کد خبر: 683351
تاریخ انتشار: ۰۵ آبان ۱۳۹۳ - ۱۷:۵۴
استراتژي عادي‌سازي فتنه با چه هدفي دنبال مي‌شود
به دنبال روي كار آمدن دولت يازدهم، تكاپوي اصلاح‌طلبان براي حضور پررنگ‌تر در سپهر سياسي كشور رو به فزوني يافته است
 به دنبال روي كار آمدن دولت يازدهم، تكاپوي اصلاح‌طلبان براي حضور پررنگ‌تر در سپهر سياسي كشور رو به فزوني يافته است؛ گو اينكه با روي كار آمدن دولت اعتدال، فضا را براي حضور مجدد خود در عرصه فراهم ديده‌اند. لذا در طول يك سال فعاليت دولت يازدهم، استراتژي عادي‌سازي فتنه و بازگشت سران فتنه به عرصه‌ سياسي كشور را با روش‌هاي گوناگون دنبال كرده‌اند و در تلاشند تا نيروي سياسي و بدنه‌ سازماني و رهبري اصلاحات را مجدداً احيا نمايند.
 در همين راستا، جريان اصلاحات قصد دارد بار ديگر جايگاه خاتمي را براي رهبري اصلاح‌طلبان تقويت و اثبات نمايد، اما براي دستيابي به اين منظور، آنها نياز دارند وجهه‌ ازدست‌رفته‌ خاتمي را به هر طريق ممكن به وي بازگردانند تا براي ارتباط مجدد با نظام، مشكلي وجود نداشته باشد، چراكه نام خاتمي با محافظه‌كاري در مقابل نظام، گره خورده است و اين مسئله باعث مي‌شود ادامه‌ حيات سياسي خاتمي در پيوند با نظام ممكن شود. از اين رو، شاهد دست‌وپا زدن برخي از اصلاح‌طلبان براي به اوج رساندن مجدد محمد خاتمي هستيم.
 
  طرح خاتمي به هر بهانه
 در همين راستا، يكي از اقدامات جريان اصلاحات، تلاش عناصر رسانه‌اي اين جريان براي مطرح كردن وي در رسانه‌هاي خود به‌صورت مكرر و با طرح مسائل واهي و به‌دور از واقع است كه با هدف سفيدنمايي از خاتمي صورت مي‌گيرد. اين در حالي است كه طبق مصوبه‌ شوراي عالي امنيت ملي كشور، پرداختن به اخبار اين افراد در رأس روزنامه‌ها و صفحه‌ اول، ممنوع است، ولي متأسفانه رسانه‌هاي جريان اصلاحات، مدتي است كه سعي دارند به عادي‌سازي بازگشت اين چهره‌ها در عرصه‌ سياسي كشور بپردازند و با شيب ملايمي تأثيرگذاري مجدد اين افراد را بازگردانند. بنابراين اصلاح‌طلبان نياز دارند براي بازگشت به قدرت و سامان دادن پايگاه اجتماعي خود، به مطرح و زنده كردن اين چهره‌ها و در رأس آنها خاتمي، اقدام نمايند.
 يكي از اقداماتي كه اخيراً براي عادي‌سازي حضور مجدد خاتمي صورت گرفته است مطلب سردبير نشريه‌ «صدا» با عنوان «استراتژي بازگشت به حاكميت» در شماره‌ هشتم اين هفته‌نامه است. وي در اين مطلب تلاش كرده با بزرگ‌نمايي اقدامات خاتمي، به قهرمان‌سازي از وي بپردازد و خاتمي را رشته‌ پيوند ميان نظام و اصلاح‌طلبان پس از فتنه‌ 88 معرفي نمايد: «از انتخابات مجلس نهم كه با يك تك‌رأي در صندوق رأي شهري كوچك كاري بزرگ كرد و به‌جاي همه‌ اصلاح‌طلبان رأي داد و راهبرد تحريم بي‌هدف را رد كرد و رشته‌ رابطه‌ اصلاحات و حاكميت را كه از انتخابات سال 88 به‌شدت نحيف شده بود حفظ كرد تا انتخابات دوره‌ يازدهم رياست‌جمهوري كه با توصيه به محمدرضا عارف و حمايت از حسن روحاني، وحدت و قدرت جبهه‌ اصلاحات را ثابت كرد و آنان را به قدرت و دولت و حاكميت بازگرداند.»  يا در بخشي ديگر از اين مطلب مي‌گويد: «به نظر مي‌رسد مهم‌ترين كاري كه خاتمي مي‌تواند انجام دهد ايجاد يك پل ارتباطي ميان بدنه‌ اصلاحات و حاكميت است.»
