کد خبر: 679517
تاریخ انتشار: ۱۶ مهر ۱۳۹۳ - ۱۴:۳۵
گذري بر پيشينه ديني و تاريخي يكي از كشورهاي حوزه بيداري اسلامي
علي احمدي فراهاني

 

برحسب نقل تواريخ معتبر، در قرون پيش از ميلاد مسيح، تونس به ‌وسيله فنيقي‌ها، كارتاژها و رومي‌ها اداره مي‌شد. تسلط رومي‌ها بر تونس تا قرن پنجم بعد از ميلاد ادامه داشت و در اين تاريخ و اندالهسا و در قرن بعد دولت بيزانس، بر آن مسلط شدند. در قرن هفتم ميلادي (قرن اول هجري) اعراب مسلمان همزمان با بسط اسلام در سراسر آفريقاي شمالي، اين سرزمين را نيز ضميمه خلافت خود ساختند. تسلط اعراب بر تونس با حدود نيم قرن جنگ خونين با مردم محلي و دولت بيزانس به دست آمد. در سال 698م. اعراب به‌طور كامل بر تونس استيلا يافتند. از همان زمان شورش‌هاي مردم اين سرزمين آغاز شد و تا قرن بعد ادامه يافت و خلفايي كه تحت تسلط خلفاي عرب، بني‌اميه و سپس بني‌عباس بودند در آن حكومتي را تشكيل دادند كه به سلسله «مُهَلَّبي» مشهورند. پس از مرگ آخرين پادشاه اين سلسله، بار ديگر شورش‌ها آغاز شد. سرانجام ‌هارون‌الرشيد خليفه وقت اعراب، «ابراهيم بن اغلب» را به امارت اين ناحيه منصوب كرد. وي در سال 1800 سلسله اغالبه را بنيان نهاد كه تا بيش از يك قرن ـ تا 909 ميلادي ـ دوام يافت. در اين دوران خلفاي فاطمي كه بعداً بر قسمت‌هايي از نواحي شمال افريقا سلطه يافتند تونس را تحت تصرف خود در‌آوردند و خلفاي دست‌نشانده خويش را در آنجا مستقر ساختند.

در سال 1050م. يكي از خلفاي تونس ـ كه حكمران يكي از ايالات امپراتوري فاطمي محسوب مي‌شد ـ عليه فاطميان شورش كرد، ولي فاطميان چند صد هزار نفر را به مقابله او فرستادند و قيام وي را سركوب كردند و خود حكومت تونس را به دست گرفتند و اين سرزمين را به چند كشور كوچك تجزيه كردند. تا سال 1207م. تونس وضع آشفته‌اي داشت. در اين تاريخ سلسله حفصيون بنيان نهاده شد كه بيش از سه قرن تا سال 1574م. / 981ﻫ. ق دوام يافت. در زمان اين سلسله اقدامات اصلاحي فراواني انجام گرفت. در اواخر سلسله حفصيون، تونس به حدي ضعيف شد كه اسپانيولي‌ها قصد تصرف آن را كردند، ولي تركان عثماني بر آنها پيشدستي كردند و خيرالدين بار باروسا شهر تونس را گرفت و پس از تحولاتي، بالاخره تونس به صورت يكي از ايالات تابعه دولت عثماني در‌آمد.

حكمرانان تونس تحت سلطه تركان عثماني، «پاشا» ناميده مي‌شدند و زير نفوذ دولت عثماني بودند. از اواخر قرن هفدهم ميلادي، سلطه عثماني بر اين سرزمين سست شد. در سال 1705م. يكي از رهبران ترك نيروهاي نظامي عثماني در تونس به نام «حسين بن علي تركي» منصب رهبري اين كشور را به دست گرفت و بنيان‌گذار سلسله حسيني شد. در قرن هجدهم و اوايل قرن نوزدهم ميلادي، تونس رونق اقتصادي فراواني يافت. از اوايل قرن نوزدهم، دخالت‌هاي دول اروپايي، به‌خصوص اسپانيا و فرانسه در امور دولت و كشور تونس تا حد زيادي بالا گرفت و خصوصاً دولت فرانسه با انعقاد قراردادهاي مختلف، موجبات سلطه خود را بر آن فراهم آورد.

