ابوي ميگويد: نميخواهد جبران كني! ديگر دير شده است. كار تو نيست! يكي ديگر بايد بياوريم در اين ستون. تو هي همهاش از اين ستون به آن ستون ميپري.
ميگويم: باز چه كسي براي شما خواب ديده؟ باز با كه ساخت و پاخت كردهايد كه داريد زيرآب مرا ميزنيد؟ دوش چه خوردهاي بتا، راست بگو نهان مكن...
ميگويد: من تابع دولتم. به من اين انگها نميچسبد. ربيعي گفته نگاه دولت، جبراني نيست و ايرانيان هميشه منتظر يك منجي براي حل مسائلشان هستند. به همين دليل من ديگر نگاه جبراني را لغو كردهام ميروم دنبال يك ليدر قوي.
ميگويم: باز بد فهميدهايد! او منظورش اين است كه دولتيها نميخواهند صدقه بدهند و بندهنوازي كنند. اين دولت دنبال ايجاد تعادل در جامعه است و يكي از معاني ايجاد تعادل در جامعه «تبعيض مثبت» است. ربيعي دنبال «توليد زندگي» است. ميخواهد «صداي گروهي» باشد كه در جامعه كمتر به آنها پرداخته شده است. او با «عدم كتمان واقعيتهاي اجتماعي» برنامههاي خود را دنبال ميكند و...
ابوي ميگويد: من هم زماني كه عاشق مادر خدا بيامرزت بودم، شبها از توي كتابها واژه ميدزديدم و تا صبح تكرار ميكردم تا از حفظ شوم. بعد ميآمدم و تحويل مادرت ميدادم. او هم پس از شنيدن تمام حرفهايم، پشت چشم نازك ميكرد و به من ميگفت كه خود مرا ميخواهد و من آنوقت باز واژه كم ميآوردم. شايد اگر با ربيعي آشنا بودم، آن زمان به مادرت «نگاه جبراني» نميكردم و با او «توليد زندگي» نميكرديم و با «تبعيض مثبت»، «صداي گروهي» ميشديم كه نميتوانستند وجود تو را «عدم كتمان» كنند! من فكر كردم مادرت منجي است و مادرت فكر كرد تو منجي هستي و تو...
ميگويم: عجب! و حالا با اين واژهها كه در كارخانه مونتاژ ربيعي هر روز بازآفريني ميشود ميخواهيد چه كنيد؟
ميگويد: از آنجايي كه ربيعي گفته ما هميشه منتظر يك اتفاق بزرگ و يك منجي براي حل مسائلمان هستيم در حالي كه موتور حركت جامعه «خوديابي آحاد جامعه» است، من هم ميخواهم به تو اعتنا نكنم و خوديابي كنم آحادي را.
ميگويم: خوديابي را خوب آمده است. حالا يعني ميخواهيد چكار كنيد؟
ميگويد: ميروم دنبال احدي از آحاد جامعه. من ازدواج مجدد ميكنم پس هستم!
ميگويم: قديمها، ميگفتند پول آدم كه زياد شود، ميرود دنبال دوباره زن گرفتن ولي حالا اين خوديابي ربيعي دارد كار دست شما ميدهد.
ميگويد: خواب تشريف داريد! ما پولدار شدهايم! بررسيهاي بانك مركزي نشان ميدهد طي سال گذشته مجموع درآمدهاي پولي و غيرپولي مردم 32 درصد افزايش داشته است. در ضمن طي سال گذشته بيشترين ميزان درآمد به خانوارهايي اختصاص پيدا كرده كه سه نفر شاغل داشتهاند.
براساس گزارش بانك مركزي اين خانوارها 423096700ريال در سال درآمد داشتهاند. درآمد پولي ناخالص اين خانوارها نيز 321362884 ريال بوده است.
ميگويم: خب. پس كو؟ پول من كو؟ به حرفتان پايبند باشيد. سهم مرا بدهيد.
ميگويد: نكتهاش را نگرفتي نه؟
ميگويم: در ابرها دارم سير آفاق و انفس ميكنم. آنوقت ميخواهيد نكتهاش را بگيرم؟ با اين درآمد انگار ما روي نفت خوابيده بوديم و خودمان خبر نداشتيم! بگوييد نكتهاش را. نه! اول بگذاريد بروم زنگ بزنم رستوران براي ظهرمان عدسي! نه چلوكباب برگ، نه! شانديز بياورند. با مخلفات و كره و زرده تخم مرغ...
ميگويد: گفتم كه نكتهاش را نميگيري! بانك مركزي گفته سه نفر در يك خانه كار كنند ميشوي پولدار. فكر كردهاي من از روي هوا و هوس ميخواهم بروم زن بگيرم. ما به نفر سوم براي ثروتمند شدن احتياج داريم. فعلاً از اين موزهاي «بيست درصدي سي درصدي» بخور، چلوكباب شانديز پيشكشت!
ميگويم: موز «بيست درصدي سي درصدي» ديگر چيست؟ شما هم واژهساز شدهايد؟ پول دادهايد از توي كتابها ترجمه كنند بدهند به شما؟ ديدم سر برج پول كم ميآوريم!
ميگويد: واردات موز در نيمه نخست سال جاري از لحاظ وزن 20درصد افزايش يافته بنابراين ميشود بيست درصدي و از لحاظ ارزش حدود 30 درصد افزايش يافته است، بنابر اين ميشود سيدرصدي.
ميگويم: عجب. من فكر ميكردم حالا كه داريم ميوههايمان را صادر ميكنيم روسيه، شما موز خور شدهايد، نگو كه موزها را دارند وارد ميكنند لابد غير مافيايي...
ميگويد: چه صادراتي پسرم. مگر نشنيدهاي كه عسگر اولادي، عضو اتاقهاي بازرگاني ايران و تهران گفته روسها پول نقد ندارند كه بابت ميوه به ما بدهند.
ميگويم: پس ليدر كيست؟
ميگويد: هيس! لايش را بالا نياور! بايد به ربيعي بگوييم كه سفارش واژههاي بيشتري بدهد...