تريبوني که قرارگرفتن پشت آن به مطالعه و دانايي نياز ندارد. تريبوني که پيروز و مقهور دارد. چنان تريبوني که گوينده آن نه خود را ملتزم به ارائه دليل و شاهد ميداند و نه شنوندگان آن به فراست پيگيري ادعاهاي گوينده ميافتند. يادتان هست که تمام هم و غم صاحب تريبون هنرنمايي براي جذب سوت و کفهاي بيشتر بود؟! چرا که فرد پيروز در اين ميدان را نه اتقان و استواري کلام، که شدت و طول تشويق حضار مشخص ميکرد. مخلص کلام آنکه تريبون آزاد تريبوني بود آزاد از منطق و کلام استوار. پيروزي در اين ميدان شيوههاي خاص خود را داشته و دارد. مثلاً يکي از روشهاي آن ابهامگويي و به صيغه مجهول سخن گفتن است. سخن راندن از متهماني که مصاديق آن مشخص نيست يا گوينده معذوريتي دارد تا نام آنها را ببرد. اتهام هم در اکثر موارد رنگ و بوي محدود کردن آزادي را داشت. تعبيرهايي با اين سياق براي دانشجويان آشناست: «بعضي ميخواهند...»، «آنهايي که فلانند بدانند...» و...
گوشهاي از آنچه در آئين بازگشايي سال دانشجويي گذشت
چند روز پيش دکتر روحاني با حضور در دانشگاه تهران به مناسبت شروع سال تحصيلي و سالگرد تأسيس دانشگاه تهران به سخنراني پرداختند. آنچه در مقدمه اين نوشته خوانديد هنگامي به ذهنم خطور کرد که سخنراني ايشان را گوش ميکردم. به خصوص در بخشهايي که بيشتر داراي ويژگيهاي تريبون آزاد بود تا سخنراني مراسم بازگشايي؛ و ويژهتر در قسمتهايي که دکتر روحاني بحث را به اسلامي کردن علوم کشاندند و از گروهي سخن گفتند که درصددند به بهانه اسلامي کردن علوم بخشي از علوم را حذف کنند. «اسلامي کردن علوم، انساني به آن مفهوم نيست که دانش بشري را در بخش علوم انساني به طور کامل کنار بگذاريم. ممکن است در بخشي از علوم انساني نقد داشته باشيم، گوشهاي باشد با آموزههاي اسلامي منطبق نباشد. علم را بايد نقد کرد نبايد حذفش کرد. يکي از اشکالات ما اين است ميخواهيم بخشي از علوم را حذف کنيم. علم حذفشدني نيست، نقدشدني است، ابطالشدني ممکن است باشد اما حذف نميشود اين در تاريخ ميماند. چطور عدهاي به فکر افتادند که بخشي از علوم را حذف کنند، حذف معني ندارد. اما ما ميتوانيم حرف بهتر، سخني دقيقتر، مطلبي علميتر عرضه کنيم. آن نکات قبلي را مورد نقد و حتي ابطال قرار دهيم، اشکالي ندارد.»
اگر دقت کنيم ميبينيم که به صيغه مجهول، عدهاي نامعلوم متهم ميشوند به يک اقدام محدودساز. حذف بخشي از علوم به اين علت که با عقايد مذهبي آنها همساز نيست. بعد هم توصيه و دعوتي عاقلانه و همه پسند و کلي؛ دعوت به نقد به جاي حذف. حقيقتاً براي من سؤال شد که دکتر روحاني از چه کساني حرف ميزند؟ شروع کردم به حدس زدنِ آن عده مجهول در کلام رئيسجمهور. هر دسته و گروهي را که احتمال داشت اقدامي در جهت حذف علوم انجام دهند يا سابقهاي در اين راستا داشتهاند را در ذهنم حاضر کردم. به نتيجه جالبي رسيدم. آن گروههايي که به احتمال زياد مد نظر دکتر بودهاند بالقوه و بالفعل نميتوانند مورد اين اتهام قرار گيرند. از طرف ديگر به متهماني رسيدم که اين اتهام براي آنها به اثبات رسيده است اما دکتر روحاني نسبت به آن گروه توجهي ندارد. از اين رو نام اين نوشته را گذاشتم: توهمِ متهمي که نيست، غفلت از متهمي که هست.
متهمي که نيست
به نظر ميرسد متهمان مورد نظر دکتر روحاني از دو گروه خارج نيستند؛ دسته اول انديشمنداني هستند که قائل به امکان علم دينياند و نظريه آنها حداقل حائز دو ويژگي به صورت توأمان است: نخست آنکه نظريه به گونهاي است که ايده حذف علوم غير ديني از آن قابل انتاج است. در درجه دوم نظريه داراي بُرد اجتماعي بين دانشجويان و صاحبنظران است که سبب مهم شدن مسئله گشته و رياست جمهوري بر خود لازم دانسته که نسبت به آن تذکر دهد. وقتي نظرات صاحبنظران اين حيطه را بررسي کرديم ملاحظه شد که از بين نظرياتي که در جوامع علمي مقبوليت دارند، نه تنها پيشنهادي براي حذف شاخههاي علمي بيرون نميآيد بلکه همه آنها بر لزوم يادگيري و تسلط عميق بر رشتههاي موجود براي شناخت ضعفهاي آنها تکيه داشتند. در انتهاي نوشته، خلاصه نظرات صاحبنظران براي مطالعه بيشتر آورده شده است. دسته دوم که احتمال ميرود انگشت اتهام به سوي آنها باشد دست اندرکاران اقداماتي هستند که در سالهاي گذشته براي اصلاح مواد درسي رشتههاي دانشگاهي فعاليتهايي انجام دادهاند. در اين مورد هم نميتوان جابهجايي و حتي حذف برخي واحدهاي درسي در بعضي رشتهها را مصداق حذف بخشهايي از علم و دانش دانست.
متهمي که هست
اما با کمي دقت ميفهميم که آقاي رئيسجمهور در شناخت عناصر که درصدد حذف بخشهايي از دانش هستند به اشتباه رفتهاند. اگر براي حذف بخشي از علوم دستهايي در کار باشد، همانا آن دستهايي است که با ترور دانشمندان و انديشمندان ايران اسلامي درصدد توقف چرخ دانش هستند. همان دستهايي که در گذشته استاد مطهري را ترور کرد تا چرخ نوانديشي اسلامي متوقف گردد و در زمان نه چندان دور چندين دانشمند و فعال در دانش هستهاي مان را. اينان متهمان اصلي حذف رشتههايي از علوم هستند آن هم به وحشيانهترين شکل آن يعني حذف فيزيکي حاملان آن دانشها. کاش روي تذکر دکتر روحاني به سمت چنين متهماني ميرفت که هستند نه به سنت متهماني که فرضياند و در واقع نيستند.
براي مطالعه بيشتر
در اين قسمت خلاصهاي چند خطي از نظريات صاحبنظران علم ديني ارائه ميگردد. مطالعه دقيق نظريههاي مطرح، روشن ميکند که هيچ نظريهاي دعوت به حذف علوم موجود نميکند. براي مطالعه بيشتر و دقيقتر نظريات ميتوانيد به کتاب «علم ديني» مراجعه نماييد.
دکتر زيبا کلام: علوم طبيعي و انساني مشحون از پيش فرضها و مبادي ارزشي و فرهنگي است که ميتوان با مباني و باورهاي فرهنگي و ديني خود علوم جديد را نقد کرد و حتي فراتر از آن به بنا نهادن علوم جديد با مباني جديد همت کرد.
دکتر سيدحسين نصر: ايشان نيز تأثير جهانبيني افراد و جامعه را در توليد علم قبول دارد و با توجه به بروز اثرات مخرب علوم جديد لزوم تحول در اين علوم و بنيانگذاري علومي جديد بر پايه معارف ديني را لازم ميشمرد. ايشان براي نيل به اين مطلوب شناخت کامل علوم جديد را لازم ميداند و از به کارگيري علوم و فناوريهاي امروز پس از گزينش سخن ميگويد.
دکتر خسرو باقري: وي نيز نظريههاي اثباتگرايي که بر بريده بودن دانش تجربي از متافيزيک اصرار دارد را رد ميکند و الهامبخشي متافيزيک بر پيشفرضها و مباني تجربي علوم را ميپذيرند. در اين نگاه علوم تجربي موجود ميتوانند علم تجربي ديني را به چالش بکشند و وظيفه علم ديني است که بر پايه قوت در مباني و روش از اين چالشها بيرون بيايد. فرهنگستان علوم اسلامي قم: اين انديشه نيز جهتداري علوم را در لايههاي مختلفش قبول دارد و براي علوم دو جهت ديني و غير ديني قائل است. اين جهتداري ممکن است در سه لايه معرفتشناسي، روش و کاربرد اتفاق بيفتد. اين انديشه نيز مانند نمونههاي قبل در راه رسيدن به مطلوب خود، چشم خويش را بر علوم موجود نميبندد، بلکه لازم ميداند با تسلط و ريزبيني بيشتري به آنها نگريسته شود تا اعماق فلسفي و معرفتي آنها کشف گردد.
آيتالله جوادي آملي: آنچه از نظرات ايشان برميآيد اين است که اگر معرفت و علمي به واقع عقلي باشد حتماً ديني نيز ميباشد. عقل به عنوان يک منبع زير چتر دين است. ايشان با ديني دانستن هر دانشي که عقلي باشد برخي از علوم تجربي و انساني موجود را ناقص ميدانند و حتي براي اصلاح آنها پيشنهاداتي ارائه ميدهند.