کد خبر: 685159
تاریخ انتشار: ۱۸ آبان ۱۳۹۳ - ۰۸:۵۹
زن‌جوان اتهام‌هاي خودش را قبول كرد
دختر جواني كه متهم است بعد از مصرف شيشه و مشروب، پسر صاحبخانه را با ضربه چاقو به قتل رسانده، اتهام‌هاي خودش را قبول كرد و حادثه را شرح داد.
دختر جواني كه متهم است بعد از مصرف شيشه و مشروب، پسر صاحبخانه را با ضربه چاقو به قتل رسانده، اتهام‌هاي خودش را قبول كرد و حادثه را شرح داد.
به گزارش خبرنگار ما، نماينده دادستان تهران در شرح كيفرخواست به هيئت قضايي شعبه 71 دادگاه كيفري گفت: « زن 27 ساله‌اي كه مأموران بدرقه او را از زندان به دادگاه منتقل كرده‌اند، شيدا نام دارد. هفتم مردادماه سال 90 بود كه به مأموران پليس خبر دادند پسري به نام شهاب در يكي از خانه‌هاي خيابان شادمان تهران كشته شده است. زماني كه مأموران مقابل ساختمان محل حادثه حاضر شدند، شيدا خودش را به آنها رساند و گفت شهاب را در طبقه پنجم با ضربه چاقو كشته است. همزمان با حضور بازپرس، شيدا مورد تحقيق قرار گرفت و حادثه را شرح داد.» نماينده دادستان ادامه داد: «اتهام شيدا، قتل عمد، شرب خمر و زنا مي‌باشد و برايش درخواست صدور مجازات قانوني دارم.»
 
    متهم سال‌ها با برادرم رابطه داشت
پس از آن اولياي‌دم گفتند كه خواسته‌شان قصاص متهم است. پدر مقتول گفت: شهاب، همراه برادرانش در يكي از واحدهاي ساختماني كه مدتي قبل ساخته بودم زندگي مي‌كرد. بر اساس گزارش‌ها، شيدا پسرم را كشته است و از او شكايت دارم. سپس برادر مقتول كه هنگام حادثه در ساختمان حضور داشت در جايگاه قرار گرفت و گفت: برادرم سال‌ها بود كه با شيدا رابطه داشت. شيدا خيلي وقت‌ها به خانه ما مي‌آمد و برادرم به او كمك مي‌كرد و پول مواد او را هم مي‌داد. خيلي وقت‌ها هم پيش آمده بود كه شيدا شب‌ را در خانه‌مان خوابيده يا حمام كرده بود. البته برادرم با دختران زيادي ارتباط داشت و آنها را به خانه مي‌آورد اما نديدم كه با آنها رابطه برقرار كند. او در توضيح روز حادثه گفت:«ساعت 12 ظهر بود كه شهاب از من خواست 9 ميليون تومان پول و يك لپ‌‌تاپ را به خانه مردي به نام اصغر ببرم. من هم قبول كردم اما وقتي به خانه اصغر رفتم، فهميدم كه منزل نيست، به خاطر همين به خانه برگشتم و پول و لپ‌‌تاپ را به شهاب دادم. بعد به واحدي در طبقه چهارم رفتم تا بخوابم. ساعتي بعد بود كه با فرياد شيدا از خواب پريدم. وقتي به راهرو رسيدم، شيدا را وحشت‌زده ديدم. گفت دو نفر، شهاب را به قتل رساندند و از خانه فرار كردند. مرد جوان گفت: من فكر مي‌كنم شيدا خودش مرتكب قتل شده و براي حضور آن دو نفر داستانسرايي كرده است. بعد از حادثه مأموران پول و لپ‌‌تاپ را ضبط كردند اما بعداً فهميدم آن‌ را به اصغر داده‌اند.
 
   7 سال بود كه به مواد اعتياد داشتم
پس از آن شيدا در جايگاه قرار گرفت و اتهام‌هاي خودش را قبول كرد. او توضيح داد: سال‌ها قبل وقتي پدر و مادرم جدا شدند، من همراه پدرم زندگي مي‌كردم. هفت سال بود كه به مصرف شيشه اعتياد داشتم و در دو سال آخر شدت مصرف من خيلي زياد بود و روزگار دشواري را سپري مي‌كردم. پدرم هر روز پول يك گرم مواد را مي‌داد و برايش مهم نبود هزينه هفت گرم ديگر را چگونه تهيه مي‌كنم. شيدا ادامه داد: سال‌ها قبل نامزد پسري به نام نيما شدم كه مادرش صيغه محرميت ما را خوانده بود. البته گاهي به خانه نيما مي‌رفتم و او هيچ هزينه‌اي به من پرداخت نمي‌كرد.
      رابطه براي تهيه پول مواد
متهم در توضيح حادثه گفت: شب قبل از حادثه پدرم پول يك گرم مواد را به من داد و راهي شهرستان شد. صبح روز بعد بود كه با درد شديد خماري از خواب بيدار شدم، براي تهيه مواد به پسري به نام قادر كه موادم را تهيه مي‌كرد زنگ زدم و به خانه‌اش رفتم. او با من رابطه برقرار كرد اما مواد و پول آن را نداد و با هم درگير شديم و خانه را ترك كردم، هرچند قادر بعداً در جريان يك حادثه كشته شد.
متهم ادامه داد: وقتي خانه قادر را ترك كردم، با شهاب تماس گرفتم و از او درخواست مواد كردم. يك ساعت بعد در يكي از خيابان‌ها سوار ماشينش شدم، اما گفت كه مواد را در خانه گذاشته و خواست به خانه‌اش بروم. شهاب ابتدا به طرف گاراژ متروكه‌اي كه پاتوق خلافكاران بود رفت و خواست من داخل شوم اما نرفتم. خودش رفت و لحظاتي بعد با اصغر كه قاچاقچي مواد بود برگشت. من چاقويي زير لباس اصغر ديدم و از او ترسيدم اما با اين وجود از او درخواست مواد كردم كه نداد. اصغر سوار ماشينش شد و رفت. بعد همراه شهاب به خانه‌شان رفتم. وقتي وارد خانه شدم، مواد را جلوي من گذاشت و خودش خوابيد. من سال‌ها بود كه با شهاب رابطه داشتم، او دخترهاي زيادي را به خانه مي‌آورد و مقابل من با آنها رابطه برقرار مي‌كرد، اما با من كاري نداشت. من در قبال گرفتن پول و مواد، كارهاي خانه‌اش را انجام مي‌دادم. متهم ادامه داد: آن روز شروع به مصرف كردم تا اينكه شهاب بيدار شد و بار ديگر با هم مواد مصرف كرديم و مشروب خورديم. وقتي مشروب خورديم، حالش بد شد و در آپارتمان را قفل كرد و كليد را داخل جيبش گذاشت. شهاب يكي از دست‌هايش معلول بود. شوكري برداشت و مرا تهديد كرد. من هم چاقوي آشپزخانه برداشتم و مقابل او قرار گرفتم. خواستم در را باز كند، اما نكرد. دو ضربه چاقو به طرفش پرتاب كردم كه ضربه دوم به گردنش برخورد كرد و خون فوران زد. بعد دست در جيبش كرد، كليد را درآورد و به من داد. در را باز كردم و بيرون دويدم و برادرش را صدا زدم. وقتي او را در راه‌پله ديدم، ترسيدم و ادعا كردم دو مرد شهاب را به قتل رسانده‌اند.
قاضي گفت: يكي از پرسش‌هاي بازپرس درباره  انگيزه شما براي ارتكاب قتل، سرقت 9 ميليون‌تومان پول و لپ‌‌تاپ بوده است. پاسخ شما چيست؟ متهم گفت: قبول ندارم، مي‌توانستم وقتي كه خواب بود آن را سرقت كنم.
قاضي سؤال كرد: وقتي بازپرس در محل حاضر شده، سه ليوان مشروب كشف شده است. آيا هنگام حادثه اصغر در محل حضور داشت و با هم مرتكب قتل شديد؟ متهم جواب داد: خير. ما دو نفر تنها بوديم. نمي‌دانم چرا شهاب يك ليوان اضافه گذاشته بود.
قاضي گفت: وقتي بازداشت شدي، اصغر، زني به نام ساناز را به سراغت فرستاد تا سكوت كني. متهم گفت: من در بازداشت بودم كه ساناز به سراغم آمد. گفت: عمداً مرتكب جرم شده تا مأموران او را بازداشت كنند و خودش را به من برساند و پيغام اصغر را ابلاغ كند. اصغر قاچاقچي بود و نمي‌خواست من پايش را به پرونده باز كنم. ساناز گفت اصغر حاضر است رضايت اولياي‌دم را جلب كند و پول ديه را هم پرداخت كند، فقط او را يك جوري از پرونده‌ات حذف كن اما من با او همكاري نكردم. بعدا شنيدم كه مأموران اصغر را بازداشت كرده‌اند و به اتهام حمل مواد به اعدام محكوم شده است.
قاضي گفت: يكي از همسايه‌ها گواهي داده وقتي از خانه شهاب خارج شده‌اي فرياد كشيده‌اي كشتم. بالاخره كشتم. آيا براي قتل شهاب، برنامه‌ريزي كرده‌بودي؟ متهم جواب داد نه. ترسيده بودم. جيغ مي‌كشيدم. با برادرم تماس گرفتم و ماجرا را برايش‌گفتم. بعد از آن يكي از همسايه‌ها را از ماجرا با خبر كردم و خواستم پليس را خبر كند. خودم به مغازه‌اي مقابل ساختمان رفتم و تا آمدن مأموران منتظر ماندم. وقتي خودروي پليس از راه رسيد، خودم را تسليم كردم.
بعد از آن وكيل متهم در جايگاه قرار گرفت و گفت: موكل من متوهم است و احتمال مي‌دهم كه در زندان مواد روانگردان مصرف كرده باشد. گزارش‌ها نشان مي‌دهد كه مقتول و متهم هر دو شيشه و مشروب مصرف كرده بودند. شايسته بود كه هنگام بازداشت متهم مشخص مي‌شد كه آيا مصرف شيشه يا مشروب در اعمال مجرميت او نقش داشته است يا خير. شايد آنها در حال شوخي بوده‌اند و متهم نيز اصلاً قصد دفاع نداشته است. پس از آن جلسه براي رسيدگي به اتهام زناي متهم غيرعلني اعلام شد. قاضي عزيزمحمدي بعد از ختم جلسه با اعضاي دادگاه- اصغرزاده، مقدم‌زهرا، اسلامي و عزيزنژاد- وارد شور شد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار