بازیهای آسیایی 2014 اینچئون کرهجنوبی با وجود همه افت و خیزها، حاشیهها و موفقیتها و ناکامیهایش به پایان رسید و فرصتی دست داد تا در باره عملکرد کاروان اعزامی کشورمان به این بازیها گفتگوهای منصفانه و به دور از غرضورزی صورت بگیرد. در این میان به سراغ یکی از مسئولین شهرستانی یکی از رشته های مدال آور رفتیم. قایقرانی با کسب 9 مدال رنگارنگ رشته ای بود که علی رغم نامهربانی ها و کمبود ها در کره جنوبی درخشان ظاهر شد، رشته ای که خاستگاه اصلی آن استان های شمالی و جنوبی کشور است. صحبت های فرامرز آقایی رئیس هیئت قایقرانی بابلسر در این خصوص شامل حرف های نگفته ای است که الان بهترین فرصت برای رسیدگی به آن هاست.
وضعیت قایقرانان مازندرانی به عنوان یکی از قطبهای این رشته در کشور به چه صورت است؟
در حق این استان جفا شد. امین بوداغی، پژمان دیوسالار، فرزین اسدی و... در دوره قبل مدال گرفته بودند. شیما جباری نایب قهرمان آسیاست، اما به خاطر اینکه مربی از تهران بود، حق بچههای ما را خوردند. چرا؟ چون مازندران بدون مسئول بود. آقای مدیرکل کجا آمد از حق این بچهها دفاع کند که چرا این بچهها را نبردید؟ هیچکس از بچههای قایقرانی دفاع نکرد. معلوم است حقشان را میخورند. وقتی امین بوداغی قهرمان آسیا و المپیک شد، به اینجا آمد و میخواست تا تهران برود، کرایه ماشینش را نداشت. بقیه هم همینطور. یک پارو و یک قایق ندارند. ده بار استعلام کردیم. وقتی مسئول نداریم از ما دفاع کند همینطور هم میشود. بودجه سایت قایقرانی چندین سال دائماً آمد و رفت و کسی نبود پیگیری کند. رفتیم پیگیری کردیم و تمام قهرمانها و خبرنگارها را آوردیم و اینها را در مقابل عمل انجامشده قرار دادیم، حالا هم نصفه کاره رها شده است.
چرا؟
چون شورای شهر قبلی بابلسر اذیت و آزارمان میکرد. هنوز هم در این شهر یک نفر نیست به حرف ما رسیدگی کند. اسکله خانمها و آقایان اینجا را باید سرپوشیده کرد که بچههای مردم در زمستان و تابستان اذیت نشوند. اینجا را سرپوشیده کنیم تا جوانها بیایند، نهتنها از خود استان که تیمهای دیگر شهرستانها بیایند و از اینجا استفاده کنند.
نه شورای شهر، نه شهردار و نه فرماندار هیچکدام توجهی نمیکنند، اما برای کشیدن قلیان و کافههای سنتی لب رودخانه بهسرعت و بهراحتی مجوز میدهند و با آنها همکاری میکنند، ولی ما که میخواهیم برای ورزشکارانمان سالن بدنسازی و سونا بزنیم، یک قطعه زمین به ما نمیدهند. هیچ جایی نمیدهند که بچههای مردم بروند و در آنجا تمرین کنند. اصحاب رسانه بیایند و ببینند بچههای ما با چه وسایل ابتدایی دارند قایقرانی میکنند. بچههای ما بیمه نیستند. بیایید بچههای تیم ملی را بیمه کنید و اگر مثلاً دو سال در تیم ملی بوده است، همین جزو بیمهاش حساب شود.
این مشکل منحصر به قایقرانی نیست. همه ورزشها از این بابت در رنجاند.
همینطور است.
همه این مشکلاتی که میفرمایید درست، ولی نتیجهای که قایقرانی در بازیهای آسیایی گرفت در مقایسه با سایر رشتههای اعزامی به مسابقات نشان میدهد فدراسیون دارد با برنامهریزی عمل میکند. از این جنبه چه تحلیلی دارید؟
امینی آدم توانایی است، اما اینجا یک اما دارد. امایش هم این است که وزیر ورزش و جوانان باید بودجهها را به نسبت عملکرد فدراسیونها تخصیص بدهند، نه اینکه به فوتبالی که به ویتنام فکسنی باخت، این همه بودجه بدهد، اما به قایقرانی که نُه مدال رنگارنگ آسیایی را کسب کرده است، بودجه کافی برای تأمین ابتداییترین تجهیزات و امکانات را ندهد. اگر سر سوزنی به قایقرانی مازندران توجه کنند و به وسایل اولیه قایقرانی مازندران برسند، هر تعهدی که بخواهید میدهم که افتخارات قایقرانان ما چندین برابر خواهد شد. همین حالا با نداشتن امکانات قایقرانی مازندران در سطح کشور مقام اول را دارد. اگر اندکی به قایقرانی توجه شود، به شما قول میدهم قهرمان بلامنازع المپیک خواهد بود. بچههایی داریم سرشار از استعداد و غیرت. بیایید و تمریناتشان را نگاه و با اینها زندگی کنید تا ببینید چه بچههای باغیرتی هستند، اما در این میان اماهای زیادی هست. چه کسی باید این اماها را حل کند؟ نمیدانم.
ناخدا امینی با برنامه آمدند و آدم کاری و دلسوزی هستند که در این مدت کوتاهی که آمدند بیش از این نمیشد کاری کرد، چون چندین سال طول میکشد تا کسی قایقران شود. اگر این بچهها رفتند و مدال آوردند کار من، این و آن نیست، بلکه خودشان با جان و دل زحمت کشیده و غیرت به خرج دادهاند. غیرت ایرانی و غیرت مازندرانی. از هر متخصصی که میخواهید بپرسید. اگر به ورزش مازندران برسند، نه فقط در قایقرانی که در هر ورزشی حرف اول را نهتنها در ایران که در آسیا و جهان میزند، ولی متأسفانه سرمایههای ما دارند از دستمان میروند گوش هیچکسی بدهکار نیست.
یعنی حرف شما این است که آنچه دستاورد قایقرانان ما از بازیهای آسیایی بود، زحمت خودشان بود؟
حرفهایی را که زدم عین حقیقت است. کسی به ورزش و بچههای مردم نمیرسد. منِ آقایی بچههای مردم را پله کردهام که خودم را بالا بکشم. والله دلسوز کم هست. باید دستهای قوی در رأس کار بیایند که دلسوز باشند. بیایید وضع ورزشکارها ـ مخصوصاً بچههای قایقرانی ـ را ببینید. دل آدم پاره پاره میشود. در هوای سرد و آب یخ روزی سه نوبت باید تمرین کنند. تمریناتشان هم طاقتفرساست.
بچهها در همین بابلسر تمرین میکنند؟
بله، در همین بابلسری که از داشتن ابتداییترین وسایل قایقرانی محروم است.
آیا قایقرانی از نیروهای کاربلد خودش برای پیشرفته این رشته مدالآور بهره گرفته است؟
حرفم همین است که چرا گذاشتید سرمایههای بزرگ قایقرانی نظیر هدایتی بهسادگی از دستتان برود؟ منِ فرامرز آقایی فکسنی که سر و ته قایق را از هم تشخیص نمیدهم گذاشتید اینجا و کردید مسئول و نادر هدایتی را که ذخیره، سرمایه و گنجینه قایقرانی است کنار گذاشتید و یا یاسر هدایتی با آن وضعیت میدان را ترک کرد؛ همینطور هادی ذاکری و آقاجانی.
نیامدید و از آن همه علم و تجربه آنها استفاده نکردید. چرا؟ چه کسی باعث شد؟ بیایید و ریشه امثال مرا بزنید و نگذارید امثال ما با وجود چنین سرمایههای عظیمی همهکاره قایقرانی شوند. کل ورزشها را میگویم. کسانی که مسئولیتهای کلان را به عهده دارند، اکثراً کننده کار نیستند و نمیدانند چه امکاناتی باید در اختیار ورزشکاران قرار بگیرد و همان بودجههای اندک را هم با ندانمکاری هدر میدهند. هر ورزشی که کننده کار مسئول است، موفق میشود...
پس باید از خود ورزشکاران و خانوادههایشان تجلیل شود، نه مسئولان!
قرار است جشنی بگیریم و از پدران و مادرانی که با این شرایط به ما اعتماد کرده و فرزندانشان را به دست ما سپردهاند. تقدیر و تشکر کنیم. خدا میداند این ورزشکاران با چه امکانات اندکی و با چه عشق و پشتکاری تمرین میکند. آیا شایسته تقدیر و تشکر نیستند؟
در این میان وظیفه مسئولین امر را چه میدانید؟
آقای رئیس تربیتبدنی! آقای صدا و سیما! آقای روزنامهنگار! آقای مدیرکل! پشت میز نشستن آن هم در سالی که حضرت آقا آن را سال عزم ملی و مدیریت جهادی اعلام کردهاند، رواست؟ این کاری که میکنید مدیریت جهادی است؟ مدیریت جهادی مد نظر حضرت آقا یعنی اینکه از پشت میزهایتان بلند شوید و به میدان بیایید. آقای رئیس تربیتبدنی که از صبح تا شب در ادارهات نشستهای. آنجا چه خبر است؟ بیا برو در باشگاهها بگرد و ببین چه هست و چه نیست؟ دارند چه کار میکنند؟ این میشود عزم ملی و مدیریت جهادی؟ پشت میز که خبری نیست. اگر دلت برای مردم میسوزد، حقوقی که میگیری باید حلال باشد یا نه؟ ما مسلمان هستیم. حلال و حرامی در کار است. خرجی که ندارد. روزی یکی دو ساعت برو به باشگاه و هیئتی سر بزن و ببین در آنجا چه خبر است؟ ببین دارند چه کار میکنند؟ اما کو گوش شنوا؟ هر وقت هم که سراغشان را میگیری، آقا کجاست؟ جلسه. از این جلسهها برای ورزش ما چه چیزی در آمده است؟ کدام جلسه؟ جلسه صبحانه؟ سمیناهار؟! یا جلسه شام؟ خروجی این جلسات چیست؟
مسئولیت گرفتن خیلی راحت است، ولی انجام دادنش کار دارد. فرامرز آقایی به لحاظ مسلمانی درب و داغونترین آدم روی زمین، ولی باباجان! همه ما دو رکعت نماز میخوانیم و ادعای مسلمانی میکنیم. رواست که بچههای مردم هی بیایند و بیبرنامه تمرین کنند و بروند و فرصتها، استعدادها و عمرشان تلف شود و وقتشان به بطالت بگذرد؟ چه کسی باید جواب بدهد؟ شاگرد که سر کلاس میآید، وقتی معلم درس ندهد یا بلد نباشد درس بدهد چه میشود؟
عمر و وقتش هدر میرود.
و السلام! آیا آن معلم باید جوابگو باشد یا نه؟ آقای رئیس! تو مسئولیت گرفتهای. اینها همه زیرمجموعه تو هستند. نباید از مربی حساب پس بکشی؟ مردم به تو اعتماد کرده و بچههایشان را به تو سپردهاند. تو چه کردی؟
وضعیت مربیها چگونه است؟
مربیهای بابلسر در سطح کشور درجه یک هستند. هشت سال است رئیس هیئت قایقرانی بابلسر هستم. دریغ از یک ريال حقوق برای این مربیها. دارند با صفر کمک میکنند که سقف اینجا پایین نیاید. تکتک گفتههایم را میتوانید چک کنید. به هر کسی بگویید میگوید مگر در این وضعیت کسی میآید مفتی کار کند؟ بله که میآید. دلش به حال بچههای مردم و ورزش مملکت بسوزد البته که میآید، ولی وظیفه ما به عنوان مسئول چیست؟ من و شمایی که این حرفها را میزنیم با کلمه ایثار آشنا نیستیم، ولی نادر و یاسر هدایتی، مهیار بهرامی، خانم لیلا پورتقی، خانم هدی صمدنژاد، ذاکری، ایمان پورعزیز و... با کلمه ایثار و از خودگذشتگی آشنا هستند. ماییم که خبر نداریم. اینها سرشار از معرفت، محبت و از خودگذشتگی هستند. با اینها صحبت کنید که ببیند چقدر منش بزرگی، افتادگی و معرفتی دارند.
و حرف آخر؟
از اینکه به من فرصت دادید بخشی از مشکلات این بچهها را مطرح کنم، متشکرم. به خدا فقط باید کمی وقت برایشان گذاشت. خرج آنچنانی هم ندارد و بهراحتی میشود به این بچهها کمک کرد که بهترین نتایج را بگیرند و برای همه زندگی و شرایط قشنگی را رقم زد. نمیدانم چرا امثال من دنبال قشنگی نیستیم؟ خدا همه چیز به ما داده است، ولی دنبال قشنگیهایی از این قبیل نیستیم.