امريكاييها به قانون اساسي خود 10 متمم اضافه كردند كه در مجموع به منشور حقوق ايالات متحده امريكا شهرت دارند. اولين متمم از اين دهگانه به آزادي بيان اشاره دارد. از اين رو است كه امريكاييها خود را پرچمدار آزاديبيان در جهان معرفي ميكنند؛ شعاري كه با واقعيتهاي جاري در اين كشور منافات دارد.
يكي از چالشهاي اين آزادي بيان امريكايي، سانسور و توقيف برخي از كتابها در اين كشور است. هر ايالت در امريكا ميتواند به طور مستقل اقدام به توقيف يا سانسور كتاب كند، به همين دليل امكان اين وجود دارد كه كتابي در يك ايالت ممنوع و در ايالت ديگر آزاد باشد. حال فرض كنيد اگر به عنوان يك مسافر بخواهيد با كتابهاي مورد علاقهتان از يك ايالت به ايالت ديگر برويد با چه مشكلاتي روبهرو خواهيد شد.
در سال 1982 با اوجگيري سختگيريها عليه انتشار كتاب و افزايش بيسابقه توقيف و سانسور كتابها، حركتي با عنوان «هفته كتابهاي سانسوري» شكل گرفت كه از آن سال به بعد در هفته آخر ماه سپتامبر هر سال با برگزاري مراسمهاي مختلفي ضمن معرفي كتابهاي سانسور شده، خواستار رفع اين محدوديتها ميشوند. هفته كتابهاي سانسوري در قالب يك حركت اجتماعي در آمده و با دعوت از تشكلهاي فرهنگي ديگر اقدام به مبارزه با سانسور كتاب در امريكا ميكند. به عنوان مثال «ائتلاف ملي عليه سانسور (NCAC) » و شوراي ملي معلمان انگليسي (NCTE) از جمله ديگر نهادهايي هستند كه مبارزه عليه سانسور و توقيف كتاب را در كشوري كه مدعي آزادي بيان است، دنبال ميكنند.
شوراي ملي معلمان انگليسي در سال 1911 آغاز به كار كرده است. اين شورا از سال 1950 يعني بيش از 64 سال است كه براي مبارزه با سانسور كتابهاي آموزشي در حال تلاش است. كميته ملي كتابهاي سانسوري براي سال 2014 اعلام كرده است كه ميخواهد روي كميكها و رمانهاي تصويري تمركز و تأكيد كند. طبق اعلام اين كميته، رمانهاي تصويري به رغم ارزشهاي ادبي خود اغلب در معرض سانسور هستند.
طبق اعلام «هفته كتابهاي سانسوري» 10 عنوان كتابي كه در سال 2013 بيشترين ميزان سانسور در امريكا عليه آنها اعلام شده است، به اين شرح است:
1- كاپيتان زير شلواري، كميك رمان سريالي براي گروه سني كودكان، نوشته ديو پيلكي كه در ايران نيز ترجمه و منتشر شده است. در خلاصه داستان اين كتاب آمده: جورج و هارولد دو پسر بچه شيطاني هستند كه مدير مدرسهشان دنبالِ بهانهاي است تا آنها را تنبيه كند. در ضمن آنها سوپرقهرماني خلق كردهاند به اسمِ كاپيتان زيرشلواري كه از همۀ سوپرقهرمانهاي تاريخ بهتر و باحالتر است. شخصيت واقعي كاپيتان يك راز بزرگ است؛ رازي كه هرگز نبايد برملا شود. اين كتاب در امريكا طبقهبندي سني شده و به دليل خشونت دچار سانسور شده است!
2- رمان آبيترين چشم، نوشته توني موريسون، نويسندهاي سياهپوست كه برنده جايزه نوبل 1993 و جايزه پوليتزر 1988 ميباشد. اين كتاب در مورد دختر سياهپوستي است كه به دليل صورت زشتش كسي او را دوست ندارد. موريسون در اين كتاب به تبعيض جنسيتي در امريكا اشاره ميكند. اين كتاب به دليل خشونت، بيان جنسي صريح و زبان تهاجمي زير تيغ سانسور رفته است. اين كتاب در ايران منتشر شده است.
3- خاطرات كاملاً واقعي يك سرخپوست پارهوقت، نوشته شرمن الكسي نويسنده سرخپوستي است كه از شهرت جهاني نيز برخوردار است. اين كتاب داستان زندگي آرنولد اسپيرنت جونيور نوجوان سرخپوستي است كه ميخواهد به منطقه سفيدپوستنشين برود و در مدارس آنها تحصيل كند. اين كتاب در امريكا به دليل نژادپرستي، مواد مخدر، الكليسم، كلمات جنسي صريح و سيگار در امريكا ممنوع و سانسور شده است. جالب اينجاست كه اين كتاب نيز در ايران منتشر شده است.
4- پنجاه سايه خاكستري، نوشته اي. ال. جيميز نويسنده انگليسي است كه بر اساس آن فيلمي نيز توليد شده است. اين كتاب رابطه عاطفي يك دختر جوان با مردي ثروتمند و بانفوذ را روايت ميكند. اين كتاب سهگانه است كه توانسته عنوان پرفروشترين كتاب سايت آمازون را به خود اختصاص دهد. اين كتاب هم از تيغ سانسور در امان نبوده و به دليل توصيفهاي بيپرده از برهنگي و ديدگاههاي مذهبي و زبان توهينآميز سانسور شده است.
5- بازي گرسنگان، عنوان اين كتاب براي علاقهمندان به سينما نام آشنايي به شمار ميرود. فيلمي پرفروش بر اساس داستان بازي گرسنگان نوشته سوزالن كالينز ساخته شده، اما كتاب آن به دلايل مذهبي در امريكا سانسور شده است.
6- يك پسر بد ميتواند براي يك دختر خوب باشد، اين رمان نوشته تانيا لي استون نيز به خاطر توصيفهايي از مواد مخدر، الكل، سيگار كشيدن، برهنگي و پرداختن صريح به امور جنسي سانسور شده است.
7- درجستوجوي آلاسكا، نوشته جان گرين، اصولاً در امريكا ساخت فيلم با تصاوير جنسي راحت از انتشار كتاب است زيرا در حالي كه «سارا پولي» بازيگر و كارگردان مشهور كانادايي در حال تدارك ساخت فيلمي بر اساس رمان «در جستوجوي آلاسكا» است، اين كتاب در امريكا به دليل توصيفهاي صريح جنسي و مصرف الكل و سيگار كشيدن ممنوع شده است.
8- گوشهگيري يك شب بو، نوشته استفان چبوسكي هم با آنكه فيلمش در سال 2012 در عالم سينما درخشش خوبي داشت اما در حوزه نشر به دليل توصيفهاي جنسي، مواد مخدر، الكل، سيگار كشيدن و همجنسگرايي ممنوع شد.
9- به من بركت بده اي نهايت، نوشته آنايا رودولفو، به دليل شيطانپرستي، ديدگاههاي مذهبي و توصيف صريح جنسي سانسور شده است.
10- استخوان، نوشته جف اسميت به خاطر ديدگاههاي سياسي، نژادپرستي و خشونت دچار سانسور شده است.