خود در حفظ و استفاده صلحآميزي انرژي هستهاي نداشته و برخي كشورها با تحليل غلط گرفتار اشتباه محاسباتي شدهاند.
- آقاي عراقچي هم ميگويد: من معتقدم برخلاف جنگ رواني غرب، اتفاقاً مقاومت ما در بحث هستهاي به رمز قدرت ايران و يك انرژي متراكم براي ايستادگي تبديل شده است. امروز قدرت ما همين توان «نه» گفتن به قدرتهاست. غرب هم دقيقاً از اين موضوع ميترسد، نه بمب هستهاي.
2- دست برتر ايران در تحولات منطقه و نياز روز افزون غرب به ايران شاهد مثال آن نامه اوباما به رهبر معظم انقلاب است كه پرداخت به آن مجالي ديگر ميطلبد.
3- اختلافات در دل 1+5 و عدم همراهي كشورها با امريكا در نوع مواضع اتخاذي عليه ايران.
4- توان عبور ايران از تحريمها و پشت سر گذاشتن شرايط سخت گذشته به رغم عدم ايجاد تغيير جدي در روند لغو يا تعليق تحريمها.
5- اذعان به ناتواني در حذف توانمنديهاي ايران. اين جمله ژنرال مارتين دمپسي، رئيس ستاد مشترك ارتش امريكا شايد صريحترين موضع رسمي در مورد توانمندي واقعي ايران باشد، آنگاه كه ميگويد: امريكا توان لازم براي اقدام نظامي عليه ايران را دارد، اما اين اقدام نخواهد توانست برنامه اتمي ايران را نابود كند و به همين جهت امريكا گزينه ديپلماتيك را براي حل مسئله ترجيح ميدهد. آنچه كه ظرفيت هستهاي ايران را به يك مسئله تبديل ميكند، نه سانتريفيوژها، نه موشكهاي بالستيك، بلكه «سرمايه انساني» است كه تخصص لازم براي احياي اين برنامه را داراست. كاشكي اين جملات آقاي دمپسي را آقاي تركان، مشاور رئيسجمهور هم ميشنيد؛ او كه مدعي است ما فقط در توليد قورمهسبزي و آبگوشت بزباش تخصص داريم!
6- اما شايد مهمترين نتيجه اين فرآيند را بتوانيم شكست استراتژي تغيير محاسبات دشمنان ايران اسلامي بدانيم. آنها با فشارها و تحريمها نه توانمندي هستهاي بلكه عزت و اعتلاي ايران اسلامي را هدف گرفته و با فشارها و تحريم در پي قرار دادن ايران در چارچوب منافع راهبردي امريكا و تغيير محاسبات مسئولان ايران در پيگيري اهداف و آرمانهاي انقلاب بوده و هستند، ايستادگي تيم هستهاي و البته ديپلماتيك ايران در برابر فزونخواهي كاخ سفيد، چشمانداز روشنتري را نسبت به تحولات منطقه و البته اعتلاي ايران اسلامي تصوير ميكند.