به گزارش خبرنگار ما، نماينده دادستان تهران در شرح كيفرخواست به هيئت قضايي شعبه 74 دادگاه كيفري گفت: متهم پرونده مرد 63 سالهاي به نام نويد است كه با قيد وثيقه از زندان آزاد و در جلسه دادگاه حاضر شده است. او از شامگاه 23 بهمن سال 89 به اتهام قتل برادرزادهاش كه نيما نام داشت، بازداشت شد و در اولين مراحل بازجويي به جرم خودش اقرار كرد اما بعداً اظهارات خودش را تغيير داد و قتل را به گردن برادر مقتول انداخت. نويد يك بار در شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران محاكمه شده و رأي برائت گرفته است. با اعتراض اوليايدم به رأي دادگاه، پرونده در شعبه 113 بررسي شد و اين بار هيئت قضايي قتل را شبهعمد تشخيص دادند. رأي دادگاه بار ديگر با اعتراض اوليايدم در ديوان عالي كشور بررسي شد و هيئت قضايي بار ديگر رأي را نقض كردند.
البته چند نفر ديگر در جريان اين نزاع حضور داشتند كه به اتهام آنها رسيدگي شده است. نماينده دادستان متهم را گناهكار دانست و براي او درخواست صدور مجازات قانوني كرد.
پس از آن زماني، وكيل اوليايدم در جايگاه قرار گرفت و براي متهم درخواست قصاص كرد. او گفت: شب حادثه دعوايي به مدت چندثانيه بين خانواده دو برادر اتفاق افتاده كه در جريان آن نيما به دست عمويش كشته شده است. دادگاه بدوي اين اظهار متهم را كه پسر مقتول مرتكب قتل شده و او براي كاهش تنشها، قتل را گردن گرفته، مورد توجه قرار داده و رأي به برائت وي داده است. اين نظر، از سوي قضات ديوان عالي كشور پذيرفته نشده است. قضات دومين دادگاه، اما رأي به مجرم بودن متهم دادهاند اما با اين استدلال كه وي قصد زدن ضربه را نداشته، قتل را شبهعمد تشخيص دادهاند. رأي دادگاه اما با توجه به كشنده بودن آلت قتاله و حساس بودن محل ضربه از سوي ديوان عالي كشور پذيرفته نشده است. در رأي ديوان عالي كشور آمده است كه دادگاه در تشخيص مجرم بودن متهم درست عمل كرده اما در تشخيص نوع قتل دچار خطا شده است.
وكيل اوليايدم ادامه داد: متهم چند ساعت بعد از حادثه اتهام قتل عمد را پذيرفته و در شرح حادثه به مأموران پليس آگاهي گفته است چوبدستي را كه سر آن ميلهاي آهني بود از خانه برداشتم و به در خانه برادرم رفتم. وقتي نيما مقابل در حاضر شد چوبدستي را بالا بردم. او جا خالي داد و ضربه محكم به پشت سرش برخورد كرد و روي زمين افتاد. گزارش پزشكي قانوني درباره علت حادثه كه سه ماه بعد منتشر شده است درستي اين ماجرا را تأييد ميكند.
همسر متهم نيز در شرح حادثه گفته است: شوهر و پسرانم در حالي كه چوب به دست داشتند به مقتول و خانوادهاش حمله كردند. يكي از برادران متهم نيز در شرح حادثه نويد را به عنوان عامل دعوا معرفي كرده است. فرزندان متهم نيز گواهي دادهاند كه پدرشان در شب حادثه حاضر بوده و يكي از آنها گواهي داده كه پدرش با چوب ضربهاي به سر مقتول زده است.
پس از آن پدر مقتول در جايگاه حاضر شد و گفت: نميدانم دعوا بر سر چه چيزي اتفاق افتاد. شب حادثه در خانه نشسته بوديم كه ناگهان متوجه شديم يك نفر به در خانه ضربه ميزند. پسرم نيما به طرف در رفت و مادرش هم به دنبالش از خانه خارج شد. ثانيههايي بعد خودم را به كوچه رساندم و ديدم نيما با پيكري خونآلود روي زمين افتاده و همسرم خودش را سپر او كرده است. برادرم را بر بالين پسرم ديدم در حالي كه دو پسرش در كنارش ايستاده بودند. پدر مقتول گفت: من نديدم چه كسي به پسرم ضربه زد اما برادرم به قتل او اقرار كرده و شكايت دارم.
سپس متهم در جايگاه قرار گرفت و اتهام خودش را انكار كرد. او گفت: شب حادثه متوجه شدم خانواده برادرم به همسرم كه داخل كوچه است، سنگ ميزنند. دسته بيلي از خانه برداشتم و همراه دو پسرم به كوچه دويدم و ضربهاي به پيشاني نيما زدم. همان لحظه برادران نيما حمله كردند. يكي از آنها چوب را از دستم درآورد و ديگري با چاقو ضربهاي به پشتم زد كه غرق خون شدم. بعد از آن بود كه با تبرزين ضربه ديگري به دستم زدند. در حالي كه احساس درد زيادي ميكردم، ضربهاي هم به سرم برخورد كرد. من احتمال ميدهم هنگام دعوا يكي از برادران مقتول او را كشته باشد.
هيئت قضات بعد از شنيدن دفاعيات متهم وارد شور شدند.