همواره فعاليتها در حوزههاي مختلف شهري به خصوص پايتخت به دليل نبود آمار و اطلاعات جامع و قابل اتكا به درستي انجام نميشود و همين امر بخشي از تلاشها و سرمايهگذاريهاي صورت گرفته را به هدر ميدهد و نتيجه مطلوبي حاصل نميشود. در اين زمينه شهرداري تهران در حوزه حمل و نقل و ترافيك گستردهترين مطالعات ترافيكي در پايتخت را به مرحله اجرا درميآورد تا با كسب اطلاعات و آمار از لايههاي مختلف شهري بتواند با برنامهريزي صحيح و تصميمسازي مطلوب براي حوزه حمل و نقل و ترافيك و مسائل حاشيه آن برنامهريزي جامعي انجام دهد.
به گفته معاون حمل و نقل و ترافيك شهرداري تهران، مسئله ترافيك داراي ابعاد و زواياي گوناگوني است كه همچون كلافي در هم تنيده، پيچيدگيهاي بسياري دارد. علاوه بر سطوح آشكار همچون ظرفيت معابر، قوانين و مقررات و محدوديتهاي ترافيكي داراي لايههاي پنهاني همچون انگارههاي اجتماعي و فرهنگي و پيشفرضهاي ذهني و رفتاري است كه عدم توجه به آنها بحران ترافيك را تشديد خواهد كرد.
به واقع فرآيند برنامهريزي نيازمند اطلاعات و آمار دقيقي است تا بتوان براساس بانك اطلاعاتي جامع، نيازها و مسائل و معضلات حوزه ترافيكي را برطرف ساخت. مسئله ترافيك پايتخت از زواياي مختلف داراي اهميت است چرا كه اقدامات صورت گرفته در اين كلانشهر كه با ترافيك سنگين، آلودگي و آلايندگي و مسائل زيست شهري روبهرو است، ميطلبد تا هر اقدام ولو كوچك با مطالعه و پيوست اجتماعي به انجام برسد.
به عنوان مثال در حوزه رفت و آمد شهري اگر يك خيابان دوطرفه تبديل به خيابان يكطرفه شود، به دليل شبكهاي بودن ترافيك در پايتخت تبعات اين تغيير و تحول در ساير نقاط به وضوح مشاهده ميشود.
سفرهاي درون شهري، جابهجايي خودروها، بحث شبكه حمل و نقل، جابهجايي بار و كالا در شهر و از همه مهمتر شناسايي و شناخت رفتار ترافيكي نيازمند اشراف كامل به اطلاعات و آمار است. بر اين اساس حتي نظارت سيستمي بر عملكرد بخشها و حوزههاي ترافيك از اين قاعده خارج نميباشد.
نيازسنجي بايد براساس آمار و اطلاعات دقيق و صحيح صورت بگيرد تا تصميمگيرها و تصميمسازها و حتي چشمانداز كلان نيز در نظر گرفته شود.
به روزرساني اطلاعات حوزه ترافيك شهري اگر به دقت و با حضور كارشناسان صاحب نظر صورت گيرد ميتواند در تسهيل رفت و آمد شهري اقدامات عمراني ترافيكي نيز به صورت كاربردي مدنظر قرار گيرد و هرگونه بيتوجهي به اطلاعات و آمار خود ميتواند سبب زاويه پيدا كردن از اهداف و برنامهريزيها شود. از سوي ديگر بسياري از فعاليتهاي درون شهري وابستگي مستقيم به حوزه ترافيك و رفت و آمد شهري دارد و اگر مسائل و معضلات ترافيكي به درستي شناخته نشود و براي آنها چارهانديشي صورت نگيرد نبايد انتظار داشت تا كلاف درهم پيچيده ترافيك شهري در حوزه رفتار انساني، تجهيزات و امكانات معابر بازگشايي شود.
در اين ارتباط بحث اقتصاد شهري نيز به نوعي به مسائل حوزه ترافيك گره خورده است چرا كه بخش زيادي از بودجه پايتخت در سالهاي آتي به ساماندهي و بخشهاي مختلف ترافيك و معابر آن اختصاص يافته است.
بر اين اساس ارائه اطلاعات دقيق از سوي شهروندان و مسئولان دستگاههاي شهري ميتواند در مدلسازي مطلوبتر ترافيكي و برنامهريزي مناسبتر حمل و نقل شهري نقشآفرين باشد و اين امر ميتواند سرآغازي باشد براي كلانشهر 9 ميليوني كه تمام بخشهاي آن و برنامهريزيها براساس اطلاعات جامع و بهروز صورت گيرد و از بار مشكلات و معضلات شهري بكاهد و بر سرعت رشد و توسعه شهري بيفزايد.
به واقع اطلاعات و آمار براساس نيازسنجيها ميتواند اعضاي شوراي شهر و شهرداري، دستگاههاي بالادست همچون استانداري و وزارت كشور را در برنامهريزي شهري و دولت را نيز در ارائه مطلوبتر خدمات به شهروندان ياري برساند.
در اين زمينه اطلاعات و آمار نقش كاتاليزور را در ارتقاي زندگي شهري بر عهده خواهد داشت و برطرف كردن خلأيي كه تاكنون صدمات بسياري را در حوزه شهري به اقدامات و فعاليتها و زيرساختها وارد ساخته است خود يك گام به سوي جلو برداشتن است. گامي كه هرچه محكمتر و استوارتر برداشته شود، نتايج آن در آينده بيشتر در زندگي شهري آشكار خواهد شد.