
روسها در ديار خود ضربالمثلي دارند كه ميگويند «عاشق شدن مثل باردار شدن است، يا هستي يا نيستي. ميانهاي در اين بين وجود ندارد.» شايد اين تمثيل قاعدهاي مناسب براي توصيف مخالفان و موافقان فتنه سال 88 در فضاي فعلي سياسي كشور به خصوص در ميان افكار عمومي باشد.
واقعيت آن است كه فتنه سال 88 در طول چند سال گذشته تبديل به ميزاني از سنجش اعتقاد به ولايت فقيه و نظام جمهوري اسلامي ايران شده است و تأكيد مقام معظم رهبري و مطالبه عمومي ملت در خصوص موضعگيري قاطع در برابر اين جريان و وقايع به وجود آمده دو راهي را در برابر سياستمداران قرار داده است. دو راهي كه برخي در آن نظام را انتخاب كردند و برخي فتنه و برخي همچنان سعي ميكنند خود را در ميانه اين دو تعريف كنند كه به اصطلاح قديميها نه سيخ بسوزد و نه كباب، اما غافل از اينكه هر دو را جزغاله شده تحويل گرفتهاند.
موضع شفاف شرط اول تعريف شدن در چارچوب نظام
در طول دوران فتنه سال 88 تا راهپيمايي ملت در 22 بهمن ماه همان سال كه عملاً توفان فتنه را در هم پيچيد، يكي از مهمترين مطالبات رهبري از برخي خواص موضعگيري شفاف در برابر كودتا عليه رأي ملت بود. به عنوان مثال ايشان در ديدار مسئولان شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي در دي ماه سال 88 موضعگيري شفاف و پرهيز از مواضع مبهم و دو پهلو را يكي از نيازهاي مهم دوران فتنه و غبارآلودگي فضا دانستند و افزودند: «دشمنان همواره مخالف شفاف بودن فضا هستند زيرا آنها در فضاي غبارآلود و فتنه ميتوانند به اهداف خود برسند. در شرايط كنوني همه جريانها و گرايشهاي سياسي داخل نظام بايد خط و مرز خود را با دشمن به صورت شفاف مشخص كنند و در اين ميان وظيفه خواص به ويژه خواصي كه تأثيرگذاري بالايي دارند، بيش از ديگران است.
رهبر انقلاب اسلامي در همين ديدار خاطرنشان كردند: موضعگيري دو پهلوي خواص مطلوب نيست و خواص بايد مواضع خود را در قبال سخنان و اقدامات دشمن، شفاف بيان كنند. البته اين مسئله تنها نمونهاي كوچك از تأكيد ايشان بر اين مسئله مهم بوده است و بارها و بارها در مناسبها و سخنرانيهاي گوناگون بر اين نكته تأكيد كردهاند كه بايد خواص موضعگيري شفاف را در برابر اين حركت غيرقانوني داشته باشند. از اين رو ميتوان اين نكته را بديهي دانست كه يكي از مهمترين اصول تعريف يك شخصيت سياسي در چارچوب نظام موضعگيري مقابل فتنه دانست.
خاتمي«خودي» است؟
سيد محمد خاتمي رئيس مجمع روحانيون مبارز طي سخناني نكاتي را در جمع جوانان حزب اعتماد ملي مطرح كرده است كه برخي از آنها تكرار سخنان پيشين و برخي ديگر از آنها به زبان آوردن سخناني است كه براي بيان آنها تا حدودي دير شده است. خاتمي در سخنان خود چندين بار بر اين نكته تأكيد كرده كه «ما در درون نظام قرار داريم» و البته ضرورت تعامل و تفاهم با حفظ هويت را ضروري دانسته است. خاتمي در بخش ديگري از سخنان خود به ظاهر تعريف خود را از نظام ارائه داده است و هر كس در چارچوب قانون اساسي حركت كند را در داخل اين نظام و خودي تعريف كرده است. از ديگر بخشهاي سخنان خاتمي ميگذريم كه شايد هر كدام عرصه جداگانهاي براي نقد آن ميطلبد، اما بياييم روي همين تعريف از خودي بودن و حركت در چارچوب قانون اساسي متمركز شويم. به نظر ميرسد خاتمي كمي بايد به گذشته بازگردد و به مرور عملكرد خود و تطابق آن با سخنان رهبري بپردازد تا روشن شود، آقاي خاتمي در همين چارچوب «خودي» ميگنجد؟
بندبازي بين بودن
يا نبودن
خاتمي از خواص سياسي بود. اين نكتهاي است كه به هيچ عنوان قابل انكار نيست. نقش وي در جبهه داخلي اصلاحطلبان و نزديكي وي به ميرحسين موسوي و كروبي قابل انكار نيست. باز هم فرض را بر اين ميگذاريم كه رئيس مجمع روحانيون مبارز كوچكترين نقشي در فتنه سال 88 نداشته است، اما آيا باز هم خاتمي در بين خوديها جاي ميگيرد. سؤال اينجاست كه خاتمي تا كنون چند موضعگيري صريح در مقابل فتنه داشته است. جدا از جلسات خصوصي كه البته اخبار آن هميشه از طريق حاضران به بيرون درز ميكند، خاتمي هيچ موضعگيري صريحي در مقابل فتنه سال 88 نداشته است. در همين سخنراني اخير خاتمي تنها به برخي اشتباهات اشاره ميكند و شايد خودش نيز نيك ميداند كه ايجاد اغتشاش هشت ماهه در كشور، وارد آمدن صدها هزار ميليارد تومان خسارت به كشور، كشتهشدن بسياري از بيگناهان، تضعيف وجهه بينالمللي كشور و بسياري موارد ديگر را چگونه ميتوان به عنوان مجموعهاي از اشتباهات ذكر كرد. چنين سخناني تنها اين نكته را به ذهن متبادر ميكند كه خاتمي در كمترين حالت بدبيني تنها به دنبال بندبازي بين اين دو راهي و هنوز باور نكرده است كه نميتواند بين خدا و خرماي فتنه و نظام يكي را انتخاب كند.
چراهايي كه خاتمي بايد به آن پاسخ دهد
به بخش ديگري از سخنان خاتمي برميگرديم. وي قانون اساسي را به عنوان يك ميثاق ملي معرفي ميكند، اما مگر نه اينكه دوستان و همفكران ايشان در سال 88 قانون را به تكهاي نجاست تقليل دادند كه تنها بهانه باشد تا چرخش قدرت را به نفع خود بازگردانند.
در حقيقت شورش عليه قانون مهمترين مؤلفه حركت فتنهگران در سال 88 بود. سخنان مقام معظم رهبري هم در اين زمينه راهگشا است. ايشان در ماه مبارك رمضان در سال93 به اين نكته اشاره كرده و ميفرمايند: من خواهش ميكنم اگر چنانچه مسائل سال ۸۸ را مطرح ميكنيد، مسئله اصلى و عمده را در اين قضايا مورد نظر و در مد نگاهتان قرار دهيد؛ آن مسئله اصلى اين است كه يك جماعتى در مقابل جريان قانونى كشور، به شكل غيرقانونى و به شكل غيرنجيبانه ايستادگى كردند و به كشور لطمه و ضربه وارد كردند؛ اين را چرا فراموش ميكنيد؟ البته ممكن است در گوشه و كنار يك حادثه بزرگ زدوخوردهايي انجام بگيرد كه انسان نتواند ظالم را از مظلوم تشخيص دهد يا يك نفر در موردى ظالم، در موردى مظلوم باشد. اين كاملاً امكانپذير است اما در اين قضايا، مسئله اصلى گم نشود. خب، در انتخابات سال ۸۸ آن كسانى كه فكر ميكردند در انتخابات تقلب شده، چرا براى مواجهه با تقلب، اردوكشى خيابانى كردند؟ چرا اين را جواب نميدهند؟ صد بار ما سؤال كرديم؛ نه در مجامع عمومى، نخير، به شكلى كه قابل جواب دادن بوده، اما جواب ندارند. خب، چرا عذرخواهى نميكنند؟ در جلسات خصوصى ميگويند ما اعتراف ميكنيم كه تقلب اتفاق نيفتاده بود. خب، اگر تقلب اتفاق نيفتاده بود، چرا كشور را دچار اين ضايعات كرديد؟ چرا براى كشور هزينه درست كرديد؟
حالا اين چراهاست كه بايد از سوي افرادي همچون خاتمي پاسخ داده شود و در غير اين صورت تكليف وي با بحث فتنه كاملاً روشن است. در حقيقت ختم كلام اين است كه با وضع فعلي خاتمي نميتواند خود را در نظام تعريف كند. خاتمي هم اكنون در خارج از نظام و «خوديها» قراردارد و اولين كاري كه بايد در اين زمينه انجام دهد همانند همان ضربالمثل تعيينتكليف خود است. اين در صورتي كه ما اقدامات روشن وي در تشديد فتنه سال 88 را به فراموشي بسپاريم كه خود از مقوله ديگري است.