 
  خاتمي و اصلاحات
به مثابه فرشته نجات روحاني!
 اين عنصر رسانه‌اي اصلاحات، خاتمي را عامل پيروزي حسن روحاني و جبهه‌ اصلاحات معرفي مي‌كند و با «نامزدساز» خواندن وي، مقام خاتمي را از رياست‌جمهوري اصلاحات به رياست جبهه‌ اصلاحات ارتقا مي‌بخشد.  وي در حالي دم از جمهوريت مي‌زند كه خاتمي و هم‌كيشانش در انتخابات 88 ثابت كردند به هيچ عنوان به جمهوريت نظام اعتقادي ندارند؛ چراكه با اعلام نتايج انتخابات، اصلاح‌طلبان به تنها چيزي كه احترام نگذاشتند و ارزشي براي آن قائل نشدند، رأي 85درصدي مردم بود و با ادعاي تقلب بدون ادله‌ حقوقي و به آشوب كشاندن شهر، نشان دادند كه جمهوريت نظام براي آنها محلي از اعراب ندارد و برخلاف ادعاي امروزشان، رأي مردم را تزئيني و فرمايشي تلقي كردند.
 
   تناقض در گفتار و رفتار
 خاتمي و يارانش نشان داده‌اند كه در گفتار و عمل متناقضند؛ زماني كه مورد توجه مردم واقع شوند، مردم و خواست آنان را به‌شدت مورد ستايش قرار مي‌دهند، ولي زماني كه اقبال و توجه مردم نسبت به آنها كم مي‌شود، مردم را به بدترين اتهامات مورد هجمه قرار مي‌دهند. مصداق بارز اين مسئله را مي‌توان در انتخابات رياست‌جمهوري 92 مشاهده كرد؛ هنگامي كه آنها از نتيجه‌ انتخابات رضايت داشتند، به جشن و پايكوبي پرداختند و از ياد بردند كه اين شوراي نگهبان همان شورايي بود كه در سال 88 انتخابات را برگزار كرد؛ اما چون در اينجا پاي منافعشان در ميان بود، كانديداي مطلوب خود را با وجود آرايي كمتر از محمود احمدي‌نژاد در سال 88، پيروز قاطع انتخابات اعلام كردند.
 لذا ادعاي پذيرش جمهوريت نظام توسط خاتمي يك ادعاي بي‌اساس است و مشخص نيست كه خاتمي را كه يكي از سران فتنه‌ 88 است با چه انگيزه و هدفي مدافع جمهوريت نظام معرفي مي‌كنند و اين مسئله، يعني دفاع از جمهوريت نظام را فصل مشتركي بين خاتمي و نظام مي‌دانند، بدون آنكه توضيحي براي كارنامه‌ سياه وي و هم‌كيشانش در مقابله با رأي مردم داشته باشد!
 ادعاي پايبندي و پذيرش اسلاميت نظام هم توسط خاتمي و حاميانش جاي تأمل دارد؛ چراكه همگان شاهد هستند و به ياد دارند كه خاتمي به‌عنوان يكي از عناصر اصلي فتنه و همچنين ساير اصلاح‌طلبان چگونه بر طبل جمهوري ايراني كوبيدند و سعي داشتند اسلاميت نظام را كه ركن ركين اين نظام محسوب مي‌شود، زير پا گذاشته و جمهوري (البته به تعريف خود) منهاي اسلام را خواهان باشند؛ گويا جمهوريت نظام اصلي جداگانه و منفك از اسلاميت نظام است.
