
موضوع گشت ارشاد و آنچه به تعبير عدهاي نظارت جدي و سختگيري در زمينه عفاف و حجاب و پوشش عنوان ميشود، گاهي در حالي به بستر انتقادهاي تند و تيز بعضي از رسانهها تبديل ميشود كه نظارت و تأكيد بر پوشش مناسب در بسياري از كشورهاي جهان مرسوم است. سختگيريهايي كه با توجه به سابقه و ذهنيتي كه نسبت به بعضي از اين كشورها وجود دارد، واقعاً عجيب به نظر ميرسد. در واقع با مرور اين قوانين جالب و قابل توجه ميتوان به يك نتيجه مشترك رسيد و آن اينكه بر خلاف شعارهاي روشنفكرانه و تفكرات مثلاً آزاديخواهانه، پوشش يك رفتار شخصي نيست بلكه در اماكن عمومي و شهري تابع قوانين است.
بسياري از منتقدان سختگيريهاي قانوني درباره پوشش بانوان به اشتباه تصور ميكنند پوشش و به طور كلي حجاب حق فردي محسوب ميشود و دخالت نيروهاي انتظامي و قضايي در آن بيمورد است در حالي كه پوشش افراد در سطح شهر و اماكن عمومي يك حق كاملاً عمومي است كه بايد تابع قوانين آن كشور باشد. نكته جالب اينجاست كه اين موضوع به صورت كاملاً سختگيرانه در كشورهاي اروپايي و امريكايي نيز دنبال ميشود.
نگاهي گذرا به اين قوانين به خوبي گوياي تحليل اشتباهي است كه متأسفانه برخي از جوانان ما مرتكب آن ميشوند و از آن طرف آبها رؤياي سرزمينهاي آزاديهاي به اصطلاح بدون حد و مرز را در سر ميپرورانند.
در ايالتهاي مختلف امريكا اگرچه قوانين مختلفي در خصوص وضعيت پوشش وجود دارد اما زنان و مردان در تمام ايالتهاي اين كشور موظف هستند در هنگام اختلاط با جنس مخالف براي ساعات طولاني (مثلاً در محيط كار يا كالجها)، سطح خاصي از پوشش را رعايت كنند. سقف رعايت اين پوشش در هنگام حضور جنس مخالف توسط قوانين هر ايالت مشخص ميشود و موارد خروج از آن با برخورد قاطع پليس مواجه ميشود. در بخش ديگري از قوانين كشور امريكا پوشيدن شلوار بگ – شلوار گشادي كه براي جلب توجه پوشيده ميشود ـ در تعداد زيادي از ايالتهاي امريكا براي زنان و به خصوص براي پسران و مردان ممنوع است.
پوشيدن لباسهاي كوتاه و بدن نما در جنوب ايتاليا ممنوع است. سه سال پيش مسئولان يك شهر ساحلي ايتاليا پوشيدن دامن كوتاه و لباسهاي بدن نما را در اين شهر ممنوع كردهاند. اين برنامه براي بهبود وضعيتي است كه شهردار اين شهر ساحلي آن را استاندارد «نجابت عمومي» ناميده است. شهر «كاستلا ماري دي استابيا» در جنوب ناپل، تازهترين شهر ايتالياست كه از اختيارات جديد براي مقابله با رفتارهاي ضد اجتماعي استفاده ميكند.
در كره بر اساس يكي از اين قوانين، زنان مكلف هستند كه در طول ساعات كاري شلوار بپوشند و استفاده از دامن براي آنها در هنگام حضور در سازمانهاي اداري ممنوع است.
كانادا هم به عنوان يكي از مهاجرپذيرترين كشورهاي جهان قانون كلي در زمينه پوشش دارد كه تمامي افراد حاضر در اين كشور موظف به رعايت آن هستند. طبق اين قانون هرگونه برهنگي در بدن كه توهين به اعتقادات و قوانين كشور كانادا و مغاير با امنيت عمومي باشد غيرقانوني است و با آن برخورد ميشود.
مصاديق توهين و مغاير بودن برهنگي با امنيت عمومي نيز مشخص و به تمامي پايگاههاي پليس در كشور كانادا ابلاغ شده است.
در ايالت پنسيلوانياي امريكا نيز زنان طبق قانون حق آرايش غليظ و ميكآپ را ندارند. در واقع آرايش آنها نبايد در حدّي باشد كه از سوي مأموران پليس، غليظ و زننده تشخيص داده شود وگرنه با برخورد پليس مواجه ميشوند و مجبور به پرداخت جريمه يا تحمل زندان خواهند شد. همينطور در ايالت كلرادو زنان حق پوشيدن لباسهاي زننده را ندارند و پليس در صورت مشاهده مصاديق زنندگي، با آنها برخورد ميكند.
مدارس انگليس نيز به تازگي با ابراز نگراني از شرايط پوشش، دانشآموزان دختر را از پوشيدن دامنهاي كوتاه منع كرد. طبق قوانين جديد پوشيدن دامنهاي كوتاه در مدارس ممنوع است و دانشآموزاني كه از اين قانون سرپيچي كنند، مجبور به پوشيدن شلوار ميشوند.
براي همه چيز فكر ميكنيم جز حجاب
بودن يا نبودن؟ اتفاقاً اين بار اصلاً مسئله اين نيست. نه حرف از تكذيب است و نه تأييد. نه شعارهاي روشنفكرانه آزادي فردي و نه محدود شدن به زور چماق. فقط و فقط حرف از نگاه كردن به عقب است. گاهي لازم است به ازاي هر چند گامي كه برميداريم كمي بايستيم و به عقب و به آنچه كردهايم نگاهي بيندازيم.
اين سالها گامهاي بزرگي براي ارتقاي چيزي كه اسمش را گذاشتهاند امنيت اجتماعي و اخلاقي برداشته شد. اما كمتر جايي كسي خود امنيت اخلاقي را تعريف كرد يا حتي از بودن يا نبودنش در شهر و جامعه ما حرفي زد. گفتنش جاي تأسف دارد و تعجب. اين را خبرهاي همين شهر و دور و برش ميگويد. خبرهايي كه خيلي هم دور نيستند و هنوز اگر فكر كنيم ردشان يادمان ميآيد. هر چند ما معروفيم به آدمهاي كم حافظه؛ آدمهايي كه در اوج مهرباني از چيزهايي كه ميبينيم و ميشنويم غمگين ميشويم و اشك ميريزيم و البته كمي هم پيگير، اما هنوز چند روز نگذشته همه چيز از يادمان ميرود و انگار نه انگار.
واقعاً اگر اين روزها حجاب و پوشش بعضي از دختران جوان و خانمها هنجارشكنانه و خارج از عرف است كه هست چرا قبل از آنكه خيابانهاي شهر به سالن مانكنها تبديل شود كسي فكري به حال اين موضوع نكرد؟ چرا مدل پوششهاي ايراني ـ اسلامي همچنان فقط و فقط موضوع بايگاني شده كميتههاي پيگيري است و تا به امروز راهي لباس فروشيها نشده؟ چرا ما در روز بايد بيش از صدها بار با انواع تبليغات حوصله سر بر از چيپس و پفك گرفته تا سود سپرده و ليزينگ خودرو كنار بياييم اما هيچ وقت تبليغي درباره فرهنگ مناسب پوشش و حجاب و نهادينه شدن آن نبينيم؟
رسانه ملي تاكنون يك بار يك تبليغ جذاب درباره حجاب پخش كرده كه دهان به دهان بچرخد و حداقل به خاطر تكنيك و زيبايي شناختياش مورد توجه قرار گرفته باشد؟ چرا شركتهاي خصوصي ميتوانند با انواع تكنيكها آگهيهاي زيبايي بسازند و ما را به خوردن، پوشيدن، قرعهكشي و هزاران نياز واقعي يا كاذب دعوت كنند اما تلويزيون نميتواند يك آگهي خوب درباره حجاب و پوشش بسازد؟ چرا متوليان پوشش فقط روي كاغذ، بازي ميكنند و طراحان و واردكنندگان و فروشندگان پوشاك بيخيال همه اتفاقهايي كه دور و برشان ميگذرد همچنان سنگ مدلهاي تركيه و ايتاليا را به سينه ميزنند؟
اتفاقاً هيچ نهاد و ارگاني هم كاري به كارشان ندارد و توجيهشان اين است كه برخورد با فروشندگان و توليدكنندگان لباسهاي خارج از عرف به ما ربطي ندارد و بر عهده نهاد ديگري است. هيچ كس هم نيست كه بپرسد پس سير برنامهريزي اين وسط چه ميشود؟ مگر ميشود وقتي مسئله قبلتر حل نشده سراغ مسئله بعدي رفت؟
فراموش نكنيم هيچ معادله از نيمه راه حل شدني است بايد براي رسيدن به جواب صحيح از سر خط شروع كنيم...
*مردمشناس و محقق