از نظر من بداخلاقها كساني هستند كه دائم از زمين و زمان گلايه ميكنند، نق ميزنند، بيشتر از آنكه محاسن و نقاط قوت زندگي را ببينند ترجيح ميدهند كاستيها را بزرگ جلوه دهند. بداخلاقها در كارهاي ديگران سرك ميكشند و هرطور كه دوست دارند در زندگي ديگران دخالت ميكنند آنها حتي در رفتارهاي روزانه و روابط اجتماعيشان حتي با همسر و فرزند ادب و نزاكت اجتماعي را رعايت نميكنند.
چند نشانه براي شناخت يك بيمار اخلاقي، رفتاريچند نكته مهم در بين همه بداخلاقها صدق ميكند كه دانستنش خالي از لطف نيست اول اينكه من معتقدم سيرت وجودي آدمها روي صورت آنها بسيار تأثير دارد. كسي كه درونش و ذاتش پر از سياهي و بدخلقي است قطعاً صورت جذاب و دلنشيني ندارد دقيقاً به همين دليل است كه بدخلقها معمولاً آدمهايي با صورتهاي آزاردهنده و اخمو هستند.
دومين نكته اينكه پافشاري بر موضع رفتار و خلقيات بد و گذر زمان از يك طرف و بيتفاوتي اطرافيان نسبت به تذكر دادن و كم كردن براي رفع بدخلقي شخص باعث ميشود كه رفته رفته يك بداخلاق ساده به يك قلدر و مغرور لجباز تبديل شود.
سومين نكته اينكه بداخلاقها اگرچه هميشه دور خودشان حصار ميكشند، اجازه ورود به هيچكس را به حريم خودشان نميدهند، معمولاً هم در كمترين مكالماتشان جانب گلايه و شكواييه را در پيش ميگيرند اما براي خودشان اين ارزش و اجازه را قائل ميشوند كه در كار و زندگي هر كس آنطور كه دوست دارند دخالت كنند! بداخلاقها در واقع خودشان را همهكاره و عقل كل ميدانند در حالي كه كسي نيست به آنها بگويد اگر قدرت تصميمگيري و تأثيرگذاري خوبي داري چرا اول به داد خلقيات خودت نميرسي؟!
اگر بداخلاقها خودشان بيشترين ظلم را در حق خودشان ميكنند اما ما اطرافيان هم سهم كمي در خلقيات بد آنها نداريم. ما معمولاً از معاشرت و زندگي با چنين آدمهايي دوري ميكنيم اين حذف كردن و دور شدن باعث ميشود كه آنها در دايره رفتارهاي غلط خود و همخلقهايشان بمانند و در اشتباههاي رفتاريشان غرق شوند. فراموش نكنيد اگرچه بودن و ماندن كنار اين آدمها سخت است اما چارهاي نيست. بايد ما خودمان دست به كار كمك كردن به بدخلقها شويم تا بلكه بشود با اصلاح خلق بد آنها بخش زيادي از موارد آزاردهنده زندگيمان حذف شود.
بياييد به شرايطي فكر كنيم كه اگر يكي از اين بدخلقها جزو اقوام درجه يك يا همسر ما بود نميتوانستيم راه فرار را انتخاب كنيم و به ناچار بايد در قرار و ماندنمان دنبال روشي براي اصلاح آنها باشيم. فراموش نكنيد در اولين قدم رفتاري بهتر است تماسهاي حضوري يا تلفنيتان را با بداخلاقها به كمترين حد ممكن برسانيد. ارسال ايميل، گذاشتن يادداشت يا حتي فرستادن پيام كوتاه از بهترين روشهاي برقراري تماس با آنهاست. پيشنهاد ميكنم اگر در روابط همكاري، همسايهاي يا حتي دوستي گذرا بداخلاقي را در اطرافتان داريد كه ميدانيد امكان اصلاح رفتارش وجود ندارد و مدت كوتاهي مجبور هستيد او را تحمل كنيد بهتر است تا زماني كه از او دور ميشويد به همين چند روش ارتباطي اكتفا كنيد.
خطكش انتقاد نه!بداخلاقها در مقابل انتقادها معمولاً بدترين و بيشترين واكنشهاي عصبي را از خودشان بروز ميدهند. اين نكته را گفتم تا به ياد داشته باشيد با اين آدمها نميتوانيد در موضع منطق قرار بگيريد و دانه دانه شروع كنيد به شمردن رفتارهاي زشتشان و در پايان هم انتظار تغيير داشته باشيد چون قطعا چنين اتفاقي نميافتد. بپذيريد اگر چنين روشي را در مقابل يك بداخلاق انتخاب كرديد بايد انتظار هر نوع رفتاري را از سوي او داشته باشيد چون بداخلاقها از اينكه انگشت اتهام يا انتقاد كسي سمت آنها نشانه رود به شدت متنفر هستند و در نهايت سرخوردگي، درماندگي و تحقير چيزهايي است كه نصيبتان ميشود.