در سال 1881م. فرانسه به تونس لشكر كشيد و حاكم وقت تونس را ـ كه هنوز يكي از ايالات عثماني بود ـ مجبور به عقد قرارداد «باردو» كرد كه به موجب آن، اين سرزمين تحت‌الحمايه فرانسه قرار گرفت. از اين دوران اداره واقعي كشور، در دست نماينده مقيم دولت فرانسه بود و باي (لقب حاكمان تونس) رياستي تشريفاتي داشت. در سال‌هاي پس از جنگ جهاني اول نهضت دستور در تونس، كه خواهان خودمختاري بود، عملاً توسط فرانسويان سركوب شد. در سال‌هاي نزديك به جنگ جهاني دوم، تونس در معرض تهديد ايتاليا قرار گرفت و در سال 1942، تونس تبديل به يك جبهه جنگ در نبردهاي افريقاي شمالي شد. پس از پايان جنگ جهاني دوم، كوشش‌هاي آزادي‌خواهان تحت لواي احزاب «متحد دستور» و «نئو دستور» براي خودمختاري و سپس استقلال شدت بيشتري گرفت كه سرانجام منجر به آن شد كه فرانسه در سال 1955 به تونس در كليه امور داخلي خودمختاري بدهد و پس از آن در سال بعد در ماه مارس تونس كاملاً مستقل و رهبر حزب نئو دستور حبيب بورقيبه، نخست‌وزير كشور پادشاهي مشروطه تونس شد. در سال 1957 رژيم سلطنتي ملغي و جمهوري جايگزين آن و همچنين پست نخست‌وزيري نيز ملغي شد. در اين زمان نيز، حبيب بورقيبه به رياست جمهوري انتخاب شد.

در سال 1961 درگيري‌هايي ميان تونس و فرانسه بر سر پايگاه نظامي بيفررت واقع در خاك تونس ـ كه به فرانسه تعلق داشت ـ رخ داد و منجر به تخليه اين پايگاه در سال 1963 از سوي فرانسه شد. حبيب بورقيبه ديكتاتور بلامنازع تونس در سال 1975 خود را رئيس مادام‌العمر ناميد و با شدت بيشتري به سركوب خلق محروم كشور ادامه داد. از آغاز استقلال تونس تاكنون اين كشور همواره روابطش با ليبي تيره بود و ليبي هميشه متهم به دخالت در اوضاع داخلي تونس شده است. در نوامبر 1987 راديو تونس بيانيه‌اي را پخش كرد كه طبق آن زين‌العابدين بن‌علي نخست‌وزير كشور، خود را رئيس‌جمهور و فرمانده كل قوا اعلام و بورقيبه رئيس‌جمهور آن كشور را از كار بركنار كرد. بن‌علي در همان روز كودتاي خويش، تركيب دولت را تغيير داد و تعدادي از نزديكان بورقيبه را ممنوع‌الخروج اعلام كرد! بر حسب اين تغييرات اكثريت وزراي كابينه در پست‌هايشان ابقا شدند. بركناري بورقيبه و روي كار آمدن بن‌علي در تونس، واكنش‌هاي مختلفي را چه در داخل و خارج از تونس در پي داشت كه در اين ميان جنبش نجات اسلامي از بركناري بورقيبه استقبال كرد و آن را يك اقدام مثبت و تاريخي ناميد كه به دوره‌اي از استبداد در تونس پايان مي‌دهد. ديكتاتوري چند دهه‌اي بن‌علي، با قيام مردم مسلمان و به پاخاسته تونس سرنگون شد و اين حركت به مبدأ بيداري اسلامي در كشورهاي اسلامي مبدل گشت. هرچند كه تلاش‌ها و سرمايه‌گذاري‌هاي كانون‌هاي قدرت جهاني و دول استعماري براي نفوذ به محدوده حاكميت تونس همچنان ادامه دارد، اما به نظر نمي‌رسد كه آنان بتوانند سلطه خويش را مانند گذشته به اين كشور تحميل كنند.

اسلام در تونس

به همراه بسط و توسعه اسلام و متعاقب آن لشكركشي‌هاي مسلمانان به اروپا، مسلمين از منطقه خاورميانه و مصر به كشورهاي شمال افريقا از جمله تونس راه پيدا كردند و در اين منطقه سكونت يافتند. به اين ترتيب در حال حاضر اكثريت قريب به اتفاق مردم تونس را مسلمانان تشكيل مي‌دهند كه غالباً متعلق به مذهب مالكي هستند. البته پيروان مذهب حنفي نيز، به دليل حضور چند صد ساله تركان عثماني در اين كشور، جمعيتي را تشكيل مي‌دهند. غير از مسلمانان از پيروان اديان مسيحيت و يهود نيز، اقليت‌هايي در تونس ساكن‌اند. فعاليت‌هاي ميليون‌ها مسيحي از سال 1875 با انجام امور عام‌المنفعه در تونس آغاز شد و از سال 1880 جنبه مذهبي به خود گرفت. صحنه فعاليت مبلغان مسيحي در تونس، بسيار گسترده بود و از فرا‌گرفتن زبان عربي تا مشاركت در مسائل فرهنگي و جذب جوانان، نويسندگان، شعرا و ادباي تونس گرفته تا حمايت‌هاي سياسي و مالي از گروندگان به مسيحيت را شامل مي‌شود. با اين همه اسلام به عنوان ديانت متداول و غالب در تونس مطرح و به‌‌رغم تمام كوشش‌هايي كه از طرف واتيكان و سايرين براي جذب مسلمين تونس به دين مسيح انجام شده، به خاطر غناي اسلام، اين تبليغات مثمرثمر واقع نشده است. به هر حال به علت كمي تعداد پيروان ساير مذاهب، اختلافات مشهودي در بين ايشان و مسلمانان ديده نشده است و ظاهراً اين اقليت‌ها در كمال آسايش و امنيت، در تونس به زندگي خود ادامه مي‌دهند.