 ادعاي اينكه خاتمي خواهان حاكميت ارزش‌هاي ديني در جامعه است و آن را يكي ديگر از مشتركات نظام و خاتمي معرفي مي‌كنند نيز به نوبه خود جالب است. در تمام دوران اصلاحات، خاتمي و هم‌قطارانش با در پيش گرفتن سياست‌هاي ليبراليستي خود در تلاش بودند تا دين را از جامعه محو كنند و با الگوگيري از غرب و مدل‌هايي نظير تركيه‌ لائيك، جامعه را پيش ببرند! همچنان‌كه نظريه‌پردازان و روشنفكران اين جريان، امثال عبدالكريم سروش و نيز مطبوعات زنجيره‌اي دوران اصلاحات، با القاي شبهات خود، ضربات شديدي را بر پيكره‌ دين وارد آوردند.
 تمامي اين ادعاهاي واهي، بهانه‌هايي است كه مطرح‌كنندگان آن سعي دارند با تمسك به آنها، به مظلوم‌نمايي از خاتمي و تطهير چهره‌ وي بپردازند. همان‌گونه كه سردبير نشريه‌ «صدا» خود به اين مسئله اذعان دارد و مي‌گويد: «امروزه دفاع از خاتمي ضرورت اصلاح‌طلبي است... بايد در ستايش از خاتمي نوشت. در ستايش از جايگاه خاتمي، در مقام رهبر جبهه‌ اصلاحات تا نقش سازنده‌اي در ايجاد تفاهم و آشتي ملي داشته باشد.»
 يكي ديگر از اقداماتي كه اصلاح‌طلبان تلاش دارند با تمسك به آن، آبروي ازدست‌رفته‌ خود را بازيابند، مسئله‌ نامه‌نگاري‌هاي خاتمي به مقام معظم رهبري و مانور بر آن است. همانند نامه‌ اخير خاتمي به رهبر معظم انقلاب در مدت بيماري معظم‌له كه غالب اصلاح‌طلبان اين اقدام خاتمي را نشان از تعامل گسترده‌ وي با نظام دانستند.  در راستاي همين پروژه، صادق خرازي نيز در مصاحبه‌ا‌ي با روزنامه‌ «الحيات»، از تلاش‌هاي خود براي ايفاي نقش ميانجيگرانه ميان خاتمي و رهبر معظم انقلاب پرده برداشته و اذعان داشته است:«اقدام به نقل نامه‌هاي متبادل بين آنها كردم. رابط ارتباط بوده و هستم. ما در تلاش براي زدودن برخي مشكلات هستيم تا آب‌ها به آسياب برگردد.»  اما آيا اين قبيل اقدامات مي‌تواند سرپوشي بر آنچه توسط خاتمي و اعوان و انصارش بر نظام تحميل شد باشد؟! رسانه‌اي كردن نامه‌هاي خاتمي و مانور بر آن در واقع به‌نوعي مهندسي افكار عمومي جامعه به‌شمار مي‌رود تا از اين طريق و با فضاسازي كاذب، خاتمي را بر نظام تحميل كنند و بدون پرداخت هزينه، وي را به عرصه‌ سياسي كشور بازگردانند.
    سفيدنمايي از سابقه سياه خاتمي
 نكته‌ جالب ديگر اينكه خرازي با سرپوش گذاشتن بر اشتباهات خاتمي، در بخشي از مصاحبه‌ خود مي‌گويد: «خاتمي به رهبري، قانون اساسي و ولايت‌فقيه در نظام سياسي معتقد است...» اما فراموش كرده خاتمي همان كسي است كه به دنبال حذف رهبري در سال 87 بود. آنجا كه تصريح مي‎‏كند: «اگر در اين انتخابات [دهم] احمدي‌نژاد سقوط كند، عملاً رهبري حذف مي‎شود. اگر به هر قيمتي و به هر شكلي اصلاحات دوباره به قوه‌ اجرايي بازگردد، ديگر رهبري اقتداري در جامعه نخواهد داشت. سقوط اصولگرايي به‎ معناي پايان اقتدار رهبري تلقي مي‎شود و با شكست اصولگرايان، بايد قدرت رهبري را مهار كرد.»
