
نزديك به دو ماه است كه شهر كوباني هدف شماره يك جنگجويان داعش شده و آنها حتي تا يك قدمي فتح آن هم رسيدند اما مقاومت سرسختانه مدافعان كرد از يك سو و بمبارانهاي هوايي ائتلاف ضد داعش از سوي ديگر، مانع آنها براي برداشتن اين يك قدم شد. شايد به نظر برسد كه داعش حداقل در فاز اول حمله به كوباني ناكام مانده اما اين اول ماجرا است و بايد در انتظار فازهاي بعدي حمله به اين شهر يا دو منطقه ديگر كردنشين در سوريه بود. داعش دلايل نظامي و اقتصادي براي فتح كوباني دارد اما بايد توجه كرد كه تصرف اين شهر از منظر ايدئولوژي سياسي داعش نيز حائز اهميت است. از يك طرف، مسئله داعش استقرار خلافت خودخواندهاش و گسترش قلمرو آن است كه كل مرز با تركيه را هدف گرفته و از طرف ديگر، موضوع در اصل برچيدن خطوط مرزي برآمده از قرارداد سايكس - پيكو به عنوان يكي از شعارهاي اصلي داعش است. در اين ميان، روايت كردها نسخه جديدي پيدا كرده و قدرتهاي فرامنطقهاي هم به بهانه مبارزه با داعش، بار ديگر حملات نظامي خود را در منطقه از سر گرفتهاند. همه اين موارد ميتواند براي قريب به يك صد سال استقرار اين خطوط مرزي تعيينكننده باشد و از اين جهت، ميتوان گفت كه سرانجام سايكس - پيكو به نحوي به سرنوشت كوباني گره خورده است.
جاي كردها در خلافت
داعش اعلام خلافت كرده و خليفه آن هم ابوبكر البغدادي است اما نكته نامشخص مربوط ميشود به وضعيت كردها در اين خلافت. هر چند كه داعش با اعلام خلافت حداقل مدعي است كه خواهان بازگشت به نسخه سياسي صدر اسلام است اما واقعيت اين است كه خلافت خود را بر پايه مدرن از ناسيوناليسم عربي ميسازد. در واقع امر، نه تنها شخص خليفه بلكه كل بخشهاي اين خلافت از اعراب تشكيل شده و حتي برخي از تحليلگران معتقدند كه داعش مولود تركيب دو جريان سلفيگراي القاعده البته با قرائتي تندروتر و ناسيوناليسم سرخورده از دوران حاكميت حزب بعث عراق است. شكي درباره حضور عناصر بعثي در داعش نيست كه حتي ميتوان گفت تا ردههاي بالاي اين گروه حضور دارند اما بايد توجه داشت كه اين عناصر نه آن ايدئولوژي ناسيوناليستي- اشتراكي حزب بعث را دارند و نه آن كه چندان با قرائت سلفي افراطي البغدادي همعقيده هستند، بلكه عنصر وابستگي آنها به داعش در ناسيوناليسم عربي است. اين عنصر بدون ترديد با اقليت كرد سر ناسازگاري دارد و اين همان چيزي است كه كردها از ابتدا به آن توجهي نداشتند تا آن كه ناگهان خود را درگير با آن ديدند. مسعود بارزاني، رهبر اقليم كردستان، در ابتداي ورود داعش به موصل احساس خطري از جانب آن نميكرد به اين گمان كه داعش كاري به كردها ندارد اما اين يك خطاي بزرگ استراتژيك بود. او متوجه نبود كه اگر از لحاظ نگرش سلفي، جنگ فرقهاي عليه شيعيان راه انداخته، به لحاظ عنصر ناسيوناليستي خود با كردها سر جنگ دارد. به همين جهت بود كه داعش به سرعت سلاح خود را به سوي كردهاي عراق گرفت و بعد به سراغ كردهاي سوريه آمد. داعش به اين صورت نشان داده كه براي كردها جايي در خلافت خود در نظر ندارد و اصل در پي قلع و قمع آنها است. بنا بر اين، شعار برچيدن سايكس- پيكو در ايدئولوژي داعش به معناي قلع و قمع كردها است تا آن كه در ساخت بعد سايكس- پيكو، نظام سياسي شكل عربي داشته باشد تا آن كه جايي براي كردها داشته باشد.
سايكس- پيكو و نوعثمانگرايي
يك وجه ديگر از مبارزه در كوباني به ايدئولوژي نوعثمانگرايي و اهداف سياسي اين ايدئولوژي در منطقه مربوط ميشود. حزب عدالت و توسعه تركيه و دولت اين حزب در آنكارا به صورت رسمي معترف به اين ايدئولوژي نشده اما از زمان قدرت گرفتن آن و به خصوص در طول رهبري رجب طيب اردوغان، نشانههاي اين ايدئولوژي آشكارا به چشم خورده است. مخالفان اردوغان و حزب او همواره اتهام گرايش به اين ايدئولوژي را مطرح كردهاند و اعتراضات بر سر تخريب پارك گزي و درگيريهاي بعدي هم به اين دليل پيش آمد. مخالفان و معترضان معتقد بودند كه دولت با تخريب اين پارك به دنبال احياي نشانههاي دوران عثماني است و اين كار برآمده از ايدئولوژي آن است تا تركيه را به سمت و سوي نوعثمانگراني هدايت كند. دولت آنكارا خود را متعهد به دموكراسي ميداند و احياي نظام خلافت همانند دوران امپراتوري عثماني بعيد به نظر ميرسد اما احياي حوزه نفوذ آن امپراتوري تا قبل از سايكس- پيكو به عنوان يك هدف استراتژيك اين دولت بعيد به نظر نميرسد. سقوط كوباني و دو كانتون كرد ديگر در شمال سوريه مرحلهاي براي دستيابي به اين هدف است چراكه وقوع چنين چيزي حداقل تصور صد ساله از سايكس- پيكو را به هم ميزند و به آنكارا اجازه ميدهد تا دوران قبل را به نحوي احيا كند. شايد ايدئولوژي ناسيوناليسم عربي داعش با ايدئولوژي ناسيوناليسم تركي آنكارا چندان همخواني نداشته باشد اما اين دو ايدئولوژي در يك نكته اشتراك نظر دارند كه به كردها مربوط ميشود. هر دو ايدئولوژي نظر خوشي به كردها نداشته و حاضر نيستند تا اين اقليت را نه به عنوان شريك سياسي و نه به عنوان شهروندي با حقوق مشروع شناخته شده به رسميت بشناسند. به اين جهت است كه اردوغان حاضر نميشود در برابر كوباني به درخواست متحدان غربي خود و ديگر درخواستهاي بينالمللي پاسخ مثبت بدهد و به مدافعان كرد در كوباني كمك كند بلكه او فقط نگاه ميكند تا كي اين شهر سقوط بكند.
سايكس- پيكو و خاورميانه جديد
از زمان حمله جورج بوش به عراق در دسامبر 2003 مسئله خاورميانهجديد مطرح شد و كاخ سفيد از ايجاد خاورميانهاي جديد سخن ميگفت كه گويا سقوط صدام حسين و حزب بعث در عراق مقدمه چنين چيزي است. چيزي كه در ابتداي امر از اين خاورميانه جديد گفته ميشد در تغيير حكومتهاي عربي بود مثل همان چيزي كه در عراق اتفاق افتاد و تغيير مرزهاي سياسي مطرح نبود اما بعد معلوم شد كه برخي طرح و تفسيرها از خاورميانه جديد بر مبناي دوران بعد سايكس- پيكو و آرايش جديدي از مرزهاي سياسي است. فروپاشي كشورهاي موجود خاورميانه و رويش حكومتهاي قوميتي كوچك جديد بخش اصلي اين طرح و تفسيرها بود تا آن كه به جاي آرايش سياسي موجود، خاورميانهاي متشكل از كشورهاي كوچك در كنار اسرائيل ايجاد بشود و اسرائيل بتواند با اين تركيب دست بالا را در منطقه داشته باشد. جالب اينجا است كه شعار داعش در مورد مرگ سايكس- پيكو با اين طرح همخواني دارد و گويا اين گروه مرحله اول از اجراي طرحي است كه نتيجه كار در آخر به برتري اسرائيل در منطقه ميرسد. يك جنبه ديگر اين قضيه در وضعيت كردها است كه سناريوي محتمل ديگري در مورد آنها قابل تصور است. درست است كه حملات وحشيانه داعش به كردها را بايد به نحوي دفع كرد و حمايت از كردها در اين اوضاع موجه است اما نحوه حمايتنظامي غربيها سؤالاتي را برميانگيزد كه يك جنبه اين سؤالات درست به همين قضيه مربوط ميشود. آيا اين نحو كمك نظامي به كردها براي برداشت گام ديگري در جهت خاورميانه جديد متشكل از حكومتهاي قومي نيست؟ نميتوان با اطمينان به اين پرسش پاسخ مثبت داد در عين اينكه پاسخ منفي قاطع هم بيشتر برآمده از يك خوشبيني غيرواقعبينانه است. حداقل اين است كه چنين چيزي را ميتوان در حد يك احتمال در نظر داشت به اين معنا كه در هدف بلندمدت غرب نسبت به آرايش سايسي حكومت قومي كردي در كنار حكومت عربي تعريف شده تا آن كه تجزيه قلب خاورميانه بر پايه حكومتهاي قومي ممكن شود. با فرض چنين احتمالي است كه نبردهاي كوباني را ميتوان به عنوان نقطه تعيينكنندهاي در اين جهت دانست به خصوص اينكه مدافعان كرد در صورت پيروزي اعتماد به نفس مضاعفي به دست آورده و امكان دارد حاكميت خود را از كانونهاي سه گانه به ديگر مناطق توسعه دهند.