
با وجودي كه آموزش و پرورش در دوره كنوني مديريت خود بيش از هر دوره ديگري بر توسعه مشاركتها تأكيد دارد، با اين حال منحصر كردن مشاركتها به زمينه سرمايهگذاريهاي مالي و حمايتهاي پولي از طرفي و نگاه سنتي به ارتباط ميان خانه و مدرسه، نقش انجمن اوليا و مربيان را در فرآيند تعليم و تربيت بياثر كرده است.
به طوري كه تجربه 67 ساله فعاليت انجمن اوليا و مربيان هم نتوانسته جايگاه آن را در فرآيند تعليم و تربيت ارتقا دهد.
اهداف مشخص شده براي انجمن اوليا و مربيان عبارتند از:
1- آگاهتر ساختن پدران و مادران و مربيان به معارف اسلامي در رابطه با مسائل رشد و پرورش كودكان، نوجوانان و جوانان با توجه به نيازهاي آنان از جهات مختلف معنوي، رواني، عاطفي، سياسي، اجتماعي و بهداشتي
2- تبيين مسئوليتها و تقويت احساس آن در اوليا و مربيان نسبت به مسائل پرورشيفرزندان
3-ايجاد و تقويت و تحكيم رابطه صميمي بين اوليا و مربيان از يك طرف و فرزندان از طرف ديگر
4- فراهم كردن موجبات تحكيم مباني شخصيت و تقويت خودآگاهي در كودكان، نوجوانان و جوانان
5- مطالعه و بررسي عللي كه موجب ناسازگاري يا عواملي كه مانع رشد بدني و روانيكودكان، نوجوانان و جوانان كشور شود و پيداكردن راههاي رفع علل و موانع بروز
6- آشنا ساختن اوليا به مسائل اقتصادي خانواده و جامعه و تخصصهاي ضروري و مورد نياز كشور جهت راهنمايي شغلي فرزندانشان و در نهايت نيز جذب امكانات و نيروهاي مردمي جهت مشاركت همهجانبه آنان در پيشبرد اهداف آموزش و پرورش جمهوري اسلامي ايران. با اين حال كمبودهاي آموزش و پرورش در حوزه بودجه و سرانه مدارس باعث شد كه مدارس براي رتق و فتق امور جاري خود دست به دامن جيب والدين دانشآموزان شوند و اين مسئله به مرور به يك روال لايتغير تبديل شد. از طرفي گسترش سياست كاهش وابستگي به درآمد نفتي و جذب سرمايههاي بخش خصوصي در جريان اداره كشور نيز سبب شد بسياري به تعميم اين سياست در تمام حوزههاي خدماتي و توليدي دست بزنند، هر چند قانون براي پرهيز از تسري برنامههاي خصوصيسازي در مورد برخي خدمات از جمله آموزش و پرورش تصريح داشت.
قرائت آموزش و پرورشي از مشاركت اوليا ادبيات اين تأكيد نشان ميدهد كه همچنان قرائت آموزش و پرورش از مشاركت، حمايتهاي مالي است كه اجباري و اختياري كسريهاي موجود در آموزش و پرورش را پوشش ميدهند. به عبارتي حاكميت اين نگاه يعني جايگاه تثبيت شدهاي در فرآيند تعليم و تربيت براي والدين و خانوادهها در نظر گرفته نشده است.
در عين حال پايبندي آموزش و پرورش به نقش والدين در تأمين نيازهاي مادي مدرسه، اعتماد عمومي را از مدارس به مرور كاهش داده است.
از سوي ديگر، تغيير نگاه به معلمي به عنوان يك شغل به جاي عشق و تأمين شغل براي بخش قابل توجهي از فارغ التحصيلان دانشگاهها (بهويژه خانم ها) از سوي آموزش و پرورش به عنوان يك وظيفه نانوشته همه و همه نقش انجمن اوليا و مربيان را دستخوش تغييراتي كرد. همچنين اصرار بر شيوه سنتي مشاركت اوليا در آموزش و پرورش و جلسات كسلكننده مونولوگ و بينتيجه به مرور از اعتبار انجمن اوليا و مربيان كاست و انگيزه شركت در اين جلسات را از والدين گرفت.
وقتي تنها نقش والدين در آموزش و پرورش تأمين نيازهاي مادي و پرداخت پول براي آب و برق و تعويض تختهسياه و نيمكت و تعميرات و نقاشي كلاسها و نصب پرده و دستمزد فراش و راه اندازي سيستم گرمايش و سرمايش و هوشمندسازي و راهاندازي امور جاري مدرسه خلاصه شود و والديني كه در دنياي كنوني هر دو شاغل هستند تن به اين پرداختهاي ريز و درشت و گاه و بيگاه بدهند ديگر حرمتي براي ساحت مشاركتي حضور اوليا در مدارس قائل نخواهند بود. در نتيجه مدرسه به يك نهاد خدماتي تبديل ميشود كه در ازاي پولي كه ميگيرد موظف به ارائه خدماتي است كه هرگونه كوتاهي در انجام آن قابليت پيگيري حقوقي پيدا ميكند. يعني تعريف يك رابطه سرد ميان خانه و مدرسه كه طبيعتاً اولين نتيجه آن شكنندگي در جريان تعليم و تربيت دانشآموز است.
اوليا و مربيان براي اوليا و مربيان تصميم بگيرندبازخواني اساسنامه انجمنهاي اوليا و مربيان بعد از گذشت بيش از 20 سال از تصويب اولين اساسنامه رسمي آن و تغيير نگاه سنتي به انجمن اوليا و مربيان ميتواند روند موجود را اصلاح كند.
برخي اظهارنظرها از سوي كارشناسان داخلي آموزش و پرورش و مديران مياني اين نهاد آموزشي و تربيتي از وجود چنين نگاهي گزارش دارند كه ميتواند بازنگري، تدوين و كاناليزه شود تا صورت اجرا به خود بگيرد.
مديران مياني آموزش و پرورش كه ارتباط نزديكتري با جريانات رايج در مدارس دارند و در نتيجه درك بهتري از مسائل مبتلابه دستگاه تعليم و تربيت دارند در برنامهريزيها و سياستگذاريهاي خود روي نقشآفريني مؤثر والدين در حوزههاي مرتبط حساب باز كردهاند. درخواست از والدين براي آموزش خودمراقبتي به دانشآموزان در حوزههاي بهداشتي و اجتماعي و آموزش عالي حقوق شهروندي و قانونمنداري از جمله اين موارد است كه گهگاه از والدين خواسته ميشود و بستر اين رشد فرهنگي و تربيتي مشاركت اولياي خانه و مدرسه است.
در اين راستا ميتوان از طرح دانشآموزان هميار پليس كه با همكاري راهنمايي و رانندگي، آموزش و پرورش و والدين اجرايي شد به عنوان نمونه موفقي از اين دست طرحها ياد كرد. همچنين برخي از كارشناسان معتقدند تدوين الگوي جامع مشاركت خانه و مدرسه تنها از طريق همفكري ميان كادر آموزشي و تربيتي مدارس و والدين امكانپذير است و اساسنامههاي تشريفاتي و از بالا به پايين، كاركردهاي عكس دارند.