 به هر حال، تلاش براي عبور از گذشته و خيانت‌هاي صورت‌گرفته، مسئله‌اي است كه اصلاح‌طلبان بر آن اشتراك نظر دارند؛ همان‌گونه كه مقاله‌ پيش‌گفته معتقد است: «ماندن در گذشته به سود هيچ‌كس نيست.» از اين رو، مي‌توان گفت اصلاح‌طلبان قصد دارند با فراموش كردن گذشته و با قهرمان‌سازي از خاتمي، راه بازگشت را براي وي هموار نمايند، اما غافل از آنند كه اقدامات صورت‌گرفته توسط خاتمي و يارانش مسئله‌اي نيست كه با ترفندهاي اين‌چنيني به فراموشي سپرده شود. خاتمي و ساير دست‌اندركاران فتنه بايد بدانند كه به‌راحتي نمي‌توانند از هزينه‌هايي كه بر نظام تحميل كردند عبور كنند؛ گو اينكه اتفاقي نيفتاده و خساراتي وارد نشده است. تحميل هزينه‌هايي كه در ابعاد مختلف سياسي، اقتصادي، بين‌المللي و... بر نظام وارد شد، چگونه قابل جبران است؟
 شخص محمد خاتمي از جمله كساني است كه به‌عنوان يكي از اضلاع مثلث فتنه، هم بسترساز اتفاقات 88 بود و هم شخصاً در روند انتخابات و مسائل و حوادث پس از انتخابات، نقش مستقيم و مؤثري داشت.
هدايت فتنه‌ 88، دعوت به تجمع غيرقانوني 25 خرداد 88، صدور بيانيه‌ روز شنبه 30 خرداد 88، حمايت از شعارهاي انحرافي «نه غزه، نه لبنان» و «جمهوري ايراني» و دفاع از جريان هتاك روز عاشورا، تنها بخشي از اتهامات خاتمي است و اگر امروز برخورد درخوري با وي توسط نظام صورت نگرفته، به دليل رأفت و عطوفت نظام اسلامي است.
 
  خاتمي بستر‌ساز حاكميت دوگانه
 لذا نمايي كلي از دو دهه فعاليت خاتمي، حاكي از آن است كه وي از همان آغاز، بسترساز اصلي جرياني بود كه حاكميت دوگانه و ايجاد دوقطبي در كشور را دنبال مي‏كرد. اكنون نيز مواضع خاتمي همانند گذشته است، منتها در برخي مواقع رفتاري كجدار و مريز و زيركانه در پيش مي‌گيرد تا از گزند نقد دور بماند. اما اگر قصد بازگشتي در ميان باشد، وي و اصلاح‌طلبان بايد بدانند كه تنها راه بازگشت، توبه از آن چيزي است كه صورت گرفته است؛ همان راهي كه مدت‌هاست پيش پاي فتنه‌گران گذاشته شده كه همان مصداق آيه‌ شريفه‌ «تابوا و اصلحوا» است. بنابراين براي اصلاح كردن روابط، ابتدا بايد از آنچه در گذشته صورت گرفته توبه كنند و بعد دم از آشتي و امثالهم بزنند. همان‌گونه كه از رهبر معظم انقلاب نقل شده كه ايشان چهار شرط را براي توبه كردن فتنه‌گران عنوان كرده‌اند: «اگر فتنه‌گران مرز خود را با دشمن مشخص كرده، تهمت‌هاي زده‌شده به نظام جمهوري اسلامي را پس بگيرند، خسارت‌هاي وارده را جبران كنند و به‌خاطر جرائمي كه مرتكب شده‌اند آماده‌ مجازات باشند، مي‌توانند به بدنه‌ ملت بازگردند.»
 با اين وجود، تاكنون اقدامي در راستاي توبه و پشيماني از آنچه صورت داده‌اند از سوي هيچ‌يك از عوامل فتنه مشاهده نشده است. خاتمي نيز با وجود اين واقعيت‌ها، تا امروز حاضر به عذرخواهي و عقب‌نشيني از مواضع پيشين خود نشده است.  كلام آخر اينكه جريان اصلاحات تنها در تلاش است تا با موج‌سواري بر شرايط ايجادشده و استفاده از بسترهاي مهيا در دولت روحاني، زمينه را براي بازپس‌گيري قدرت فراهم كند و اين فاصله‌اي كه دولت روحاني بر سر كار است، مي‌تواند براي اصلاح‌طلبان فرصت طلايي محسوب شود؛ اما آنها بايد بدانند كه براي حضور مجدد عوامل اصلي فتنه در عرصه، شروطي وجود دارد و نظام و مردم از ظلم عظيم آنها هيچ‌گاه به‌راحتي چشم‌پوشي نخواهند كرد.

منبع:‌ برهان
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار