
انگيزههاي متفاوتي باعث شكلگيري پروندههاي همسركشي ميشود. دختر و پسري كه براي تشكيل يك كانون خانواده با هم وصلت كرده بودند در جريان زندگي متوجه وجود فاصلهبين خود شدند و با زياد شدن فاصله و شكلگرفتن اختلافها و بروز تنشها يك نفر تصميم به حذف طرف ديگر از جريان زندگي ميكند. خيانت يكي از طرفين، آلوده شدن به مواد مخدر و بروز آسيبهاي ناشي از آن، بداخلاقي و... سبب شكلگرفتن پرونده قتل ميشود. در اين باره گفتوگوي ما با آرش سيفي، داديار اظهارنظر دادسراي امور جنايي پيش روي شماست.
آقاي سيفي! جنابعالي سالهاي زيادي در دادسراي جنايي به عنوان داديار اظهارنظر پروندههاي قتل را بررسي كردهايد. ارزيابي شما درباره جرم همسركشي با توجه به ميزان جرائم صورت گرفته چيست؟
آمار دقيقي در اين ارتباط نداريم تا بخواهيم بر اساس آن يك ارزيابي علمي داشته باشيم اما جرائم، همواره در حال بروز هستند و شايد بتوان گفت به احتمال قوي آمار جرائم از جمله همسركشي رو به رشد است.
فكر ميكنيد اين جرم، به چه دلايلي رو به افزايش است؟
به نظر ميرسد دليل عمده اين موضوع، مسائل عاطفي باشد. البته اين خود ريشه در موانع قانوني دارد. يعني قانون به راحتي اجازه نميدهد زوجي كه با هم اختلاف دارند، از هم جدا شوند. در واقع چون حق طلاق با مرد است و از آن طرف زن داراي مهريه است، زوجهايي كه در زندگي مشتركشان به بنبست ميخورند، دادگاه خانواده در صدور حكم طلاق با مشكلاتي روبهرو ميشود. البته بنده اصلاً نميخواهم بگويم كه طلاق چيز خوبي است، اما وقتي زوجي ديگر علاقهاي به هم ندارند و نه تنها نميتوانند به انتظارات هم پاسخ بدهند بلكه اسباب رنج و زحمت يكديگر هم هستند، بهتر است از هم جدا شوند و هركدام دنبال زندگي خود برود. يعني زندگي زناشويي بعضي افراد گاهي به جايي ميرسد كه اگر قطع بشود بهتر از ادامه يافتنش است، چراكه در اين صورت، احتمال درگيري فيزيكي بين آنها و جرح و قتل يكي آن دو وجود دارد. ناگفته نماند تنوعطلبي زن و مرد و خيانت يكي از زوجين در پديده همسركشي نقش مهمي دارد.
گزارشهاي ارائه شده از سوي پليس نشان ميدهد بين 80 تا 90 درصد قتل در كشور كشف و متهمان شناسايي و دستگير ميشوند. ارزيابيتان از كشف پروندههاي همسركشي چگونه است؟
برخلاف تصور بعضيها، فكر ميكنم پروندههاي همسركشي راحتتر و سريعتر كشف ميشوند، چون بين قاتل و مقتول حداقل ارتباط عاطفي وجود دارد و عذاب وجدان زودتر سراغ همسركشها ميآيد.
يعني كساني كه دست به قتل همسرشان ميزنند به خاطر دچار شدن به عذاب وجدان سريعتر به جرمشان اعتراف ميكنند؟
بله، اين موضوع تا حدي نقش اثرگذار دارد. البته بيشتر متهمان قتل در تحقيقات مقدماتي دروغ ميگويند، به ويژه اگر زن مرتكب قتل شده باشد. معمولاً زن در پي قتل شوهرش با مراجعه به پليس ادعاي ناپديد شدن شوهر خود را مطرح ميكند اما حالت روحي و نحوه گفتار و رفتار شاكيه به هنگام طرح موضوع فقداني، كار را براي كارآگاهان پليس و بازپرس پرونده آسان ميكند، چراكه با بازجويي دقيقتر از شاكيه وي چارهاي جز بيان واقعيت و ارتكاب به جرمي كه مرتكب شده پيدا نميكند. اما مردها معمولاً اين كار را نميكنند. يعني كمتر جريان فقداني همسرشان را اعلام ميكنند، بلكه بيشتر درصدد از بين بردن جسد برميآيند تا دست كسي به كالبد مقتول نرسد. لذا در وهله نخست سعي ميكنند به مناطق ديگر فرار كنند يا از كشور خارج شوند كه البته چندان توفيقي به دست نميآورند كه اين خود دليلي براي كشف جرمشان ميشود.
ميخواهيد بگوييد كه عامل يا عاملان قتل و همسركشي بر اساس وجود دلايلي كه اثبات ميكنند آنان مرتكب جرم شدهاند، دستگير و محاكمه ميشوند؟
بله همين طور است. اگر دلايل كافي و متقن نباشد بسيار بعيد است كه كسي به اتهام جرم قتل محاكمه و مجازات شود.
اگر اين گونه است پس چرا بسياري از متهمان هنگام محاكمه در دادگاه كيفري، اظهارات خود را تغيير داده و مدعي ميشوند مرتكب قتل نشدهاند؟
چنين اظهاراتي بيشتر آموزههاي زندان است. معمولاً كساني كه در آستانه قصاص قرار دارند براي فرار از مجازاتي كه در انتظارشان است به هر چيزي به خصوص دروغ گفتن پناه ميبرند.
پس با اين وجود ميتوان گفت در كشف علمي جرم قتل، روند رو به رشدي را داريم طي ميكنيم.
بله. اما هنوز از بعضي از كشورهاي دنيا خيلي عقب هستيم.
علت عمده عقبماندگي پليس آگاهي و دادسراهاي جنايي كشور در كشف علمي جرم چيست؟
كشف علمي جرم منابع مالي زياد و نيروي انساني آموزش ديده ميخواهد كه متأسفانه در اين زمينه ضعفهايي وجود دارد كه بايد برطرف شود تا پيشرفت بيشتر و سريعتري حاصل گردد. به هرحال فكر ميكنم اگر اول كشف علمي جرم را در كشور تقويت ميكرديم و بعد ميرفتيم سراغ قانون مجازات اسلامي و آن را تغيير ميداديم و تقويتش ميكرديم، بهتر بود.
آقاي سيفي! يكي از مسائل مهم در پروندههاي قتل و از جمله همسركشي بحث دفاع مشروع است. موضوعي كه در گذشته و با قانون مجازات اسلامي اثبات آن از سوي متهمان خيلي سخت بود، اما ظاهراً قانون جديد مجازات اسلامي نگاه و رويكرد ديگري به اين بحث دارد. لطفاً ارزيابيتان را در اين خصوص بفرماييد؟
قانونگذار در قانون جديد ضابطههاي دفاع مشروع را تغيير داده و وسيعتر كرده است. امروز ديگر با اين قانون، خيلي از قتلها با طرح دفاع مشروع، سرنوشت ديگري پيدا ميكنند. به عبارتي ميتوان گفت خيلي از قتلها ميروند زير دفاع مشروع و احتمال رهايي يافتن متهمان از مجازات قصاص زياد ميشود. البته تا دادسراها و دادگاهها به سمت اين رويه گرايش پيدا بكنند، شايد كمي طول بكشد اما خواه ناخواه بايد بپذيريم كه دامنه دفاع مشروع وسيع شده است. در واقع برخلاف قانون گذشته كه بايد تمام شرايط دفاع مشروع رعايت ميشد تا متهم از مجازات قصاص تبرئه شود، در قانون مجازات اسلامي مصوب سال 92 پيشبيني شده اگر متهم يكي از شرايط دفاع مشروع را هم رعايت نكرده باشد، باز اقدامش را ميتوان دفاع مشروع تلقي كرد كه در اين حالت قصاصش منتفي ميشود و بايد ديه قتل را بپردازد.
بعضي از متهمان قتل در جلسه دادگاه ادعا ميكنند به دليل شرب خمر يا مصرف قرصهاي توهمزا در هنگام ارتكاب قتل مصلوب الاراده بودهاند و بر اساس قانون نبايد مجازات شوند اما در تحقيقات مقدماتي بازپرس پرونده و دايره ويژه قتل پليس آگاهي به اظهاراتشان در اين خصوص توجهي نكردهاند. در اين زمينه جنابعالي چه نظري داريد؟
اثبات اين موضوع خيلي سخت است و ميتوان گفت خيلي بعيد است كه كسي در حالت مستياي كه قانون مورد نظرش است، مرتكب قتل شود. هر مستياي مد نظر قانونگذار نيست. قانونگذار در اين زمينه كمي سختگيري كرده است. در واقع مستياي كه شخص اختياري از خود نداشته باشد و چيزي را تشخيص ندهد مد نظر قانونگذار است نه اينكه كسي كمي الكل مصرف كرده و همه چيز را تشخيص ميدهد و در جريان دعوا ميرود سراغ كسي كه بيشتر از همه خصومت دارد درگير ميشود و او را به قتل ميرساند و بعد هم سوار خودرو ميشود و از صحنه جرم فرار ميكند. با اين حال اين گونه نيست كه دادسرا ادعاي متهمان را مورد توجه قرار ندهد اما در اين زمينه سختگيري ميكند چراكه قانونگذار اين را خواسته است و بايد بياختياري متهم در هنگام وقوع جنايت ثابت شود تا وي مشمول قانون مورد نظر شود كه معمولاً افراد نميتوانند بياختياريشان را ثابت كند. ضمن اينكه پزشكي قانوني هم بررسيهايش را انجام ميدهد و حالات شخص را در زمان وقوع قتل نگاه ميكند و در نهايت نظرش را ميدهد كه آيا شرب خمر متهم او را در هنگام جنايت مصلوب الاراده كرده بود يا نه.
موضوع ياد شده در بحث جنون آني هم صادق است؟
بله، همين طور است. جنوني كه فرد را سلب اختيار كند شرايطي دارد كه تشخيص آن به عهده پزشكي قانوني است. در واقع جنوني مد نظر قانونگذار است كه فرد قوه تشخيص يا تمييز خوب از بد را نداشته باشد. آدم مجنون فردي است كه اگر مرتكب قتل شد، انگيزهاي براي آن نداشته باشد. اما دفاعيات كسي كه با انگيزه ناموسي، مالي و... مرتكب جنايت و مدعي ميشود دچار جنون شده است، مورد قبول دادگاه قرار نميگيرد.
برگزاري جلسه صلح و سازش بين اولياي دم مقتول و خانواده متهم يكي از وظايفي است كه دادسراي جنايي دارد و به خوبي آن را انجام ميدهد. سؤال اين است كه چند درصد از پروندههاي همسركشي به صلح و رضايت ختم ميشود؟
درصدي نميتوانم ارائه كنم اما در اغلب پروندههايي كه متهم و قرباني داراي فرزند مشترك بودهاند كار به رضايت ختم شده است چون فرزند معمولاً با از دست دادن يكي از والدينش نميخواهد ديگري را هم از دست بدهد، لذا اگر خود تنها وليدم باشد رضايت ميدهد و اگر هم پدربزرگ و مادربزرگش هم در قيد حيات باشند سعي ميكند رضايت آنها را هم جلب كند.
آقاي سيفي! نگاهي به پروندههاي جنايي نشان از اين واقعيت دارند كه برخلاف گذشته همسركشي در بين زنان كشور رو به افزايش است كه اين امر خود دليل بر خشن شدن اين قشر از جامعه دارد. حضرتعالي چه دليل خاصي براي اين موضوع داريد؟
تبليغات رسانهها و فيلمهاي خشني كه از شبكههاي ماهوارهاي پخش ميشود در بالا رفتن خشونت در جامعه به ويژه زنان نقش داشته است. مضافاً اينكه مرد به هنگام عصبانيت زياد، گاهي اقدام به زدن همسرش ميكند اما زن قادر به انجام اين كار نيست لذا گاهي به قصد انتقامگيري و از روي ترس دست به روشهايي چون خوراندن سم ميزند تا همسرش را هميشه از زندگي ساقط كند تا ديگر نتواند آسيبي به او برساند.
برخلاف زنان كه بيشتر با طرح نقشه و با مشاركت شخصي كه با او رابطه نامشروع دارند مرتكب قتل همسرشان ميشوند، مردان غالباً به صورت اتفاقي و از روي عصبانيت دست به قتل همسرشان ميزنند كه به نظر ميرسد چنين قتلهايي تا حد زيادي قابل پيشگيري هستند. لطفاً يك راهكار اساسي كه ميتواند به مردان در چنين شرايطي كمك كند تا مرتكب جنايت نشوند ارائه كنيد.
تقويت ايمان و توكل به خداي مهربان در هر شرايطي به انسان كمك ميكند تا با سختيها، مسائل و مشكلاتي كه در زندگي روزانهاش مواجه ميشود بهتر كنار بيايد و كمتر عصبي شود.علاوه بر اين اگر انسان كاري را كه ميخواهد انجام بدهد، لحظهاي درنگ كند و به عاقبت آن بينديشد قطعاً تصميم بهتري در مورد آن اتخاذ ميكند. براي كاهش آسيبهاي اجتماعي از جمله قتل بايد فرهنگسازي بيشتري شود و سطح رفاه مردم افزايش يابد.