به دليل تسلط سياسي و نظامي 100 ساله فرانسه، تونس از تأثيرات فرهنگي اين تسلط بي‌نصيب نمانده و اين تأثيرات به‌خصوص در شهرهاي بزرگ و پايتخت آن مشهود است. حضور سالانه بيش از دو ميليون توريست اروپايي و مهاجرت‌ها و رفت و آمدهاي تونسي‌ها به كشورهاي غربي نيز، همگي در رشد مظاهر فرهنگ غربي مؤثر بوده و هست. با اين همه و به‌‌رغم همه اين عوامل، اعتقادات مذهبي و گرايش‌هاي اصيل مردم، به‌ويژه در دهه‌هاي اخير كه تمامي جهان اسلام تحت تأثير عوامل مختلف از جمله پيروزي انقلاب اسلامي مردم ايران، دچار تحرك شده و قوام و نمود بيشتري يافته و بالطبع حضور آن در جريانات اجتماعي و سياسي تونس نيز محسوس‌تر گشته است. در چند دهه اخير توجه به اسلام اصيل در بين اقشار جامعه از جمله دانشجويان فزوني يافته، تا جايي كه موجب تشكيل احزابي توسط مسلمانان شده است. نمونه اين گروه‌ها، حزب غيررسمي «‌النجاه‌الاسلامي» بود كه به رهبري «راشد الغنوشي» و «عبدالفتاح» خواستار ايجاد حكومت و تشكيلاتي اسلامي براي اداره امور كشورشان شدند و براي دست يافتن به اين هدف روشن، مبارزات سياسي و پارلماني را برگزيدند. واضح بود كه تمايلات اين جنبش به دليل مغايرت با اصول غرب‌گرايي و اعتقاد به جنبه‌هاي ديني براي حكومت از يك طرف و لائيك بودن حكومت وقت تونس از طرف ديگر، مورد تأييد مقامات تونس نبود و جنبش نجات اسلامي با ساير حركت‌هاي فردي و جمعي تونسي‌ها در جهت اتخاذ مذهب، با مخالفت شديد دولت بن‌علي مواجه شد و رهبر اين جنبش سال‌ها زنداني و تحت نظر نيروهاي امنيتي بود و نهايتاً از اين كشور تبعيد گشت. مهم‌ترين حوزه علميه تونس مدرسه زيتونه بود كه بعداً تبديل به دانشگاه معارف ديني دانشگاه تونس شده است. با اين همه، وجود مراكز خاص براي تعليم علماي دين، از آن روي كه تحت تأثير عوامل مختلف از جمله نظارت مستقيم دولت بر امور مذهبي بوده است، چندان ملموس نبود. پس از سقوط ديكتاتوري بن‌علي، براي فعاليت گروه‌ها و مدارس اسلامي، فضايي مساعد به وجود آمده است، فضايي كه بايد بادقت و توجه دقيق علماي دين، هدايت گشته و اصالت آن با تحركات فرقه‌هايي چون وهابيت، مخدوش نشود.

تشيع در تونس

حركت گرايش به تشيع در تونس از سال 1973 توسط دكتر محمد التيجاني السماوي در منطقه قفصه در جنوب‌غربي كشور آغاز شد و طي ساليان دراز تاكنون اين حركت وجود دارد و جمعيتي توسط ايشان به مذهب تشيع گرويده‌اند. در اطراف پايتخت تونس نيز تعدادي از تحصيلكرده‌ها در شهرهاي قيروان، سوسه و قابس مذهب مالكي را كنار گذاشته و به تشيع گرويده‌اند. هم‌اكنون حدود 20 هزار شيعه اثني‌عشري در تونس وجود دارد. حركت شيعه شدن در تونس عمدتاً بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ايران شروع شده است و اكثراً قشر جوان را در‌بر‌مي‌گيرد، ولي با اين همه به دليل جو رعب و وحشت كه توسط نيروهاي امنيتي در مورد گروه‌هاي شيعي صورت مي‌گرفت، شيعيان معمولاً مجبور مي‌شدند اجتماعاتشان را در خفا انجام بدهند. پس از سقوط بن‌علي در تونس، تلاش فراواني صورت مي‌گيرد كه از فضاي پيش آمده براي باليدن و توسعه تشيع در تونس بهره‌برداري نشود. دراين ميان و به طور ويژه، وهابيون براي جلوگيري از قدرت گرفتن تشيع در تونس برنامه‌هاي منسجمي را به اجرا گذارده و مي‌گذارند.

