به گزارش خبرنگار ما، نخستين ورقهاي اين پرونده روز 17 تير ماه سال 85 در
حالي از سوي مأموران پليس ورق خورد كه دختر جواني به اتهام تجاوز به عنف و
اغفال از مرد شيطانصفت شكايت كرد.
نخستين شكايت
شاكي كه دختري 23 ساله به نام مهتاب بود در توضيح ماجرا گفت: من دانشجوي مهندسي عمران در يكي از دانشگاههاي تهران هستم. مدتي قبل با مرد جواني آشنا شدم. او اطلاعات زيادي داشت و خودش را استاد دانشگاه معرفي كرد. مرد جوان به من گفت كه مربي كلاسهاي رواندرماني است و جلسات زيادي را درباره عرفان و. . . در سطح ايران بر گزار ميكند. وي مرا با حرفهايش گول زد و از من خواست در كلاسهاي رواندرماني شركت كنم و من هم قبول كردم. اولين روز كه وارد كلاسهاي او شدم با تعدادي زيادي زن و مرد جوان روبهرو شدم كه ميگفت همگي شاگردان و مريدان او هستند.
به من تعرض كرد
بعد از مدتي ارتباط متوجه شدم كه او در كلاسهايش دختران جوان را اغفال و از آنها سوءاستفاده ميكند. وي در حالي كه گريه امانش نميداد، گفت: روزي كه متوجه نيت شوم او شدم تصميم گرفتم با او قطع رابطه كنم و ديگر در كلاسهايش شركت نكنم اما آن روز به زور به من تجاوز كرد. با گريه و التماس از او خواستم مرا رها كند اما فايدهاي نداشت. مرد شيطانصفت مرا تهديد كرد و گفت اگر شكايت كنم مرا خواهد كشت.
با طرح اين شكايت پرونده به دستور بازپرس دادسراي جنايي براي تحقيقات در اختيار تيمي زبده از كارآگاهان پليس آگاهي قرار گرفت. در حالي كه مأموران پليس تحقيقات گستردهاي را براي شناسايي متهم آغاز كرده بودند با چندين شكايت مشابه ديگر از سوي زنان جوان روبهرو شدند.
دومين شكايت
دومين شاكي 24 تيرماه سال 85 هراسان به اداره پليس مراجعه و از مرد شيطانصفت به جرم تجاوز به عنف شكايت كرد. وي كه زن 29سالهاي بود، گفت: من متأهل هستم. مدتي قبل از طريق يكي از دوستانم با مرد جواني آشنا شدم كه مدعي بود استاد رشته رواندرماني است.
مرد جوان گفت كه شاگردان زيادي دارد و دركلاسهايش موضوعات خوبي را درباره زندگي، عرفان و رواندرماني تدريس ميكند. وي به من پيشنهاد داد تا در كلاسهايش شركت كنم و من هم قبول كردم. وي تبحر خاصي در حرف زدن داشت به طوري كه بعد از كمي گوش دادن به حرفهايش جذب او ميشدي. مدتي به همراه تعداد زيادي مرد و زن جوان در كلاسهاي او شركت كردم تا اينكه روزي در پايان كلاس روانيدرماني به من پيشنهاد داد تا به تنهايي فنوني از رواندرماني را به من آموزش دهد. او با چربزباني مرا گول زد و من بعد از پايان كلاس ماندم.
التماسهايم فايده نداشت
وي كه اشك پهناي صورتش را خيس كرده بود، ادامه داد: مرد شيطانصفت ابتدا با من كمي حرف زد و بعد خودش را به من نزديك كرد. وقتي متوجه نيت سياهش شدم، تصميم گرفتم آنجا را ترك كنم اما او مانع من شد و مرا تهديد كرد. با گريه و زاري به او التماس كردم و حتي گفتم كه متأهل هستم اما او مرا رها نكرد و به زور مرا مورد آزار و اذيت قرار داد. بعد از اين مرا تهديد كرد اگر موضوع را با كسي درميان بگذارم، همسرم را با خبر ميكند تا زندگيام خراب شود. شاكيان ديگر هم در اداره پليس از مرد شيطانصفت به اتهام تجاوز و اغفال شكايت كردند.
شناسايي مرد شيطانصفت
از سوي ديگر تحقيقات پليسي هم نشان داد متهم مردي به نام محسن امير اصلاني است كه در پوشش برگزاري كلاسهاي رواندرماني و عرفان كاذب زنان و دختران جوان را جذب و بعد از اغفال، به آنها تجاوز ميكند. سرانجام مأموران پليس مرد شيطانصفت را به دستور بازپرس جنايي دستگير كردند. متهم ابتدا با تناقضگويي قصد فريب پليس را داشت اما وقتي با شاكيان روبهرو شد به جرم خود اقرار كرد.
وي در بازجوييها به آزار و اذيت شاكيان اعتراف كرد و پرونده بعد از تحقيقات تكميلي براي رسيدگي به شعبه 72 دادگاه كيفري استان فرستاده شد. هيئت قضايي بعد از شنيدن دفاعيات متهم و وكيل مدافعش، مرد شيطانصفت را به اتهام تجاوز به عنف، محاربه و افساد فيالارض مجرم شناختند و به اعدام محكوم كردند. رأي دادگاه بعد از اعتراض متهم در شعبه 13 ديوان عالي كشور بررسي و تأييد شد.
اجراي حكم
سرانجام حكم اعدام متهم بعد از سير مراحل قانوني در شعبه اجراي احكام دادسراي جنايي پايتخت، صبح ديروز در زندان رجايي شهر با چوبه دار اجرا شد. بدين ترتيب مرد شيطانصفت به سزاي اعمالش رسيد.