اگر در مقابل يك بدخلق مستأصل شديد و راهي براي اصلاح و مقابله پيدا نكرديد ميتوانيد روي روشهاي عينيتسازي تكيه كنيد. در اين روشها شما بايد با رفتارتان آن هم به شكل غيرمستقيم به يك بداخلاق نشان دهيد كه حضور او و رفتارهاي زشتش چه تأثيري روي شما ميگذارد اما فراموش نكنيد نتيجه بخشي اين روش به شناخت ما از خودمان و تفاوتهاي رفتاري مان با يك بداخلاق متكي است و دقيقاً به همين دليل است كه توصيه ميكنم اگر قصد انتخاب اين روش را داريد بهتر است اول از خودتان سؤال بپرسيد «خود من چه ايرادها و نكات بد اخلاقي دارم كه باعث آزار اطرافيانم ميشود؟» پاسخ به اين سؤال صداقت كلام اطرافيان و رو راستي خودتان را ميطلبد چون تنها در اين صورت است كه شما ميتوانيد به فصل مشترك و تفاوتهاي رفتاريتان با يك بداخلاق پي ببريد.
معمولاً همه ما برخلاف تصورمان بعد از رسيدن به جواب اين سؤال مطمئن ميشويم كه نقاط مشترك بسياري با يك بداخلاق داريم اين نتيجه خوبي است چون كمترين اثرش اين است كه چون به فصلهاي مشتركي بين خودمان و يك بداخلاق رسيدهايم از موضع برتري و قدرت وارد گود اصلاح او نميشويم چون مطمئن شدهايم كه ما هم مثل او نياز به تغيير مثبت داريم.
چه چيز آزارمان ميدهد؟در قدم بعدي بهتر است در بين رفتارهاي خودمان دنبال رفتارهايي بگرديم كه باعث رنجش ديگران ميشود. اين كند و كاو رفتار دروني به ما اين كمك را ميكند تا بتوانيم در بين رفتارهاي بد آدمهاي مقابلمان هم راحتتر دنبال رفتارهايي بگرديم كه باعث آزارمان شده است.
بعد از مرحله شناخت عوامل آزار دهنده نوبت اين ميرسد كه خودمان براي تغيير رفتارهاي خودمان وارد عمل شويم و از يك دوست يا روانشناس براي تغيير رفتار بدخلقمان كمك بگيريم.
فراموش نكنيد كه در مرحله اول نكته مهمي كه بايد به آن ميرسيديم اين بود كه برخلاف تصورمان ما هم بدخلقيهايي داريم كه از آنها اطلاع نداريم و بهتر است پيش از آنكه ما هم به يك بدخلق غيرقابل تحمل تبديل شويم زودتر به داد خودمان برسيم؛ نكته دوم اين بود كه چون خودمان از اين رفتارها و عكسالعمل اطرافيان نسبت به آنها مطلع هستيم پس خودمان هم در اصلاح رفتارمان بهتر ميتوانيم كمك كنيم. براي تغيير رفتارهاي شخصي آزاردهندهمان بهترين راه حذف اين رفتارهاست اما چطور؟ پاسخ مشخص است؛ ببينيد رفتارهاي آزاردهنده چه زماني از شما بروز ميكند. مثلاً پدري ميگويد من زماني كه فرزندم بيش از اندازه شيطنت ميكند يا صحبت ميكند بدخلقيام شروع ميشود. در مقابل مديري ممكن است بگويد من وقتي زيرآبي رفتن كارمندم را ميبينم و نميتوانم مستقيم به او گوشزد كنم عصبي و بدخلق ميشوم؛ حتي همسري ممكن است بگويد من در مقابل زيادهخواهي يا كمتوجهي همسرم به شدت عصبي ميشوم و در اين شرايط است كه شروع به بدخلقي و بدقلقي ميكنم.
اگر شما با رفتارهاي اين چنيني و ساده شروع به بدخلقي ميكنيد نسبت به رفتارهاي بدتان اميدوار باشيد چون بداخلاقيتان هنوز به رفتارهاي ماندگار و ثابت شما تبديل نشده است؛ در واقع ميخواهم بگويم شما جزو دستهاي از مردم هستيد كه فقط كافي است عامل آزاردهنده را حذف كنيد يا ياد بگيريد در مقابل عاملي كه نميشود حذفش كرد چه عكسالعمل و خودكنترليهايي داشته باشيد در نتيجه بداخلاقي از رفتارهايتان حذف ميشود.
از يك پزشك كمك بگيريماولين و مهمترين نكتهاي كه در همين جاي موضوع لازم است بگويم اينكه در هر جاي مسير بدخلقي احساس كرديد به اصطلاح خودتان كم آوردهايد و به نتيجه نميرسيد بدانيد ديگر وقتش رسيده كه از يك روانشناس كمك بگيريد تا در ادامه مسير به شما كمك كند و اين جاي هيچ نگراني ندارد به هرحال تجربه يك روانشناس در مواجهه با حل اين مشكلات از شما بيشتر است.
از موضوع پرت نشويم در قدم بعد از شناختن عوامل محرك بدخلقي بايد ببينيم كدام يك از اين عوامل را ميتوانيم حذف يا اصلاح كنيم. اينكه شما به عنوان يك مدير زماني كه كم كاري كارمندتان را ميبينيد و نميتوانيد بيان كنيد در نتيجه بدخلقيتان را به ساير كارمندان تحميل ميكنيد نشان ميدهد كه شما اصلاً رشد عقلي مديريت را نداشتهايد چون صراحت كلام و شجاعت يكي از مهمترين اصول مديريت است؛ ياد بگيريد شما مدير هستيد و نه از موضع قدرت بلكه از موضع مسئوليت موظف هستيد كه به كارمندتان در مورد كمكاريهايش تذكر بدهيد و در مقابل از او انتظار توضيح و جبران داشته باشيد.
اگر همسري هستيد كه در مقابل زيادهخواهي همسرتان يا بالعكس در مقابل درك نكردن شرايطتان از سوي او عصبي ميشويد بهتر نيست از خودتان بپرسيد كه آيا واقعاً همسرتان از داشتهها و شرايط شما مطلع است و اينطور زيادهخواهي ميكند؟ آيا او از شرايط بد كاري شما كاملاً اطلاع دارد كه شما انتظار توقع داريد؟ در اين موضع معمولاً جواب نه است. ما در جايگاه همسري بلكه حتي در جايگاه مادر و فرزندي، معلم و دانشآموزي و حتي مدير و كارمندي هم نقيصههاي رفتاري و بياني داريم كه نميتوانند شرايط بد پيرامون ما را به طرف مقابلمان توضيح دهد پس انگشت اتهام اين نوع بدخلقيها هم اول سمت خودمان نشانه رفته است. ما وقتي نتوانستهايم از شرايط بد مالي و پساندازمان با همسرمان صحبت كنيم، وقتي نتوانستهايم با شهامت در مورد اوضاع بد اداره و روابط كاريمان با او صحبت كنيم چطور ميتوانيم انتظار داشته باشيم كه او شرايط ما را درك كند و ما بدخلقي نكنيم؟!
سؤال پرسيدنهاي چندجانبه در مورد مسائل و شرايطي كه باعث آزار شما و در نهايت بروز بدخلقي ميشود بهترين و سريعترين راه براي حذف بسياري از خلقيات بدرفتاري ماست به شرطي كه در اين سؤال پرسيدنها و ريشهيابيها جانب حق، عقل و انصاف را هم در نظر بگيريم. ما حتي در رسيدن به پاسخ سؤال عوامل آزاردهنده بايد حق و حقوق طرف مقابلمان را هم در نظر بگيريم. مثلاً اگر ميگوييم از بازي و سر و صداي كودكمان با دوستانش عصبي ميشويم بايد اعتراف كنيم كه اين نقيصه رفتاري ماست و در مقابل حق تمام و كمال با كودكمان است كه در اين سن و سال بازي كند پس بهتر است به فكر تغيير شرايط خودمان در آن لحظه باشيم. از خودتان پرسيدهايد كه آيا آزاردهنده بودن صداي بچهها دليل واقعياش اين نيست كه در شرايط مقابل آنها قرار داريد مثلاً درست زماني كه آنها بازي ميكنند شما مطالعه ميكنيد يا جدول حل ميكنيد؟ خب تغيير رويه بدهيد و درست در همين زمان شما هم يك فعاليت پرهيجان را انتخاب كنيد همانطور كه وقتي شما خواب هستيد بچهها قيد بازي كردنشان را ميزنند.
نسبت به جايگاه و شرايطتان واقع بين باشيدفراموش نكنيد يكي از مهمترين عواملي كه باعث بدخلقي ما ميشود موضع و جايگاهي است كه معمولاً در آن قرار داريم. بپذيريد كه ما هيچ برترياي نسبت به اطرافيانمان نداريم. بعضاً در پارهاي موارد حتي نسبت به آنها وظايف و حقوقي هم برعهده داريم كه بايد انجام دهيم. پذيرفتن اين اصل كمك ميكند كه كمي از موضع حق به جانب بودنمان كه ريشه بسياري از بدخلقيهاست فاصله بگيريم. فراموش نكنيد بدخلقها حتي در ظاهرشان هم انسانهاي آزاردهندهاي هستند. به اطرافيانتان اين فرصت را بدهيد كه هميشه آخرين تصويري كه از شما در خاطرشان ثبت ميشود تا ديدار بعدي تصوير يك چهره همراه با لبخند باشد. ما حق نداريم انرژي مثبت اطرافيانمان را كه در اين وانفساي زندگي به سختي به دست ميآورند با يك اخم يا تشر به كوهي از انرژي منفي تبديل كنيم؛ از همه مهمتر اينكه ما مسلمانيم و يكي از ويژگيهاي بارز ظاهري هر مؤمن در دين ما تبسم به لب داشتن عنوان شده است؛ پس مؤمن باشيد و مؤمن سيرت بمانيد.