مروري بر زندگي و آراء نماد تشيع در تونس

دكتر سيد محمد تيجاني سماوي، از پايه‌گذاران و مروجان شيعه در تونس، در شهر «قفصه» در جنوب اين كشور به دنيا آمد. پس از گذر از ايام طفوليت، به كشورهاي عربي مسافرت كرد تا بتواند بر دانش خود بيفزايد. در مصر، علماي الازهر از او خواستند كه در آنجا بماند و طلاب اين دانشگاه را، از دانش فراوان خود بهره‌مند سازد، اما او نپذيرفت. وي پس از آن دوره در سفري به عراق و در پي مباحثات فراوان با علماي شيعه اماميه، مذهب تشيع را برگزيد و هم‌اينك درجهان، از مروجين تشيع شناخته مي‌شود و كتاب‌هايي را نيز در اثبات حقانيت اين مذهب تأليف كرده است. او در بخشي از كتابش مي‌گويد: «‌شيعه ثابت قدم بوده و صبر كرده و به حقّ تمسك كرده است... من از هر عالمي تقاضا دارم كه با علماي شيعه مجالست كرده و با آنان بحث نمايد، كه به طور قطع از نزد آنان بيرون نمي‌آيد جز آن كه به مذهب آنان كه همان تشيع است، بصيرت خواهد يافت... آري من جايگزيني براي مذهب سابق خود يافتم و سپاس خداوند را كه مرا بر اين امر هدايت نمود و اگر هدايت و عنايت او نبود، هرگز بر اين امر هدايت نمي‌يافتم! ستايش و سپاس خدايي را سزاست كه مرا بر فرقه ناجيه راهنمايي كرد؛ فرقه‌اي كه مدت‌ها با زحمت فراوان در پي آن بودم. هيچ شك ندارم هر كس به ولاي علي و اهل بيتش تمسك كند به ريسمان محكمي چنگ زده كه گسستني نيست. روايات پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ در اين مورد بسيار است، رواياتي كه مورد اجماع مسلمين است. عقل نيز به تنهايي بهترين راهنما براي طالب حق است... آري، جايگزين را يافتم، و در اعتقاد به امير‌المؤمنين و سيد‌الوصيين امام علي بن ابيطالب ـ عليه‌السّلام ـ به رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ اقتدا كردم و نيز در اعتقاد به دو سيد جوانان اهل بهشت و دو دسته گل از اين امت امام ابو محمّد حسن زكي و امام ابو عبدالله حسين و پاره تن مصطفي خلاصه نبوت، مادر امامان و معدن رسالت و كسي كه خداوند عزيز به غضب او غضبناك مي‌شود، بهترين زنان، فاطمه زهرا. به جاي امام مالك، با استاد تمام امامان امام جعفر صادق ـ عليه السلام ـ و 9 نفر از امام معصوم از ذريه حسين و امامان معصوم را برگزيدم...‌». او بعد از ذكر حديث «باب مدينه العلم» مي‌گويد: «چرا در امور دين و دنياي خود از علي ـ عليه السّلام ـ تقليد نمي‌كنيد، اگر معتقديد كه او باب مدينه علم پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ است؟ چرا باب علم پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ را عمداً ترك كرده و به تقليد از ابو‌حنيفه و مالك شافعي و احمد بن حنبل ابن تيميه پرداخته‌ايد، كساني كه هرگز در علم، عمل، فضل و شرف به او نمي‌رسند؟ آنگاه خطاب به اهل سنت نموده مي‌گويد: «‌اي اهل و عشيره من! شما را به بحث و كوشش از حق و رها كردن تعصّب دعوت مي‌كنم، ما قربانيان بني‌اميه و بني‌عباسيم، ما قربانيان تاريخ سياهيم. قرباني‌ها‌ي جمود و تحجر فكري هستيم كه گذشتگان براي ما به ارث گذاشته‌اند. او آثاري در دفاع از تشيع عرضه كرده كه برخي از آنها عبارت از: ثم اهتديت، لأكون مع الصادقين، فاسألوا أهل الذكر، الشيعه هم أهل السنه، اتقوا الله يا قومنا أجيبوا داعي الله، كه به زبان‌هاي ديگر از جمله فارسي نيز نشر يافته است. تيجاني از حاميان شاخص نظام جمهوري اسلامي، حضرت امام خميني و رهبر معظم انقلاب حضرت آيت‌الله العظمي خامنه‌اي است و هماره در تمامي گفتار‌ها و مصاحبه‌هاي خويش، بدين امر مباهي بوده است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها