
از ديرباز گفتهاند مردم ايران، طناز و طنز پسند هستند اما بعد از افول «گل آقا» مطبوعات نتوانست اين ميراث و علاقه فراوان مردم به نشريات طنز را زنده نگه دارد؛ شايد دليلش اين است كه كار كردن در حوزه طنز دشوار است آن هم به سبب مشخص نبودن خطوط قرمزي كه در اين حوزه وجود دارد. امين مويدي، سردبير ماهنامه طنز «خط خطي» در گفتوگو با ما ميگويد لازم است خطوط قرمز عرصه طنز براي رسانههاي فعال در اين حوزه قانونمند و مشخص شود. ماهنامه خط خطي نشريهاي خصوصي است كه با همكاري حدود 70 طنزپرداز و كاريكاتوريست از چهار سال پيش فعاليت خود را شروع كرده و اولين شماره آن در اسفند سال 1389 منتشر شده است.
آقاي مويدي! با وجود اينكه ما مردم طنز دوستي داريم اما در عرصه مطبوعات امروز شمار نشريات طنز بسيار اندك است. آيا لزوماً دليلش اين است كه اين نشريات كاركردي براي جامعه ندارند؟
اتفاقاً مجلات طنز در جوامع دو كاركرد اصلي دارند. اين مجلات باعث بيشتر شدن نشاط در جامعه ميشوند و تسري نشاط در جامعه باعث ايجاد اميد به آينده ميشود. ما زماني كه مجله خط خطي را راه اندازي كرديم هدف اولمان ايجاد نشاط در جامعه بود.
دومين كاركرد مجلات طنز كه بيشتر به چشم ميآيد بحث انتقاد است. ما به زبان طنز و يك زبان شيرين سعي ميكنيم مشكلات و معضلات جامعه و علل و عواملش را به نقد و طنز بكشيم و مسئولان را به نوعي با آيينه اغراق متوجه كنيم كه مردم چه مشكلاتي دارند تا شايد اين باعث شود كه مقداري توجهشان بيشتر جلب حل مشكلات مردم شود. تمام دغدغه ما هم اين است كه به طور مستقل و بدون در نظر گرفتن علايق و وابستگيهاي حزبي و محدوديتهاي سياسي كه ممكن است مجموعههاي وابسته و غيروابسته داشته باشند مسائل و مشكلات مردم را بدون در نظر گرفتن اينكه به چه كسي داريم انتقاد ميكنيم مطرح كرده و سعي كنيم جامعه را به سمت بهبود و اصلاح پيش ببريم. اين دو كاركردهاي اصلي مجلات طنز است كه فكر ميكنم تأثير زيادي در توسعه جامعه داشته باشد.
فكر ميكنم مسلماً در اين عرصه مقيد به رعايت برخي قواعد و پرهيز از عبور از برخي خطوط قرمز باشيد؟ در واقع به نظرم خطوط قرمز در حوزه طنز يك مقدار بيشتر اهميت پيدا ميكنند.
يكي از مشكلاتي كه اتفاقاً ما داريم مشخص نبودن خطوط قرمز است. ما چون به قانون پايبند هستيم و به آن احترام ميگذاريم اگر خطوط قرمز را براي ما مشخص كنند قطعاً به آنها نيز پايبند خواهيم ماند. خودمان هم معتقد هستيم يا بنده به شخصه اعتقاد دارم كه خط قرمز براي يك جامعه قانونمند مفيد است و بايد باشد. ولنگاري را به هيچ وجه قبول ندارم. اما معتقد هستيم خطوط قرمز نبايد سليقهاي باشد. اتفاقي كه امروز افتاده اين است كه خطوط قرمز سليقهاي شده است؛ يعني هر كس بر اساس برداشت خودش از يك مطلب يا كاريكاتور به اين نتيجه ميرسد كه اين توهين است يا توهين نيست و بعد ما را مورد ملامت قرار ميدهد. قصه از اين قرار است كه اگر خطوط قرمز قانوناً مشخص شود بيشترين كمك به جامعه و مطبوعات خواهد شد. مسئولان براي ما مشخص كنند كه شما در اين موارد نبايد وارد شويد.
يعني ميخواهيد بگوييد كه هيچ نظام قانوني در حوزه كاري شما وجود ندارد؟
نه هيچ چيزي وجود ندارد و اين خيلي بد است؛مخصوصا براي ما كه در عرصه طنز داريم كار ميكنيم طبيعتاً چنين چيزي لازم است. اگر اين خطوط قرمز را به ما اعلام كنند حتماً به آن پايبند هستيم. در اين فضا سردبير يا دبيران سرويس بر اساس تجربهاي كه حاصل چند سال فعاليت در مطبوعات است به يكسري خطوط قرمزي ميرسند و آن را به همكارانشان ابلاغ كرده و سعي ميكنند وارد آن نشوند. اما ممكن است خطوط قرمز مجله ما با خطوط قرمز مجله مشابه ما فرق كند چراكه سليقه، ديدگاه و تجربه سردبير يا مديران مجموعه فرق ميكند و اين زياد جالب نيست. ممكن است مطلبي در مجله ما جايي براي چاپ نداشته باشد اما در مجله ديگر چاپ شود و حتي در صدا و سيما ارائه شود. يا مثلاً در مجله ما ارائه شود و مورد انتقاد قرار بگيرد كه شما وارد خطوط قرمز شديد اما وقتي در صدا و سيما عرضه ميشود اصلاً انتقادي به آن نيست. بنابراين يك همسانسازي در قانون بايد وجود داشته باشد كه همه به آن پايبند باشند.
اخيراً به موردي برخورد كرديد كه ناشي از عدم تبيين محدودهها و خطوط قرمز براي نشريات طنز بوده و شما را به دردسر انداخته باشد؟
يكي از نمونههاي بارزش اين است كه ما اخيراً يك جلدي كار كرديم و كاريكاتور يكي از رياستجمهوريهاي سابق را روي جلد زديم و خيلي مورد ملامت قرار گرفتيم؛ بالاخره نفهميديم كه انتقاد كردن به رئيسجمهور وارد است يا نيست. اگر نبايد انتقاد كرد اين را قانون كرده و به ما ابلاغ كنند كه اين كار را ديگر انجام ندهيم.
با ساير مجلات طنزي كه هر چند محدود اما در سطح كشور در حال فعاليت هستند هم آشنايي داريد؟
يكسري مجلاتي هست كه ميآيند و ميروند. چند شماره چاپ ميشوند و متوقف ميشوند. ماهيت اين حوزه استقلال است. يعني شما بايد استقلال داشته باشيد تا بتوانيد انتقاد كنيد. وقتي وابستگي به يك مجموعه داشته باشيد و حامي مالي تان مجموعهاي دولتي باشد طبيعتاً به همان مجموعه دولتي و سياستهايش نميتوانيد انتقاد كنيد و مردم هم اين را ميفهمند. به خاطر همين معمولاً خط خطي در مقابله با آن مجلاتي كه در اين مدت آمدند پيشرو بوده و آنها متوقف شدهاند. اما الان در حال حاضر مجلاتي كه در حوزه طنز هستند ميتوان به مجله «طنز و كاريكاتور» اشاره كرد كه خود ما كار را از آن شروع كرديم. از مجلات قديمي است كه حدود 25 سال پيش و همزمان با گلآقا چاپ شد. مجله بزنگاه كه به تازگي وارد عرصه مطبوعات شده و مجله سه نقطه كه متعلق به حوزه هنري است از ديگر نشريات طنز در كشور هستند. در شهرستانها هم مجلاتي چون نيازطنزي در اصفهان يا «بچه مشهد» در مشهد چاپ ميشود. يكسري مجلات مشابه ديگر هم داريم كه گستره استاني دارند.
به نظرم خيلي بيشتر از اينها جا دارد كه ما نشريات طنز در سطح كشور داشته باشيم؛ در شبستان مصلي واقعاً آن چيزي كه نظرم را به خودش جلب كرد فقدان غرفههاي متعلق به نشريات طنز بود و اين در حالي است كه ما پتانسيلش را داريم. زماني نشريهاي مثل «گل آقا» را با تيراژ بالا داشتيم كه در فروش غوغا ميكرد، چرا حالا از اين پتانسيلها استفاده نميشود؟
تيراژ گل آقا افسانهاي بود. اين مسئله نياز به آسيبشناسي جدي دارد و كار پژوهشي مفصلي را ميطلبد. ولي آنچه في البداهه به ذهن من ميرسد چند دليل عمده است. يكي وضعيت اقتصادي مردم است و طبيعتاً اولين چيزي كه از سبد كالايشان حذف ميكنند كالاي فرهنگي است؛ بنابراين قبلاً خيلي راحت ميتوانستند پول بدهند و گل آقا را بخرند اما الان شايد هزينه 4 هزار تومان براي يك مجله طنز هزينه سنگيني باشد. اصلاً هم انتقادي به آنها وارد نيست چراكه در اولويتهايشان مواد غذايي و مسكن وجود دارد. چيزهايي از اين دست اولويت اول آنهاست تا مسئله فرهنگ. دليل عمده ديگر آمدن اينترنت است. اينترنت براي شما مطالب و كاريكاتورهايي آماده ميكند كه رايگان در اختيارتان قرار ميگيرد و البته شوخيهاي بسيار تند. شما مجاني ميتوانيد در معرض طنز و كاريكاتوري قرار بگيريد كه شايد خيلي هم تندتر است و شايد از خطوط قرمز هم رد شده باشد اما در مجله چنين اتفاقي نميافتد. بنابراين رايگان بودن و سهلالوصول بودن طنز و كاريكاتور در فضاي مجازي به تيراژ مطبوعات ضربه زده است. موارد ديگري هم هست. تصورم اين است كه متأسفانه مردم اعتمادشان را به مطبوعات از دست دادهاند كه اميدوارم بتوان اين اعتماد را بازسازي كرد و مردم دوباره اعتمادشان به مطبوعات بازگردد و مسائل اقتصادي هم وضعيتش بهتر شود تا مردم بتوانند مجلات را خريداري كنند.